قطره زلال
امر به معروف در عصر ما

محمدرضا اكبرى

- ۶ -


فصل ششم : ريشه‏هاى شكست در امر و نهى دينى

امر به معروف مايه حيات جامعه اسلامى است.

تحليل ريشه‏هاى شكست

عوامل فراوانى در شكست امر و نهى دينى تأثير دارند كه به اختصار به آنها مى‏پردازيم.

1 - نسنجيدگى

يكى از ريشه‏هاى شكست نسنجيده عمل كردن است. امر و نهى دينى شرايطى دارد كه ملاحظه آنها يك ضرورت است. يكى از شرايط، احتمال تأثير است. عده‏اى به محض ديدن معصيت كمر همت بر نهى از آن مى‏بندند در حالى كه با يك محاسبه كوتاه معلوم مى‏گردد امر و نهى آنها تأثيرى نخواهد داشت. اقدام به چنين امر و نهى دينى بى‏نتيجه و موجب سرخوردگى امر و نهى كننده مى‏گردد، و چه بسا چنين حركت مقدسى به لوثى گرايد. البته همان‏گونه كه خوشبينى بيش از حد مضر است يأس از تأثير هم ضررى جبران ناپذير دارد. عده‏اى در طرف تفريط قرار گرفته‏اند و بدون كمترين محاسبه‏اى امر و نهى خود را بدون تأثير مى‏دانند. اين روحيه تفريط گرايانه انسان را به ترك اين فريضه الهى سوق مى‏دهد و از هر گونه حركت اصلاحى نااميد مى‏سازد.

نبود مفسده و ضرر در امر و نهى دينى يكى ديگر از شرايط است كه بى‏توجهى به آن سبب ابتلاى انسان به ضررهاى مالى، جسمى، آبرويى و چه بسا جانى گردد. آن‏گاه فرد، ناكامى خود را به امر و نهى دينى نسبت مى‏دهد بدون آن‏كه كمترين توجهى در نسنجيده عمل كردن خود داشته باشد. نتيجه اين حركت‏هاى بدون محاسبه، ناكامى و گرفتارى مؤمن و سرخوردگى از انجام صحيح اين فريضه اصلاحگرايانه است.

2 - رعايت نكردن مراتب امر و نهى

رعايت مراتب، اصل مهمى است كه از جنبه‏هاى اخلاقى و روانى خاصى برخوردار است. بى‏توجهى به اين اصل، امر و نهى را كمرنگ يا دشوار مى‏سازد. به كارگيرى مراتب و مراحل بالاتر در صورت كافى بودن مراتب پايين، امر و نهى دينى را با فشار بيشتر و در نتيجه لجبازى يا عكس‏العمل منفى گنهكار روبرو مى‏سازد و حداقل، آن را بدون تأثير مى‏كند. وقتى با يك اخم كردن گناه ترك مى‏شود ضرورتى بر به‏كارگيرى مراتب بالاتر نيست و اگر كسى با موعظه يا درخواست و امثال آن انجام واجب يا ترك گناه را مى‏پذيرد ضرورتى بر خشونت در كلام و رفتار مشابه آن وجود ندارد. بى‏توجهى به مراتب امر و نهى بيشتر از سوى صاحب منصبان اجتماعى، اقتصادى، سياسى و هم‏چنين پدران و مادران و به‏ويژه پيرمردان و پيرزنان و افراد عصبى صورت مى‏پذيرد. يكى از علل عمده شكست كهن‏سالان در امر و نهى جوانان، تندى و خشونت غير لازم و بلكه بى‏مورد آنهاست.

بى‏توجهى كهن‏سالان به شخصيت جوانان امر و نهى آنان را بى‏تأثير و چه بسا با تمسخر روبرو مى‏گرداند. بزرگسالان آگاهند كه امر و نهى دينى جولانگاه تاخت و تاز آنها به جوانان نيست. امر به معروف و نهى از منكر حتى در مرحله سوم، ماهيت بازدارندگى دارد نه آزاردهندگى. بنابراين برخوردهاى كوبنده‏اى كه بدون هدف سازندگى و بازدارندگى صورت مى‏پذيرد از حقيقت امر و نهى دينى فاصله‏اى عميق دارد.

البته آنچه بيان گرديد به اين معنا نيست كه هيچ گاه از مراحل بالا استفاده نشود بلكه مراد استفاده غيرضرورى و ناموجه از مراحل بالاتر است كه گاهى سبب بدبينى و زدگى گنهكار از احكام اسلامى مى‏شود. تجربه نشان داده است كه يكى از عوامل مهم شكست امرونهى كنندگان توهين و تندى بى‏مورد بوده است.

3 - اعمال سليقه‏هاى ناموجه

آنچه بايد در امر و نهى دينى مورد توجه قرار گيرد بايدها و نبايدهاى شرعى و عقلى است. اما اگر با اعمال سليقه‏ها و حبّ و بغض‏هاى شخصى درآميزد قداست امر و نهى دينى از بين مى‏رود و موفقيت آن به دشوارى مى‏گرايد. امر و نهى كننده بايد به دنبال انجام واجب و ترك گناه باشد و به مسائل جزئى و جانبى حساسيت نورزد كه چه بسا اين حساسيت‏ها سبب ترك واجب يا انجام گناه گردد. البته واجب بايد به طور كامل انجام گيرد و حرام نيز به طور كامل ترك گردد ولى مادامى كه افراد در مناطق ممنوع شرعى وارد نشده‏اند گناهى نكرده‏اند، و تا هنگامى كه حداقل واجبات را انجام دهند به معصيت آلوده نشده‏اند. البته افراد نبايد به دنبال حداقل‏هاى واجبات شرعى باشند كه با كمترين كاهشِ در عمل به حرام مبتلا شوند يا آن‏چنان در مقام عمل به مرزهاى حرام نزديك گردند كه با كمترين افزايش به حرام گرفتار آيند يا به اباحى‏گرى گرايند.

