قطره زلال
امر به معروف در عصر ما

محمدرضا اكبرى

- ۷ -


فصل هشتم : آثار امر و نهى دينى در روايات

امر و نهى دينى كليد تحقق احكام الهى است.

امر و نهى دينى نظير هر عمل ديگر آثار طبيعى و شرعى خود را به همراه دارد. اين آثار به طور پراكنده در آيات و روايات بيان شده‏اند كه مهم‏ترين آنها را طى يازده موضوع جداگانه مطرح مى‏كنيم:

1 - حفظ اسلام و احكام آن:

اين بديهى‏ترين و مهم‏ترين اثر امر و نهى دينى است.

اميرالمؤمنين (ع) فرمود:

پا برجائى دين به امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر و اقامه حدود است. (72)

امام باقر (ع) فرمود:

امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر راه انبيا و صالحين است. فريضه عظيمى است كه ديگر واجبات به وسيله آن اجرا مى‏گردد. (73)

اسلام حقيقتى است كه حفظ آن به اجراى آن در زندگى فردى و اجتماعى مؤمنين است و امر و نهى دينى وسيله‏اى مقدس و موثر جهت اجراى احكام دين است.

2 - تقويت مؤمنين:

تقويت اهل ايمان در جامعه به تقويت افكار، عقايد و ارزش‏هاى دينى آنهاست. وقتى محتواى دين كه حاوى ارزش‏هاى پذيرفته شده مؤمنان است مورد توجه و تذكر و اجرا قرار گيرد و ضد ارزش‏ها و نبايدهاى دينى مورد نهى واقع شوند، اهل ايمان تقويت خواهند شد.

اميرالمؤمنين (ع) فرمود:

كسى كه امربه‏معروف كند پشت مؤمنان را محكم كرده است. (74)

امر و نهى دينى حضور مثبت اهل ايمان در جامعه است و طبيعى است كه چنين حضورى پشت مؤمنين را محكم مى‏كند.

3 - تحصيل خلافت الهى:

خداى تعالى بيش از هر كسى در كتاب الهى خود به خوبى‏ها امر فرموده و از بدى‏ها نهى كرده است و پيامبر اكرم (ص) نيز به فرمان او امر و نهى‏هاى الهى را اعلام و بر تحقق آنها تلاش فراوان كرد. بنابراين كسى كه به امر و نهى الهى همت گمارد خليفه خدا و رسول خدا (ص) خواهد بود.

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

كسى كه امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر كند خليفه خدا در زمين و خليفه رسول اوست. (75)

4 - عزت:

امام باقر (ع) فرمود:

امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر دو مخلوق از مخلوقات خداى عزوجل هستند. پس كسى كه آن دو را يارى كند خدا او را عزيز كند و كسى كه آنها را يارى نكند خدا او را يارى نخواهد كرد. (76)

امام صادق (ع) فرمود:

در عزت مؤمن كافى است كه چون عمل زشتى را ببيند خدا از ناخشنودى قلب او آگاه گردد. (77)

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

با منزلت‏ترين انسان‏ها نزد خدا در روز قيامت كسى است كه براى نصيحت مردم بيشتر در زمين حركت كند. (78)

5 - آبادى زمين:

امام باقر (ع) فرمود:

به وسيله امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر زمين آباد مى‏گردد. (79)

آبادى زمين به حاكميت عدالت و تحقق ارزش‏ها و بايدهاى دينى و رفع گناهان و نبايدهاى مذهبى است كه در سايه امر و نهى دينى تحقق مى‏يابند. زيرا رفع آلودگى‏هاى باطنى و افزايش فضاى سبز معنوى جامعه از آثار قطعى امر و نهى دينى است.

6 - امنيت:

آنچه‏سبب رفع آسايش و سلب امنيت‏مى‏گردد "منكر" است و آنچه به تحقق امنيت منتهى شود "معروف" است و در نهى‏ازمنكر از عوامل مخل امنيت‏نهى مى‏شود و در امربه‏معروف به "عوامل‏ايجاد امنيت" امر مى‏شود.

