با كاروان نور
جغرافياى تاريخى هجرت حضرت معصومه (س)

سيد عليرضا سيد كبارى

- ۶ -


در شماره‏هاى قبل از همراهان و مسافت‏هاى منازل كاروان نور حضرت معصومه(س) سخن گفتيم اينك دراين شماره به معرفى بيشتر شهرستانها و منازل بين راه‏مى‏پردازيم.

1. مدينه

مدينه از سال اول هجرت تا زندانى شدن امام كاظم(ع)، محل سكونت دائمى آل رسول(ع) محسوب مى‏شد. با شهادت امام كاظم(ع)، در بغداد، امام رضا(ع) بار ديگر منصب امامت را در مدينه تداوم بخشيد تا آنگاه كه با هجرت اجباريش به خراسان، علويان و اصحاب خاص آن بزرگوار نيز راه ايران را در پيش گرفتند. حضرت فاطمه معصومه(س) و كاروان همراهش يكى از اين گروههاى مهاجر بودند.

تاريخ نويسان زيادى از انگيزه و چگونگى هجرت مهاجران علوى به ايران و سلوك عملى آنان در مدينه سخنى به ميان نياورده‏اند اما با توجه به حيات سياسى و فرهنگى آن دوره مى‏توان دريافت كه هجرت امام رضا(ع) به ايران عامل اساسى اين مهاجرتها بود.

زيرا امام رضا(ع) پيشواى دينى و سياسى شيعيان، به خصوص علويان و خاندان طهارت، بود و سرپرستى خاندان موسوى پس از شهادت امام هفتم(ع) را نيز بر عهده داشت; چنانكه در وصيت‏نامه امام موسى كاظم(ع) به اين مساله تصريح شده است. از اين روى علويان و بخصوص خاندان موسوى در پيوستن به امام رضا(ع) اصرار داشتند. به يقين حضرت معصومه(س) و همراهان نيز با همين انگيزه هنگام خارج شدن از مدينه با رسول خدا(ص) وداع كرده، راه طولانى مرو را در پيش گرفتند.

2. معدن نقره

در منزلگاه معدن نقره بدويان بسيارى ساكنند. آب شرب اندك ساكنان آن از چاهها تامين مى‏شود. اين منزلگاه محل تلاقى راه مدينه، كوفه و بصره است; اصطخرى در اين باره مى‏گويد:

«از كوفه تا مدينه بيست مرحله دارند... و از بصره به مدينه هژده مرحله باشد و به معدن نقره راه كوفه و بصره به هم اوفتد».

از مدينه تا معدن نقره، مسير مشترك حضرت امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) است و از معدن نقره امام رضا(ع) راه «نباج‏» را در پيش گرفت و حضرت معصومه(س) به قادسيه رفت تا از مسير كوفه به برادر بپيوندد.

3. قادسيه

روستاى كوچكى نزديك كوفه و در مسير كاروانهاى حج است.

خسروپرويز، براى دفع اتراك شخصى به نام قادس را به آنجا فرستاد و به اين جهت اين روستا به نام او «قادسيه‏» نامگذارى شد.

ابوالفداء موقعيت قادسيه را در «تقويم البلدان‏» اينگونه به تصوير كشيده است:

«قادسيه شهرى است كوچك با نخلستان‏ها و آب‏ها. قادسيه و حيره و خورنق همه در حاشيه بيابان و كنار سواد عراق واقع شده‏اند. بيابان در جانب غربى اين شهرها، و نخلستان‏ها و رودها در جانب شرقى آنهاست‏».

در «المشترك‏» آمده است كه: قادسيه شهركى است. ميان آن و كوفه پانزده فرسخ است. بر سر راه حجاج، واقعه قادسيه در ايام عمر بن‏الخطاب در آنجا اتفاق افتاد. نيز قادسيه قريه‏اى است‏بزرگ نزديك سامرا در آنجا شيشه مى‏سازند. در «الترتيب‏» آمده است كه: قادسيه را بدان جهت‏بدين نام خوانده‏اند كه اهل قادس بدان نزول كردند. و قادس قريه‏اى است در مروالرود.

4. كوفه و نجف

كوفه از شهرهاى اقليم سوم از عراق، بر كناره شعبه‏اى از فرات قرار دارد. مؤلف «حدود العالم‏» در اين باره مى‏گويد:

«كوفه، شهركى است‏بر لب رود فرات نهاده و بناى وى سعد بن‏ابى‏وقاص كرده است و روضه اميرالمؤمنين على‏بن‏ابى‏طالب (كرم الله وجهه) آنجاست‏».