انجام مباحات اشكال ندارد اما اباحى‏گرى روحيه مثبتى نيست. يعنى انسان همواره به دنبال اين باشد كه مباحات را بيابد و به انجام آنها همت گمارد. بسيار تفاوت دارد كه شخصى به دنبال آن باشد كه عملى حرام نباشد تا آن را انجام دهد يا به‏دنبال دستورهاى واجب و مستحبى اسلام باشد تا به آنها عمل كند. اين دو روحيه، دو تفكر، و دو نوع خطمشى متفاوت است كه در دو كلمه دين‏گرايى و اباحى‏گرى خلاصه مى‏شود. زيرا ارتكاب مباحات تديّن نيست بلكه حركت به دنبال بايدهاى دينى تديّن است.

روحيه اباحى‏گرى و فرو رفتن كامل در حلال دنيا سبب گسترش غفلت از ياد خداست. ارتكاب مباحات تذكرى را لازم ندارد اما روحيه اباحى‏گرى نيازمند تذكر است.

4 - بى‏توجهى به دستورهاى دينى

بدون شك تأثير سخن كسانى كه نسبت به حدود و احكام الهى بى‏توجه و از زينت عمل به آنها بى‏بهره‏اند اندك است. نهى از دروغ يك دروغگو موفقيتى در پى‏ندارد. نهى از غيبت يك غيبت كننده به بار نمى‏نشيند بلكه نهى از منكر كسى كه گناهى غير از گناه مورد نهى خود را مرتكب مى‏شود تأثير كمترى دارد. ترك عمل به بايدهاى دينى و ارتكاب محرمات به‏ويژه در انظار مردم يكى از عوامل ناكامى در امر و نهى دينى به حساب مى‏آيد. كسى كه اهل عمل به احكام الهى است ضمن اين‏كه به‏راحتى امر و نهى مى‏كند و كلام او از تأثير درخور توجهى برخوردار است عملى را كه انجام مى‏دهد خود دعوت كننده به نيكى‏هاست. با اين همه، سستى مسامحه كاران نبايد بهانه ترك امر و نهى آنها شود.

گويند: كودكى را براى نهى از خوردن خرما به نزد رسول خدا (ص) آوردند اما حضرت كه خود در آن روز خرما خورده بود نهى او را به روز ديگر موكول فرمود تا سخن او موثر قرار گيرد. اگر چه اين قضيه شاهد مثال مشهورى شده است اما از جمله قضايايى است كه نمى‏توان به رسول خدا (ص) نسبت داد، زيرا ضمن اين كه سند محكمى ندارد، هيچ يك از عقلا، اطبا و اديان الهى نگفته‏اند طبيب يا هر فرد توصيه كننده به ترك برخى خوردنى‏هاى حلال، خود به ترك آنها همت گمارد تا تأثير كلام او در بيمار افزايش يابد. ضمن اين‏كه چنين امرى وضعيت خوراكى اطبا را بحرانى مى‏كند.

5 - مخالفت گنهكار

يكى از علل منفى در به بار نشستن نهال امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر ضعف گنهكار و كويرى بودن سرزمين وجود اوست كه بذر نيكى‏ها را در خود نمى‏پذيرد. اين عدم پذيرش كه ناشى از لجاجت، عناد و گره‏هاى كور قلبى در فكر و اعتقاد آنهاست امر و نهى دينى را با شكست روبرو مى‏سازد اما اين يك عامل از عوامل مختلفى است كه در تضعيف امر و نهى دينى مؤثر است و با اصلاح ساير عوامل مى‏توان به اصلاح‏هاى وسيع اجتماعى نايل گرديد.

6 - بى‏توجهى به زمان و مكان امر و نهى

شكست برخى از امر و نهى‏هاى غيرموفق ريشه در انتخاب مكان يا زمان آنها دارد. انتخاب زمان يا مكان نامناسب لجاجت و پرخاشگرى گنهكار را به همراه دارد. نهى از منكر فرد در بين دوستانش غرور و مخالفت او را ظاهر مى‏كند و چه بسا تذكر دهنده را استهزا كند اما همين تذكر كه در خلوت صورت مى‏پذيرد عكس‏العمل منفى او را به همراه ندارد ضمن اين‏كه تأثيرات مطلوبى را به همراه دارد. همه افراد به حفظ شخصيت و اعتبار خود اهميت مى‏دهند و اگر كمترين نقصى در بين مردم به آن وارد شود حالت دفاع و تهاجم به خود مى‏گيرند. آن‏گاه اولين چيزى كه قربانى مى‏شود هدف اصلاحگرانه نهى كننده از منكر است.

اميرالمؤمنين (ع) فرمود: كسى كه در پنهانى برادرش را موعظه كند او را احترام كرده است و كسى كه وى را در نزد ديگران موعظه كند به او بدى روا داشته است. (65)

البته اين بدان معنا نيست كه هيچ‏گاه كسى در بين مردم مورد تذكر قرار نگيرد. زيرا گاهى تأثير امر و نهى به انجام آن در بين مردم منحصر مى‏شود به‏ويژه مردمى كه از عيب گنهكار آگاه و با تذكر به او موافق‏اند. (البته اين در صورتى است كه فسق گنهكار آشكار باشد.)