امام باقر (ع) فرمود:

به وسيله امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر راه‏ها امن مى‏شود. (80)

7 - رستگارى:

قرآن كريم مى‏فرمايد:

بايد از شما مسلمانان گروهى باشند كه به خير و نيكى دعوت كنند و امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر نمايند و آنها رستگارانند. (81)

8 - نجات از بلاه:

قرآن كريم مى‏فرمايد:

وقتى آنچه را كه متذكر شده بودند فراموش كردند، ما نهى كنندگان از بدى‏ها را نجات داديم و ظالمان و فاسقان را به عذاب گرفتار كرديم. (82)

9 - تضعيف كفار:

اميرالمؤمنين (ع) فرمود:

كسى كه نهى‏ازمنكر كند بينى كفار را به خاك ماليده است. (83)

كفار، بيگانه از ارزش‏هاى الهى و مايل به منكرات‏اند و از همين رو از طرح ارزش‏ها و نهى از بدى‏ها رنج مى‏برند. چه اين‏كه امروز كفار دنيا از تحقق ارزش‏هاى الهى در هر يك از كشورهاى اسلامى و به‏ويژه ايران اندوهناك‏اند. هر ارزش دينى خود خارى در چشم آنهاست و مبارزه با هر ضد ارزش برخلاف ميل متكبرانه ايشان خواهد بود و بينى آنها را به خاك مذلت مى‏مالد، به‏ويژه اگر امر و نهى‏هاى اسلامى جنبه جهانى داشته و خطاب به سران دنيا باشد.

10 - خير و نيكى:

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

امت من در خير و خوشى هستند مادام كه امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر مى‏كنند. (84)

11 - شركت در ثواب ديگران:

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

كسى كه امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر كند يا بر كار خيرى راهنمايى نمايد در انجام آن كارهاى خير شريك است و كسى كه امر به بدى كند يا بر كار زشتى راهنمايى نمايد در آن اعمال شريك است. (85)

12 - اصلاح گنهكاران:

فاطمه زهرا 3 فرمود:

خداوند امر به معروف را به خاطر مصلحت عموم مردم واجب كرد. (86)

نكته

امر به معروف قطره زلال بارانى است كه از بارش ابرهاى آسمان روح مؤمن بر سرزمين جان گنهكار فرو مى‏ريزد و به او حيات مى‏بخشد.

فصل نهم : عوامل ترك امر و نهى دينى

امر و نهى دينى حضور مثبت اهل ايمان در جامعه است.

مذمت ترك امرونهى دينى

همان‏گونه كه بيان شد امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر دو حكم از احكام اساسى و كليدى اسلام‏اند كه سبب اجراى ساير احكام دين مى‏گردند و عظمت آنها نسبت به ساير احكام اسلامى همانند دريا و قطره آب است. اگر امرونهى دينى در جامعه ترك شود نشانه‏هاى دين از بين مى‏رود، رذايل جاى فضايل را مى‏گيرد و اهل ايمان غريب مى‏شوند و اصل ايمان و حيات معنوى انسان دستخوش خطر جدى قرار مى‏گيرد.

اميرالمؤمنين (ع) فرمود:

كسى كه كار بد را به قلب و زبانش انكار نكند مرده‏اى ميان زنده‏هاست. (87)

اين مرگ يك مرگ معنوى است. هر چيزى نشانه‏اى دارد و حيات معنوى نيز نشانه‏هاى خاص خود را دارد كه از جمله اين علايم حساسيت داشتن به موافقت و مخالفت خداوند تعالى است. اگر كسى از چنين احساسى محروم باشد در حقيقت حيات معنوى خود را از دست داده است و در مردار خيرى نيست.

اميرالمؤمنين (ع) فرمود:

در كسى كه نصيحت كننده نيست و نصيحت كنندگان را دوست ندارد خيرى نيست. (88)

چه دردى بالاتر از اين‏كه انسان از يك وجود مثبت و خير محروم ماند و عملاً خود را تعطيل و از قلب ديندارى كه امر و نهى اسلامى است محروم كند.