ابوالفداء به نقل از العزيزى مى‏نويسد:

«كوفه‏» به قدر نيمه‏اى از بغداد است و قبر اميرالمؤمنين على‏بن‏ابى‏طالب (كرم الله وجهه) در نزديكى آن است. مشهدى عظيم ساخته‏اند و مردم از اقطار زمين به زيارت آن مى‏آيند. در «الترتيب‏» آمده است كه كوفه را از جهت تدوير بنايش بدين نام خوانده‏اند. چه عرب وقتى توده‏اى از رمل را به شكل مدور بيند گويد: «رايت كوفانا» و نيز گفته‏اند: از جهت اجتماع مردم در آن به كوفه موسوم شده، چه وقتى رمل‏ها در يك جا بر هم انباشته شوند، گويند: «تكوف الرمل‏».

مدينه از سال اول هجرت تا زندانى شدن امام كاظم(ع)، محل سكونت دائمى آل رسول(ع) محسوب مى‏شد.

با توجه به اين نكته مرقد مطهر امام على(ع) تا زمان هارون الرشيد مخفى بود و امامان شيعه و اصحاب خاص پنهانى به زيارت آن حضرت مى‏رفتند، به نظر مى‏رسد حضرت فاطمه معصومه نيز درگذر از اين شهر به زيارت مرقد مطهر حضرت على(ع) رفته است.

در اين شهر شمار زيادى از علويان نيز مدفونند كه آرامگاه «مسلم بن‏عقيل‏» يكى از آنهاست.

5. بغداد و كاظمين

در «اللباب‏» آمده است كه:

«بغداد» را بدان سبب بدين نام خوانده‏اند كه به «كسرى‏»، خواجه‏سرايى از مردم مشرق اهداء شد. و كسرى اين سرزمين را بدو اقطاع داد و آن خواجه‏سرا را بتى بود كه در مشرق مى‏پرستيدند به نام «بغ‏» و چون آن اقطاع بدو داد او را «بغ‏داد» خواند.»

از اين رو فقهاء از ذكر اين نام كراهت دارند و بدين سبب منصور آن را «مدينة السلام‏» ناميد. چه دجله را «وادى السلام‏» مى‏گفتند.

«... برخى گويند: «بغ‏» به زبان فارسى به معنى «بستان باغ‏» است و «داد» نام مردى است. يعنى بستان داد. باغ داد...».

حمدالله مستوفى در باره مرقد امام‏زادگان در اين شهر مى‏گويد:

«... بر ظاهر آن مشاهد و مزارات متبركه بسيار است. بر جانب غربى مشهد حضرت امام موسى كاظم و نواده او حضرت امام محمد تقى الجواد (رضى الله عنهما) است و آن موضع اكنون شهرچه‏اى است، دورش شش هزار گام بود...».

با توجه به اين نكته كه حضرت فاطمه معصومه(س) از مسير بغداد راه مرو را در پيش گرفته، به احتمال زياد به زيارت مرقد حضرت باب الحوائج امام موساى كاظم(عليه آلاف التحية و الثناء) نيز نائل آمده است.

با توجه به اين نكته مرقد مطهر امام على(ع) تا زمان هارون الرشيد مخفى بود و امامان شيعه و اصحاب خاص پنهانى به زيارت آن حضرت مى‏رفتند، به نظر مى‏رسد حضرت فاطمه معصومه نيز درگذر از اين شهر به زيارت مرقد مطهر حضرت على(ع) رفته است.

بغداد تا «رى‏»

حضرت فاطمه معصومه(س) در ادامه مسير مدينه تا مرو، مى‏بايد خود را از راه بغداد به شهر رى مى‏رساند و از آنجا راه شمال را در پيش مى‏گرفت و از راه آمل، سارى و ... به مرو مى‏رفت و يا از راه رى، ورامين، خوار، سمنان و ...، كه راه كويرى است، به برادر مى‏پيوست.

ليكن در اثر حمله دشمنان اسلام و كشته شدن مردان و بيمارى آن حضرت از راه ساوه به قم آمد و در قم به لقاءالله پيوست.

مهمترين شهرها و منازلى كه حضرت معصومه(س) و كاروان همراه در ادامه مسير از بغداد تا ساوه پيمودند عبارتند از:

1 - از بغداد تا نهروان: 4 فرسخ.

2 - نهروان تا دير ترمه: 4 فرسخ.

3 - دير ترمه تا دسكره: 8 فرسخ.

4 - دسكره تا جولا:7 فرسخ.

5 - جولاء تا خانقين:7 فرسخ.

6 - خانقين تا قصر شيرين:6 فرسخ.

7 - قصر شيرين تا حلوان: 5 فرسخ.

8 - حلوان تا ماى ذرواستان: 4 فرسخ.

9 - ماى ذرواستان تا مرج القلعه:6 فرسخ.

10 - مرج القلعه تا زبيديه:7 فرسخ.

11 - زبيديه تا خوش كارش:3 فرسخ.