7 - ترك همكارى حكومت و امر و نهى كنندگان

بدون شك وحدت بين مردم و حكومت بازده هر حركتى را در سطح بالايى افزايش مى‏دهد، و اختلاف بين اين دو قطب اساسى كشور هر طرح و حركتى را به اختلال مى‏كشاند، و امر و نهى دينى را دچار ركود مى‏كند.

اصلاح اجتماعى حركت خاصى است كه در برخى اوقات به نزاع و مراجعه به دستگاه‏هاى حكومتى مى‏انجامد. اگر در نيروى انتظامى و سپس دستگاه قضايى از امر و نهى كنندگان حمايت نشود و بلكه از گنهكاران حمايت شود، روحيه انجام امر و نهى ضعيف مى‏گردد و تمايل مؤمنين به انجام آن كاهش مى‏يابد، و چه بسا به دليل متضرر شدن از ناحيه برخى دستگاه‏هاى حكومتى ترك آن را شرعى تلقى كنند و مسئوليت گسترش ناهنجارى‏هاى اخلاقى را به عهده آنها گذارده و عملاً خود را منزوى سازند. ناسازگارى هر يك از دستگاه‏ها يا افراد بلند مرتبه حكومتى به تنهائى مى‏تواند نقشى منفى در تحقق فريضه امر و نهى دينى داشته باشد. بنابراين حكومت اسلامى موظف است به‏طور جدى و قانونى از آمرين به معروف حمايت كند تا در پرتو آن پهن دشت جامعه اسلامى به گلستان ارزش‏ها تبديل شود.

8 - بى‏توجهى به شيوه‏هاى اجرائى موفق

امرونهى دينى مثل هر عمل ديگر بايد با شيوه‏هاى موفق و روش‏هاى كارشناسانه صورت گيرد. كسى كه به موارد تأثير و رموز موفقيت و شيوه‏هاى مجرب و كاربردى و ساير معارف و احكام اين حركت مقدس آشنايى نداشته باشد همانند كسى است كه از نماز جز واجب بودن، به سوى قبله بودن و با وضو بودن چيزى نداند. در حالى كه اگر به قرائت صحيح يكايك ذكرها در اعمال مختلف قيام، قعود، ركوع، سجود، زمان هر نماز، مكان و شرايط آن، امورى كه سبب بطلان وضو يا نماز است، توجه به برخى از احكام نظير شكيات نماز و بسيارى از مسائل مستحب، واجب، حرام و مكروه را كه ذكر آنها به طول مى‏انجامد آگاه نباشد در انجام وظيفه موفق نخواهد بود.

امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر يك مأموريت ويژه الهى است كه انجام موفقيت‏آميز آن جز در پرتو آگاهى به جوانب مختلف اين عمل حاصل نمى‏شود و نوشته موجود در راستاى چنين هدفى به رشته تحرير درآمده است.

فصل هفتم : شيوه‏هاى رفتارى در امر و نهى دينى

امر به معروف نشان روشن غيرت دينى مؤمن است.

شيوه‏هاى رفتارى در امرونهى دينى

همه كسانى كه به عنوان خطاكار مورد امرونهى دينى قرار مى‏گيرند داراى روحيه و ويژگى‏هاى يگانه و همسو نيستند. بنابراين بايد برخورد با آنها متناسب با ويژگى‏هاى آنان صورت پذيرد كه در اين فصل به تحليل‏هاى اخلاقى، روانى و اجتماعى آنها مى‏پردازيم. البته شيوه امرونهى گروه‏هائى كه ذكر مى‏شود به آنچه بيان مى‏گردد منحصر نمى‏شود و شيوه‏هاى ديگرى كه در مباحث مختلف اين كتاب آمده است مى‏تواند مفيد باشد.

شيوه امر و نهى به نوجوانان

برخورد موفق با نوجوانان گنهكارى كه به تكليف رسيده‏اند شيوه خاص خود را مى‏طلبد. آنها براساس اعتماد، اظهار محبت، تشويق، جايزه و امثال آن ارشاد مى‏شوند. امر و نهى به آنها بايد به طور روشن و توأم با احترام صورت گيرد. مثلاً به آنها گفته شود: تو پسر يا دختر خوبى هستى اما مى‏توانى بهتر از اين هم باشى و آن در صورتى است كه به ديگران دروغ نگويى، آزار نرسانى يا در منزل مردم نگاه نكنى، يا نماز خود را به طور مرتب بخوانى، يا در جلسه آموزش قرآن شركت نمايى.

رجاءبن حيات گويد روزى من و پدرم نزد معاذبن جبل بوديم. معاذ از پدرم پرسيد اين فرزند كيست؟ پدرم جواب داد: اين فرزندم (رجاء) است.

معاذ گفت: آيا قرآن را به او آموخته‏اى؟ جواب داد: خير

معاذ گفت: قرآن را به او بياموز. من از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: مردى نيست كه به فرزندش قرآن را آموزش دهد مگر اين‏كه در روز قيامت تاج سلطنت بر سر پدر و مادر او گذارده مى‏شود و با دو حلّه پوشانده مى‏شوند كه مردم نظير اين حله‏ها را نديده‏اند. سپس معاذ با دست خود بر شانه من زد و گفت: پسرم، اگر دوست دارى كه در روز قيامت دو حلّه به پدر و مادر خود بپوشانى قرآن را بياموز. (66)

خطاب صميمى به نوجوانان در جلب عواطف آنها موثر است.