امام صادق (ع) فرمود:

واى بر كسانى كه خدا را با امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر ديندارى نمى‏كنند. (89)

ترك امر و نهى نوعى موافقت با گناه و مخالفت با خداى تعالى است. اگر آدمى موافق گناه نيست چرا ابراز نمى‏كند؟ چرا در حدى كه بر موقعيت خود حساس و از آن دفاع مى‏كند بر موقعيت دين خود حساسيت ندارد و از آن دفاع نمى‏كند؟ اگر كسى با يكى از دوستان و نزديكان ما مخالفت ورزد از او دفاع مى‏كنيم چه ارتباطى بالاتر از ارتباط بنده با خداوند؟ معلوم مى‏شود به دشمنى پنهان با خداى خود گرفتار آمده‏ايم، اگر چه به اين واقعيت قلبى اقرار نداشته باشيم.

امام صادق (ع) فرمود:

كسى كه گناه را ببيند و با توانى كه دارد از آن نهى نكند دوست دارد معصيت خدا شود و كسى كه دوست دارد معصيت خدا شود. دشمنى خود را با خدا آشكار ساخته است. (90)

از مجموع آنچه بيان گرديد نتيجه مى‏گيريم كه مؤمن بايد غيرت دينى داشته باشد. در غير اين صورت انسان بى‏خير و آفتمندى است كه از حيات پاك معنوى كه اساس انسانيت آدمى را تشكيل مى‏دهد محروم است.

علل ترك امرونهى دينى

با همه اهميت و اولويتى كه اسلام براى امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر قايل شده است و باتوجه به آثار نيكو و فراوانى كه در اين دو فريضه نورانى وجود دارد، بيشتر از هر واجب ديگرى ترك مى‏شوند. ترك واجبى به اين اهميت كه اساسى‏ترين اصل عملى اسلام است بدون علت نيست. در اين بحث عوامل و ريشه‏هاى اصلى ترك امر و نهى دينى را مورد تحليل قرار مى‏دهيم تا با شناخت آنها زمينه از بين بردنشان فراهم گردد و با شيوه‏هايى كه ارائه مى‏شود زمينه تحقق وظيفه به فضل خداى رحمان مهيا گردد.

1 - ضعف ايمان

امر و نهى ريشه در قرآن كريم و روايات پيامبران و ائمه معصومين دارد. و اين مقدار از دستورهاى دينى كافى است كه هر مؤمنى كه از حد متوسط ايمان به خدا و اسلام برخوردار است، به انجام اين دو فرضيه الهى قيام كند. بنابراين اگر كسى با توجه به همه تأكيدهايى كه از اركان دين در كتاب و سنت گرد آمده است تسامح ورزد معلوم مى‏شود كه تدين او آفتمند است، و يكى از آفات مهم ضعف ايمان است كه مى‏تواند منشأ آفات ديگر و از جمله ترك امر و نهى دينى باشد.

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

اِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيُبْغِضُ الْمُؤمِنَ الضَّعيفَ الَّذى لا دينَ لَهُ فَقيلَ: وَ مَاالْمُؤْمِنُ الضَّعيفُ الَّذى لا دينَ لَهُ؟ قالَ الَّذى لا يَنْهى عِنِ الْمُنْكَرِ (91)

خداوند عزوجل دشمن مى‏دارد مؤمن ضعيفى را كه دين ندارد، گفته شد مؤمن ضعيفى كه دين ندارد كيست؟ فرمود: كسى كه نهى‏ازمنكر نمى‏كند.

چه ضعفى بدتر از ضعف ايمان كه گسترش آن سبب بى‏ايمانى مى‏گردد. مهلكه‏اى كه بدتر از آن تصور نمى‏شود. كسى كه با محاسبه نفس و جستجو در زواياى قلبى خود به اين نتيجه رسد كه ترك امر و نهى دينى او ناشى از ضعف ايمان است بايد با مطالعه، استغاثه به درگاه الهى، توسل به حضرات معصومين : ، تلاوت قرآن، استماع سخنان علماى صاحب نفس ايمان خود را تقويت كند تا با بهبودى كه در وضع معنوى و روحى او پديد مى‏آيد امرونهى را همانند ساير واجبات، بلكه با عنايت هر چه بيشتر انجام دهد.