12 - خوش كارش تا قصر عمر: 4 فرسخ.

13 - قصر عمر تا قرماشين: 8 فرسخ.

14 - قرماشين تا شبديز:3 فرسخ.

15 - قرماشين تا دكان:6 فرسخ.

16 - دكان تا قصر اللصوص:7 فرسخ.

17 - قصر اللصوص تا خنداد:7 فرسخ.

18 - خنداد تا همدان: 8 فرسخ.

19 - همدان تا بوزنجرد:9 فرسخ.

20 - بوزنجرد تا طرزه: 8 فرسخ.

21 - طرزه تا روذه:7 فرسخ.

22 - روذه تا سونقين:7 فرسخ.

23 - سونقين تا ساوه: 8 فرسخ.

در ادامه مسير اصطخرى فاصله ساوه تا قم را 12 فرسنگ ذكر مى‏كند.

6. همدان

همدان شهرى جليل القدر داراى اقليمها و انسانهاى بسيار است كه در سال بيست و سه فتح شد و خراج آن شش ميليون درهم بود و همان است كه «ماه بصره‏» ناميده مى‏شود. چه خراج آن در حساب بخششهاى اهل بصره حمل مى‏شده است. و آب آشاميدنى اهالى آن از چشمه‏ها و رودخانه‏هايى بود كه در زمستان و تابستان جريان داشت و برخى از آنها تا «شوش‏» از استانهاى اهواز جارى مى‏شد و سپس به «دجيل‏» [دجله كوچك] نهر اهواز پيوسته تا شهر اهواز مى‏رسد.

7. ساوه

ساوه در مغرب رى و در جنوب طالقان است و آوه در جنوب غربى ساوه واقع شده است. ساوه شهر بزرگى بود كه بر سر راه حجاج خراسان بازارهاى نيكو داشت. شهرى خوش با خانه‏هاى نيكو بود. ميان ساوه و قم، دوازده فرسخ است. و در «اللباب‏» آمده است كه: ساوه ميان رى و همدان است.

مؤلف تاريخ قم از حضور حضرت فاطمه معصومه(س) در شهر ساوه خبر داده است; كه با كاروانى جهت ملاقات برادر امامش، از مدينه راهى مرو بود و در ساوه بيمار شد و به قم آمد.

اما مؤلف بحرالانساب علت‏بيمارى حضرت را مسموم شدن ايشان در ساوه ذكر مى‏كند، همانگونه كه برادران آن بانو در اين شهر به شهادت رسيدند و در اثر سمى كه به بانوان كاروان داده شد، «فاطمه صغرى‏»(س) قبل از «فاطمه كبرى‏»، حضرت معصومه(س) در روستايى از روستاهاى آشتيان به شهادت رسيد. در بحرالانساب آمده‏است.

«اما ستى فاطمه ملقب به معصومه خاتون دختر امام كاظم (عليه السلام) علو مرتبه زياده از حد بيان است، در سال دويست و يك هجرى زمان ولايت عهدى حضرت امام رضا (عليه السلام) با برادران خود فضل و على و جعفر و هادى و قاسم و زيد با بعضى از برادرزادگان و چند خدمه از بغداد به عزم ديدار برادر عازم خراسان شدند. بعد از طى طريق چون به شهر ساوه كه يك منزلى قم است، رسيدند ملحدان ساوه خبر شدند، در صدد اذيت‏برآمده، با امام‏زادگان محاربه كردند، آخرالامر تمامى امامزادگان كه بيست و سه نفر بودند شهيد شدند، چون اهالى قم خبر يافتند، بشتافتند، وقتى رسيدند كه امام‏زادگان شهيد شده بودند، آنها را دفن نموده، ستى فاطمه را با خدم و حشم به شهر قم بردند...»

حمله حراميان بنى‏عباس در ساوه به كاروان حضرت فاطمه معصومه(س) و شهادت مردان كاروان و مسموم كردن بانوان از سوى برخى ديگر از مورخان نيز تاييد شده است.

استاد جعفر مرتضى عاملى بر اين عقيده است كه حضرت فاطمه معصومه(س) در اين تهاجم به دست عباسيان مسموم شده است.

«لسترنج‏» هم در كتاب «جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت‏شرقى‏» به مسموميت كريمه اهل بيت اشاره نموده‏است.

بعد از طى طريق چون به شهر ساوه كه يك منزلى قم است، رسيدند ملحدان آنجا خبر شدند، در صدد اذيت‏برآمده، با امام‏زادگان محاربه كردند، آخرالامر تمامى امامزادگان كه بيست و سه نفر بودند شهيد شدند، چون اهالى قم خبر يافتند، بشتافتند، وقتى رسيدند كه امام‏زادگان شهيد شده بودند، آنها را دفن نموده، ستى فاطمه را با خدم و حشم به شهر قم بردند...