استفاده از حس رقابت در رشد و صلاح نوجوانان نكته مهمى است. مثلاً به او گفته شود: انتظار من از شما اين است كه اين عمل را ترك كنى همان‏گونه كه آن نوجوان اين عمل را انجام نمى‏دهد. يا به او گفته شود: خداوند بچه‏هاى خوب را دوست دارد و خوبى انسان به عمل اوست كه كار خوب كند و كار بد را ترك نمايد. من دعا مى‏كنم كه از اين پس شما اين عمل را انجام ندهى يا اين دستور خدا را انجام دهى.

بيشتر گناهان نوجوانان باتوجه به شرايط سنى آنها از جهل به حكم خدا صورت مى‏گيرد از اين رو توضيح واجب و حرام در يك جو دوستانه و مطابق با فهم نوجوانان اثر خوبى دارد.

شيوه امر و نهى به جوانان

هنگامى كه انسان دوران كودكى و نوجوانى را سپرى كرد و به دوران جوانى يعنى بلوغ فكرى و جسمى و شكوفايى استعدادها و انتخاب‏هاى خود نايل گرديد، با توجه به توانايى‏هاى جسمانى و موقعيت‏هاى طلايى كه در انتخاب‏ها و تصميم‏گيرى‏ها در عرصه‏هاى مختلف زندگى دارد، براى خود ارزش و شخصيت خاصى قائل است. دوست دارد ديگران به او نگرش مثبت و محترمانه‏اى داشته باشند، و در عمل شخصيت او را مورد توجه قرار دهند. و در مقابل به كسانى كه به اين خواسته او توجه كرده، احترام او را به‏ويژه در نزد ديگران حفظ مى‏كنند صميميت و علاقه بيشترى ابراز مى‏دارد. البته اين روحيه در مقاطع بعدى عمر هم ادامه دارد اما دوران شروع آن از اهميت و حساسيت بيشترى برخوردار است.

استفاده از اين ويژگىِ جوان موفقيت امر و نهى دينى به او را افزايش مى‏دهد. چه اين‏كه جوانان به پذيرش حق نزديك‏تر و سريع‏ترند. مثلاً به او گفته شود: يك جوان با شخصيت، ديگران را تمسخر نمى‏كند، يا حيف نيست كه روح پاك يك جوان به گناه آلوده شود! يا جوانمردى و شجاعت به اين نيست كه كسى را بدون دليل شرعى و عقلى مورد ضرب و شتم قرار دهى بلكه شجاعت و مردانگى به اين است كه براى دفاع از حق ستيزه كنى، يا روح پاك جوان عزيزتر از آن است كه با تقليد از كفار غرب در لباس و وضعيت سر و صورت، خود را به ذلت بكشاند، يا جشن عروسى و نقطه شروع زندگى شرافتمندانه خود را به معصيت آلوده نكن. شب ازدواج شب آزمايش تقواى عروس و داما در پيشگاه خداوند است. تا معلوم گردد در اوج زمان شادى چه اندازه به احكام الهى پايبنداند.

ارشاد جوانان در نظر اسلام از اولويت خاصى برخوردار است و علت آن پذيرش سريع و قدرت عمل و طول عمرى است كه از آن برخوردارند و در پرتو آن مى‏توانند بركات و خدمات فراوانى را به اسلام و مسلمين ارائه دهند.

در بحث قبل شيوه‏هاى مختلفى را براى برخورد مثبت با نوجوانان بيان كرديم كه آن شيوه‏ها را مى‏توان در برخى از موارد براى جوان‏ها نيز مورد استفاده قرار داد.

شيوه امر و نهى به بزرگسالان

امر و نهى بزرگسالان از سوى كسانى كه از سن كمترى برخوردارند نيازمند اجراى برخى از شيوه‏هاست كه به تحليل آنها مى‏پردازيم.

با توجه به اين‏كه بزرگسالان از سابقه ايمانى بيشترى برخوردار بوده احترام آنها مورد توجه اسلام است. و از طرفى خود را با تجربه‏تر از ديگران دانسته و چه بسا آگاه‏تر از آنها به حساب آورند، و برخى از آنها به نوعى غرور پيرى مبتلا مى‏گردند كه امر و نهى دينى را با مشكل روبرو مى‏سازند. به همين علت بايد به گونه‏اى مورد امر و نهى قرار گيرند كه به اظهار غرور آنها منتهى نشود.

زنان و مردان كهنسال كه عمر خود را صرف خدمت به جامعه و نسل حاضر كرده‏اند، خود را داراى حق بر ديگران دانسته، احترام خويش را بر آنها لازم مى‏دانند. حال با توجه به روان‏شناسى بزرگسال بايد به امر و نهى ظريف آنها پرداخت.

يكى از شيوه‏هاى مؤثر در امر و نهى كهنسالان اين است كه آنها را درباره عمل خود به قضاوت گيريم. مثلاً از آنها بخواهيم تا درباره قرائت نماز ما اظهار نظر كنند و آنها را درباره قرائت برخى كلمات كه تلفظ صحيح آن را اداء نمى‏كنند بيشتر جويا شويم، يا با طرح سؤال از آنها بخواهيم درباره برخورد نادرستى كه خود به آن مبتلا شده‏اند اظهارنظر كنند و در اين ميان به آرامى آنها را مورد اصلاح قرار دهيم.