2 - ضعف نفس

يكى از عوامل مهم ترك امربه‏معروف و به‏ويژه نهى‏ازمنكر ضعف نفس است. عده بسيارى تكليف را احساس مى‏كنند و توان انجام آن را دارند اما به سبب ضعف نفس آن را ترك مى‏كنند. اغلب كسانى كه در جامعه حضور چندانى نداشته‏اند و از سنين كمتر وارد صحنه‏هاى دفاع از ارزش‏هاى دينى و انسانى نشده‏اند به نوعى از ضعف نفس گرفتار شده‏اند كه امر و نهى اسلامى را چون كوهى بزرگ برخود سنگين احساس مى‏كنند و اگر بخواهند تذكرى دهند، لرزه بر اندامشان مى‏افتد و رنگ چهره آنها تغيير مى‏كند. اينها تكليف را احساس مى‏كنند، علاقه به انجام آن هم دارند اما ضعف نفس آنها مانع از ورود در صحنه‏هاى امر و نهى دينى گرديده است.

سعدى مى‏گويد: سالى از بلخ به شهرى سفر مى‏كرديم و راه پر از خطر راهزنانى بود كه اموال مردم را به يغما مى‏بردند. اما جوانى با ما همراه شد سلحشور و جنگاور كه ده مرد جنگى توان شكست او را نداشتند. من و اين جوان با يكديگر بوديم. ديوار قديمى را به قدرت بازو فرو مى‏ريخت و درخت كهن را به زور سرپنجه خود مى‏كَند و با تفاخر مى‏گفت:

پيل كو تا كتف و بازوى گردان ببيند

شيركو تا كتف و سرپنجه مردان ببيند

اما اين جوان از خانواده‏اى متنعم و نازپرورده بود، نه جهانديده و سفر كرده. فرياد رعدآساى دلاوران به گوشش نرسيده بود و برق شمشير سواران را نديده بود.

در حال قدرت‏نمايى جوان بوديم كه دو هندو از پس سنگى سربر آوردند و قصد كشتن ماكردند. در دست يكى چوبى بود و در دست ديگرى كلوخ كوبى.

به جوان گفتم چه مى‏كنى؟ به قدرت خود با آنها برخورد كن كه به پاى خويش به گور خود آمدند. تير و كمان را ديدم كه از دست جوان افتاده بود و بر خود مى‏لرزيد.

چاره جز آن نديديم كه سلاح و جامه رها كرديم و جان به سلامت برديم.

سعدى در پايان نتيجه مى‏گيرد كه تجربه و كارآزمودگى و حضور در ميدان مهم است. (92)

كسانى كه باتوجه به ضعف نفس خود توان حضور در ميدان مقدس امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر را ندارند بايد كار را از امورى آسان و نسبت به كسانى آغاز كنند كه از آنها ترسى ندارند، تا به‏تدريج قوى گردند و به همه گنهكاران امرو نهى دينى نمايند. به عنوان مثال: اول به دختر بچه‏هاى به تكليف رسيده كه حجاب خود را مراعات نمى‏كنند تذكر دهند تا بتوانند به زنان بى‏حجاب تذكر دهند. آن‏گاه است كه امر و نهى دينى آسان و عملى مى‏گردد.

3 - ترس‏هاى بى‏مورد

ترس‏هاى انسان بر دو نوع است. ترس‏هاى معقول كه از تجزيه و تحليل و عاقبت انديشى‏هاى صحيح ناشى مى‏شود و ديگر ترس‏هايى كه از ضعف انسان سرچشمه مى‏گيرد. منشأ ترس‏هاى نوع اول تفكر و بررسى مسائل است اما ترس‏هاى نوع دوم از يك ضعف منفى درونى ناشى مى‏گردد.

ترك امر و نهى دينى براساس ترس‏هاى معقول جايز و در مواردى واجب است، اما ترك اين فريضه كه به خيالات واهى و القائات شيطانى و ترسو بودن انسان منتهى مى‏شود جايز نيست. ترس‏هاى نوع دوم يك بيمارى است و تا وقتى مداوا نشوند آثار منفى آنها كه از جمله آنها ترك امر و نهى دينى است ادامه مى‏يابد و اگر جزو ملكات روحى آدمى شوند زوال آنها به دشوارى مى‏گرايد. افراد ترسو مى‏دانند كه اين ترس حريت و آزادى آنان را گرفته و به اسيرى ذليل مبدل ساخته است.