«شهر قم در شمال كاشان، چون مزار حضرت فاطمه خواهر امام رضا(ع) معاصر هارون الرشيد است. نزد شيعيان شهرت كامل دارد و معروف است، هنگامى كه آن معصومه مى‏خواست‏به ديدار برادرش به خراسان رود، در شهر قم مسموم گرديد و وفات يافت.»

تفاوت گزارش لسترنج‏با ديگران در اين است كه او محل مسموميت‏حضرت معصومه(س) را شهر قم ذكر مى‏كند. اما اين گزارش با ديگر قرائن تاريخى موافق نيست. ليكن تاكيد او و ديگران به مسموميت كريمه اهل بيت‏7، شهادت آن بانوى مكرمه امرى مسلم و غير قابل انكار مى‏نمايد.

از علل پذيرش قول مؤلف بحرالانساب در مورد حمله حراميان بنى‏عباس به كاروان مدينه و شهادت‏مردان كاروان، وجود آرامگاههايى از فرزندان امام كاظم(ع) در شهر ساوه‏است.

حمدالله مستوفى وقتى از شهر ساوه ياد مى‏كند، به يادآورى مزارها و مشهدهاى شهر پرداخته، به تربت امامزاده اسحاق اشاره مى‏نمايد:

«... و از مزار اكابر و اوليا تربت‏شيخ عثمان ساوجى و بر ظاهر آن به جانب شمال مشهد سيد اسحاق بن امام موسى الكاظم (رضى الله عنهما) است...»

اسحاق بن‏موسى بن‏جعفر(ع) يكى از اولاد ذكور امام كاظم(ع) است كه نام وى در كتب انساب ميان فرزندان امام هفتم ذكر شده است.

على اكبر تشيد از مزار ديگرى در ده كيلومترى شهرستان ساوه بنام امامزاده هارون قدس سره ياد مى‏كند، نامش در كتب انساب در رديف پسران امام كاظم(ع) ذكر شده است، وى گويد:

«در ده كيلومترى شهرستان ساوه مزارى موجود است كه به نام امامزاده سيد هارون بن‏موسى‏الكاظم (عليه السلام) ناميده مى‏شود و در السنه مردم نسلا بعد نسل از زمان قديم گفته مى‏شود كه اين سيد جليل بعد از تفرقه سادات بوسيله سپاه عباسان با جراحات زيادى در داخل زراعات قريه «ورزنه‏» به زمين افتاده و در حال ضعف و اغماء بوده است. ... عمال مامون ملعون كه آن حضرت را جستجو مى‏كرده‏اند، ... فورا به قتلش مبادرت مى‏نمايند.»

بدين ترتيب دو تن از برادران همراه حضرت معصومه(س) در ساوه به شهادت رسيده‏اند.

8. تفرش

مؤلف جغرافياى تاريخى تفرش و آشتيان از وجود امامزاده‏هايى در اين منطقه كه از فرزندان، بى‏واسطه و با واسطه، حضرت امام كاظم(عليه السلام) هستند، خبر داده است. به احتمال زياد اين اشخاص از همراهان حضرت معصومه(س) بوده‏اند كه در اثر حمله‏اى ديگر از سوى عباسيان و يا در اثر جراحتى كه داشته‏اند در بين راه به شهادت رسيده‏اند.

امامزادگان ديگرى كه بدون واسطه از فرزندان امام كاظم(ع) بوده و در روستاهاى تفرش مدفونند، عبارتند از:

1. محمد فرزند امام كاظم(ع)

اين امامزاده در خاور شهر تفرش در كويى است كه به مناسبت مزار همين امامزاده محمد، «مشهد» ناميده مى‏شود.

مشهد امامزاده محمد، از بناهاى عصر صفويه و آراسته به كاشيكارى، تزئيينات، گچ‏برى و نقاشى همان دوره است. اين مزار داراى بقعه، مرقد، صندوق منبت كارى شده، گنبد و چند ايوان و صحن است.

به نظر مى‏رسد كه بناى گنبد به سال 950 هجرى آغاز و به سال‏956 به پايان رسيده باشد. ولى قسمتى از تزئينات، همزمان بنيان ايوان سردر ورودى صحن 1050 انجام يافته است.

2. امامزاده هادى فرزند امام كاظم(ع)

بقعه‏اى در دهكده جمزقان در دهستان قاهان از بخش خلجستان به نام امامزاده هادى فرزند موسى كاظم(ع) است كه مردم روستاهاى دور و نزديك به زيارت آن مى‏روند. احتمال اينكه اين امامزداگان از همراهان حضرت معصومه(س) بوده و در حمله نيروهاى بنى‏عباس متوارى و يا شهيد شده باشند، وجود دارد.