امام حسن و امام حسين 8 كه زمان طفوليت را طى مى‏كردند به پيرمردى گذشتند كه وضوى صحيحى نمى‏گرفت براى هدايت پيرمرد بر وضوى خود نزاع كردند و قضاوت را به عهده او نهادند و هر دو نزد او وضو گرفتند. پيرمرد گفت هر دوى شما وضوى خوبى گرفتيد و اين پيرمرد جاهل است كه وضوى خوبى نگرفت. (67)

شيوه ديگر، طرح سؤال است. طرح سؤال از كسى كه عمرى را سپرى كرده است از تناسب خوبى برخوردار است. مثلاً اگر خمس مال خود را نمى‏دهد درباره وجوب خمس سؤال شود، يا درباره حكم شرعى ريش تراشى كه به آن گرفتار است سؤال گردد. يا از موارد جواز يا ممنوعيت غيبت ديگران كه به آن مبتلا شده است پرسيده شود، و يا اگر اهل ياوه‏گويى و فحش است سؤال شود كسى كه به ديگرى دشنام داده است چه كند كه خدا او را ببخشايد و عمل خود را تكرار نكند. البته ممكن است اظهار نظرهاى غيرصحيحى نيز ابراز كنند كه همين برداشت غلط سبب گناه آنها بوده است كه بايد نظر آنها در طى مباحثه محترمانه اصلاح شود. در مباحث آينده به برخى شيوه‏هاى ديگر اشاره خواهد شد.

شيوه‏هاى امر و نهى به رؤس

رؤساى دستگاه‏هاى دولتى و غيردولتى از قدرت و نفوذ در انجام كارها، تغيير و تحول‏ها، عزل و نصب‏ها، تضعيف و تقويت‏هاى افراد برخوردارند و اين قدرت آنها اى بسا سبب روحيه‏اى شود كه مانع پذيرش امر و نهى دينى از زيردستان گردد. البته رؤسايى كه از غرور قدرت به‏دور هستند و سرزمين جانشان سرسبز از بذر نصيحت هر كسى است كه حكم خدا را به آنان ابلاغ كند، پيام خداوند را مى‏پذيرند و به احترام اين پيام، پيام رسان را نيز مورد توجه و عنايت قرار مى‏دهند.

امر و نهى مسئولين بايد با ويژگى‏هايى همراه گردد كه ميزان تأثير آن را افزايش دهد و به نتيجه مطلوب منتهى گردد. موارد قابل توجهى از آنها را در مباحث گذشته بيان كرديم و به موارد ديگرى نيز اشاره مى‏كنيم.

تذكر كلى و غيرمستقيم به رؤسا مى‏تواند كاربرد فراوانى داشته باشد، و اگر امر و نهى حضورى مسئول با دشوارى همراه است مى‏توان در يك موقعيت مناسب با تلفن به او تذكر داد. طرح سؤال و نظرخواهى از آنها كه در بحث قبل مطرح گرديد نيز مى‏تواند مفيد باشد. مثلاً از مسئولى كه در ساعات كار ادارى بر سر كار خود حضور نمى‏يابد سؤال شود: باتوجه به اين‏كه، حقوق كامل دريافت مى‏كنم اما در اول وقت ادارى در محل كار حضور ندارم و مى‏دانيم كه بخشى از اين حقوق مربوط به ساعات كار ادارى است كه ما حضور نداشته‏ايم، گرفتن چنين ماهيانه‏اى چه صورت دارد؟

اگر استفاده از شيوه‏هاى مذكور با دشوارى روبرو بود نامه و در صورت ضرورت نامه بدون نام و امضا مورد استفاده قرار گيرد. كه خط آن هم شناسايى نشود. البته نامه كه تأثير زيادى هم دارد بايد محترمانه و به‏دور از تهمت، دروغ و هر گونه معصيت ديگرى باشد.

در پايان ذكر اين نكته مفيد است كه امر و نهى مسئولين از جمله امر و نهى‏هاى بسيار مهمى است كه از جايگاهى بلند و ثوابى عظيم برخوردار است به‏ويژه اگر گناه رئيس، ظلم در حق ديگران باشد.

شيوه امر و نهى به دانشمندان

دانشمندان جامعه علاوه بر آن‏كه ممكن است از غرور قدرت، پيرى يا جوانى برخوردار باشند اى بسا به غرور علمى و تخصصى هم گرفتار شوند. اين غرور موجب حجاب ظلمانى در درون آنها مى‏گردد و تأثير امر و نهى دينى به آنها را كاهش مى‏دهد. البته دانشمندان با ايمان در برابر امر و نهى دينى كه پيام خداوند است خاضع و تسليم‏اند.

حال چگونه دانشمندانى كه از علوم و تخصص‏هاى دنيوى و طبيعى يا علوم و معارف الهى و آخرتى برخوردارند، مورد امر و نهى دينى قرار گيرند؟

ضمن استفاده از برخى شيوه‏هاى گذشته مى‏توان بر ويژگى علمى آنها تكيه كرد كه شما اهل دانش و منطق هستيد و اين ويژگى علمى، شما را در ميان مردم برجسته كرده است. اگر چه كار خوب از همه كس پسنديده است از شما پسنديده‏تر است و كار بد از هر كسى كه باشد ناپسند است اما از مثل شما ناپسندتر است. انتظار مردم از امثال شما بيشتر است. سزاوار نيست كسى مثل شما با گفتن دورغ (يا نگاه به نامحرم يا هر گناه ديگرى كه مورد نظر است) موقعيت خود را خدشه‏دار كند و بالاتر اين‏كه خدا را از خود ناخشنود سازد.

درخواست مقاله و يا اظهارنظر او درباره مقاله‏اى كه پيرامون عيب او نگاشته شده است مفيد است. اما اگر دانشمندى است كه از علوم دينى برخوردار است و مثلاً عيب او بداخلاقى و تندى با ديگران است از او درخواست شود درباره بد خلقى و تندى با ديگران سخنرانى و نصيحت كند و ضررهاى آن را بيان نمايد. يا اگر در برنامه‏هاى اجتماعى نظم را رعايت نمى‏كند تعدادى از مؤمنين بخواهند كه درباره نظم در كارها صحبت كند. يا چنانچه علاقه‏مند به دنيا است از او بخواهند درباره ضررهاى علاقه به دنيا و ارزش زهد مطالبى ايراد كند، يا مقاله‏اى بنويسد تا مورد استفاده ديگران قرارگيرد. و يا اگر خلف وعده مى‏كند به او گفته شود سزاوار نيست كه انسان‏هاى بزرگوار خلف وعده كنند يا خدمات علمى لازم را در برابر اوقاتى كه از مردم مى‏گيرند ارائه ندهند.

در پايان نوشتن نامه از راحت‏ترين شيوه‏هاى امر و نهى دينى به دانشمندان علوم طبيعى و الهى است. و پسنديده است كه اين حديث اميرالمؤمنين (ع) در صدر نامه نوشته شود كه فرمود:

نعم الهدية الموعظة

بهترين هديه موعظه است. (68)

البته نوشتن نامه براى اشخاص عصبى كه امر و نهى زبانى آنها ميسّر نيست مى‏تواند وسيله مفيدى باشد. ضبط امر و نهى زبانى بر روى نوار هم براى آنها راه‏گشا است اما بايد مطالبِ مكتوب و يا ضبط شده با آرامش، نيت اصلاح و رعايت اخلاق اسلامى همراه باشد. شيوه امر و نهى نامه‏اى و نوارى مى‏تواند در بسيارى از زمينه‏ها مفيد باشد.

شيوه امر و نهى به اعضاى خانواده

امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر اعضاى خانواده يكى از مسائل مهم فرهنگى خانواده‏هاى مسلمان است. از آن‏جائى كه خوبى‏ها و بدى‏هاى هر يك از اعضاى خانواده در اعتبار و سرنوشت ساير آنها بى‏تأثير نيست بايد احساس مسئوليت بيشترى در امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر يكديگر داشته باشند و در بين اعضا سرپرست آنها از مسئوليت بيشترى برخوردار است.

قرآن كريم مى‏فرمايد:

يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا اَنْفُسَكُمْ وَ اَهْليكُمْ ناراً وَ قُودُها الْنَّاسُ وَ الْحِجارَةُ (69)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خود و اهل خود را از آتشى كه آتش‏گيره آن مردم و سنگ خار است حفظ كنيد.

درباره اين آيه شريفه قرآن از پيامبر (ص) و امام صادق (ع) سؤال شد كه چگونه خانواده خود را حفظ كنيم؟ در جواب فرمودند آنها را امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر كنيد. (70)

بنابراين آيه فوق در زمره آيات امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر است كه در خصوص خانواده نازل شده است. امربه‏معروف فرزندان از زمان طفوليت، تكليف سرپرست خانواده را در زمان تكليف آنها كاهش مى‏دهد و از بسيارى از نهى از منكرهاى زمان جوانى بى‏نياز مى‏سازد.

يكى از روش‏هاى امر و نهى دينى در خانواده اين است كه سرپرست خانواده واجبات دينى را بزرگ و با اهميت تلقى كند و زشتى گناهان را نيز بزرگ شمارد و اين را در سخنان و اعمال خود گوشزد كرده، و به اجرا درآورد، كه موفقيت اين كار تجربه شده است. براى مثال تمام مسلمانان با ديده احترام به قرآن مى‏نگرند، آن را كتابى مقدس و آسمانى مى‏دانند كه براى هدايت انسان بر وجود مقدس پيامبر اكرم (ص) نازل شده است و اين حقيقت را به فرزندان خود مى‏آموزند و از همين رو خانواده مسلمانى يافت نمى‏شود مگر اين‏كه بزرگداشت و احترام فوق‏العاده به قرآن را جزء برنامه‏هاى حتمى زندگى خود قرار داده است. اين حاكميت فرهنگ احترام به قرآن در بين فرزندان خانواده‏هاى مسلمان ناشى از تكريم خاصى است كه والدين آنها نسبت به قرآن داشته‏اند. وقتى فرزندان مسلمان بزرگ مى‏شوند و به عظمت قرآن آگاه مى‏گردند احترام به قرآن را به طور ريشه‏اى و عميق درمى‏يابند و اين تكريم را به فرزندان خود آموزش مى‏دهند. اين تنها نمونه استثنائى نيست بلكه هر چه در فرهنگ حاكم بر خانواده بزرگ شمرده شود فرزندان، آن را بزرگ مى‏شمارند. نمونه ديگر آن احترام به پيامبر و اهل‏بيت او : است.

هر يك از دستورهاى الهى در خور آن است كه در فرهنگ خانوادگى مسلمانان، بزرگ شمرده شود. خانواده‏هايى كه نماز را بزرگ مى‏شمارند و فرزندان خود را در هفت سالگى به نماز وامى‏دارند گرفتار مصيبت جانكاه بى‏نمازى فرزندان خود در زمان تكليف نيستند. و آنان كه به حجاب اهميت مى‏دهند و چند سال قبل از تكليف، دختر بچه‏هاى خود را به تمرين برخوردارى از حيا و حجاب امر مى‏كنند از معصيت بى‏حجابى و بدحجابى دختران خود در زمان تكليف درامانند.

اين روش نسبت به منكرات و افراد منفور نيز مطرح است. همه خانواده‏هاى مسلمان جرثومه‏هاى فسادى چون شيطان، فرعون و دشمنان پيامبر و اهل‏بيت او را نزد خود منفور مى‏دانند و اين فرهنگ را به فرزندان خود منتقل مى‏كنند. والدين مى‏توانند با طرح مداوم زشتى گناهان، فرزندان خانواده را صيانت كنند. اين شيوه كه در دراز مدت صورت مى‏گيرد ضامن سلامت اعتقادى و اخلاقى فرزندان خانواده‏هاست و مشكل بسيارى از والدين فاصله گرفتن از اين شيوه فرهنگى سازنده است.

حال اگر فرزندان خانواده‏اى كه به سن تكليف باريافته‏اند از انجام واجبات و ترك محرمات سرباز زنند با شيوه‏هاى مناسب، مورد امر و نهى قرار گيرند. و اگر مرتبه اول و دوم با شيوه‏هاى گسترده‏اى كه دارند مؤثر قرار نگرفتند به مرتبه سوم كه حبس و محو وسائل گناه و كتك در حد ضرورت است اقدام نمايند، و بيش از اين تكليفى نيست. البته اين برخوردها در صورت تأثير انجام گيرد.

يكى از روش‏هاى اصلاح فرزندان طرح دوستى آنها با جوانان با تقواست. حتى اگر والدين هزينه‏اى صرف نمايند تا فرزند خود را با افراد صالح دوست گردانند كار پسنديده‏اى كرده‏اند بلكه اگر اين دوستى سبب انجام واجب و ترك حرام گردد تحقق آن واجب است.

رفت و آمد با خانواده‏هاى با تقوا يكى از شيوه‏هاى اصلاح و ارشاد فرزندان است.

قطع برخى از امكانات رفاهى، عاطفى و مالى موقت كه عوارض منفى جانبى به همراه نداشته باشد مى‏تواند مؤثر باشد. البته قطع روابط با دوستان بد و خانواده‏هاى غيرصالح بر هر چيزى مقدم است.

اين امور را مى‏توان در ارتباط با زنى كه مرتكب حرام يا ترك واجب مى‏گردد به كار گرفت.

حال اگر مرد خانواده مرتكب معصيت ترك واجب گردد بايد ساير اعضاى خانواده در حد امكان او را مورد امر و نهى دينى قرار دهند و چنانچه مؤثر قرار نگيرد تكليف بيشترى ندارند مگر اين‏كه گناه او به گونه‏اى باشد كه بر حسب قوانين اسلامى معرفى او به دستگاه‏هاى حكومتى واجب باشد.

شيوه امر و نهى به دوستان و اقوام

امر و نهى دوستان صميمى كار آسانى است اگر فردى به انسان علاقه زيادى دارد مى‏توان با اين جمله كه دوست دارم اين واجب را انجام دهى يا اين گناه را ترك نمايى او را امر و نهى كرد. يا در يكى از اوقات گفت و شنود با وى از او بخواهى يكى از آرزوهاى خود را بيان كند آن‏گاه اظهار نمايى يكى از آرزوهاى من كه هر روز انتظار تحقق آن را مى‏كشم اين است كه تو نماز بخوانى يا همراه من به مسجد بيايى يا هر عيب ديگر را كه مورد نظر است به او تذكر دهى.

يا به او گفته شود: دوست دارم تو از جمله اقوام يا دوستانى باشى كه به دوستى با او افتخار كنم و تو مى‏توانى مورد افتخار من باشى و اين كار جز در پرتو تقوا و پرهيزكارى ميسر نيست. يا به او گفته شود: اگر مى‏خواهى دوستى ما دوام و استحكام يابد بايد از آن گناه يا فرد مورد نظر پرهيز كنى.

هم‏چنين اگر از دوستان يا اقوامى است كه به رفت و آمد با شما اهميت فراوانى مى‏دهد در رفت و آمد با او سهل‏انگارى كنيد و به او بفهمانيد كه اين به سبب گناهى است كه مرتكب مى‏شود. يا از خوردنى‏هاى او اجتناب كنيد و به او بفهمانيد كه به علت وجود اموال حرام اوست كه از روى ظلم و بى‏موالاتى شرعى به دست آورده يا خمس آن را نپرداخته است.

شيوه امر و نهى به بانوان

امربه‏معروف و نهى از منكر گنهكاران برهر انسان مكلفى با وجود شرايط آن واجب است و تفاوتى وجود ندارد كه گنهكار و امر و نهى كننده از زنان يا مردان باشند. امر و نهى مرد و زن و به‏عكس، ويژگى‏هاى خاص خود را دارد اما هيچ‏گاه سبب ترك امر و نهى به يكديگر نمى‏گردد. آنچه معيار است وجود شرايط و رعايت موازين اسلامى است.

در يكى از استفتائات از امام خمينى 1 آمده است: آيا دخترى با شرط رعايت كردن موازين اسلامى مى‏تواند پسرى را راهنمايى و كمك كند؟ در جواب فرموده است: با مراعات موازين اسلامى مانعى ندارد. (71)

در اين‏جا تنها منكرات اخلاقى مربوط به شهوات و هوسرانى‏هاى زنان نظير بى‏حجابى و خودنمائى، اظهار زينت‏ها، نازك و تحريك‏آميز سخن گفتن و شوخى با مردان نامحرم و امثال آن مورد بحث است و در ساير مسائل با كمى تفاوت امر و نهى به روال عادى صورت مى‏پذيرد. و تنها تذكر مرد جوان به دختر و زنان جوان آن هم درباره بى‏حجابى و بدحجابى، آرايش و خودنمايى در جامعه و نزد نامحرم است كه بايد مورد دقت قرار گيرد.

در اين‏جا توصيه‏هايى را به منظور موفقيت هر چه بيشتر مردان در امر و نهى بانوان بيان مى‏كنيم:

1 - رعايت تقواى همه جانبه به هنگام امر و نهى.

2 - انتخاب موقعيت زمانى و مكانى مناسب.

3 - در صورت لزوم امر و نهى در حضور ديگرى انجام گيرد زيرا حضور ديگران حركت مقدس نهى از منكر در جامعه را از هرگونه تهمت و افترا حفظ مى‏كند. البته در برخى موارد لازم است كسى شاهد يا شنونده تذكر به زنان و دختران نباشد.

4 - كلمات و حركات تذكر دهنده به گونه‏اى باشد كه از موضع تهمت به‏دور باشد.

5 - نهى‏ازمنكر با كمال وقار، سر به‏زيرى و با بيان واضح و رسا، محترمانه و با صبغه‏الهى بيان شود. مثلاً گفته شود خواهر (خانم) حجاب دينى خود را مراعات كن كه اين حكم خداست، يا دستور خداوندست كه موى سر خود را كاملاً بپوشانى، يا خداوند خودنمايى زنان در جامعه را حرام كرده است. يا سر و گردن خود را بپوشان كه حجاب حكم خداست و شما هم بنده خدا هستيد.

6 - نهى‏ازمنكر از هرگونه نقصان و بريدگى در كلام و دلهره و اضطراب به‏دور باشد.

7 - در صورت همراه بودن خانواده نهى كننده، دختران يا زنان همراه، امر و نهى كنند. در غير اين صورت يا در صورت ضرورت خود در حضور آنها امر و نهى نمايد.

8 - اگر بى‏حجاب همراه ديگرى است تذكر به او به صورت عادى انجام گيرد. البته اگر به همراه پدر يا همسر خود باشد گاهى بهتر است به پدر يا شوهر وى تذكر داده شود تا او را مورد نهى‏ازمنكر قرار دهد. سلام و احوالپرسى با سرپرست او مى‏تواند مقدمه خوبى براى بيان امر و نهى باشد.

9 - برخى دختران بى‏حجاب در كنار مادران با حجاب خود در جامعه حاضر مى‏شوند. تذكر به آنها در نزد مادر كار پسنديده‏اى است زيرا غالب مادران از امربه‏معروف به دختر خود حمايت مى‏كنند. البته عده كمى از آنها با تذكر به دختر خود موافق نيستند و چه بسا موضع‏گيرى منفى كنند. تعريف از حجاب مادران نقش بسيار مؤثرى دارد مثلاً گفته شود: چرا از روش مادر خود فاصله گرفته‏اى؟ حجاب مادر شما الگوى شماست. ارزش زن به پوشيدگى است نه هوسرانى و تقليد از دشمنان اسلام.

10 - برخى زنان مبتذل به گونه‏اى در جامعه حضور مى‏يابند كه در صورت تذكر و اراده اصلاح وضع خود، نمى‏توانند به وظيفه دينى خود عمل كنند. به چنين كسانى مى‏توان گفت: از خدا نمى‏ترسى يا از خداوند حيا نمى‏كنى اين‏گونه در جامعه حاضر شده‏اى؟ زن عفيف اين‏گونه وارد جامعه نمى‏شود، يا آرايش و خودنمايى براى غيرشوهر حرام است و شما بايد ساده و پوشيده باشيد.

برخى زنان بى‏حجاب كه مورد امر و نهى قرارمى‏گيرند اظهار مى‏دارند: شما نگاه نكن چرا نگاه كردى؟ در جواب مى‏توان گفت، نگاه نكردن من از تكليف شما نمى‏كاهد. شما نامحرم را به نگاه نگير. نگاه افتادن غير از نگاه كردن عمدى است. نگاه من تو را بى‏حجاب كرد يا بى‏حجابى تو سبب نگاه من شد؟

به خانمى كه دختر بچه خود را به صورت عروسكى در ويترين جامعه به نمايش گذارده بود گفته شد. به همان گونه كه براى خود شخصيت و ارزش قائليد براى فرزند خود نيز قائل باشيد. حياى دختر بچه با عريان بودن سر و پاهاى او از بين مى‏رود. آن‏گاه مقدمه معصيت بى‏حيايى و بى‏حجابى آينده او را به دست خود فراهم كرده‏اى. جواب داد: حجاب او واجب نيست. گفته شد بى‏حجابى او واجب است؟