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

سزاوار نيست كه مؤمن بخيل يا ترسو باشد. (93)

مداواى اين بيمارى مهلك امرى ضرورى است كه با بررسى ريشه‏هاى آن آغاز مى‏گردد. وقتى انسان دريابد كه ترس او برخاسته از القائات شيطانى و خيالات واهى است و اين روحيه سبب اخلال در رشد معنوى و منافع دنيوى و آخرتى او گشته است، بايد با تمرين و تكرار از كارهاى كوچك آغاز كند و بى‏وقفه ادامه دهد تا اين صفت منفى از صحنه وجود او رخت بربندد. آن‏گاه است كه بدون هراس به امر و نهى دينى مى‏پردازد و يافته‏هاى منفى ذهن خود را به هيچ مى‏انگارد. اميرالمؤمنين (ع) فرموده است:

بدانيد كه امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر اَجَل كسى را نزديك نمى‏كند و رزق كسى را قطع نخواهد كرد. (94)

4 - موقعيت گنهكار

يكى از عوامل ترك نهى‏ازمنكر، موقعيت افراد است. صاحب منصبان اجتماعى و ادارى و به طور كلى مقامات مافوق نظير حكام، سالمندان، پدران، مادران و امثال آنها كمتر مورد امر و نهى قرار مى‏گيرند و علت آن هم موقعيت سنى، فكرى و مقامى آنهاست كه اجازه تذكر نمى‏دهد و يا برخورد بعدى آنان مانع از امر و نهى آنها مى‏گردد. البته انسان‏هاى صالح در هر موقعيت كه باشند از تذكرات سازنده ديگران استقبال مى‏كنند و اين را به نفع خود مى‏دانند اگر چه بعضى به سبب برخى از ذهنيات خود از تذكر به آنها پرهيز مى‏نمايند.

شايان ذكر است كه امر و نهى به كسانى كه به هر علت مافوق انسان محسوب مى‏شوند بايد به طور مخفى و با احترام كامل و دور از مقاصد نفسانى انجام گيرد.

5 - القائات شيطانى

شيطان در هر كار خيرى مانع تراشى مى‏كند و نسبت به امر و نهى دينى القائات و وسوسه‏هاى بيشترى دارد. يكى از القائات او وعده فقر است. قرآن كريم مى‏فرمايد:

شيطان به شما وعده فقر مى‏دهد. (95)

شيطان امر و نهى اسلامى را سبب فقر انسان معرفى مى‏كند كه اگر امر و نهى دينى كنى امتيازات تو كم خواهد شد، منافع تو تهديد مى‏شود و معيشت تو به تنگنا مى‏افتد و فقيرخواهى شد.

در آيه‏اى ديگر آمده است:

اين القائات شيطان است كه با آنها اولياى خود را مى‏ترساند. شما از آنها نترسيد. (96)

از اين آيه شريفه استفاده مى‏شود كه يكى از القائات شيطان ايجاد ترس در دل مؤمنين است ترس بر "از دست دادن چيزى كه به آن علاقه دارد." القا مى‏كند كه اگر امر و نهى كنى محبوبيت تو از ميان خواهد رفت، موقعيت تو از كف مى‏رود، منفور ديگران مى‏گردى و گاهى اين وسوسه‏ها را در يك لحظه به صورت رگبار بر گوش جان انسان فرو مى‏ريزد و از بيان پيام حق جلوگيرى مى‏كند و راه خدا را مى‏بندد.

مؤمن بايد بداند كه القائات شيطان، القائات دشمن قسم خورده اوست و نبايد به آنها توجه داشته باشد. بلكه بايد با ذكر خدا اين القائات را دفع نمايد.

6 - مخالفت حكومت‏ها

يكى از علل ترك امر و نهى الهى در سطح جامعه، حكومت‏ها هستند. حكومت‏ها قبل از هر چيز به آرامش جامعه مى‏انديشند و چنانچه به ارزش‏هاى الهى و انسانى معتقد باشند، در صورت تعارض وجود آرامش و ارزش‏ها، آرامش را مقدم مى‏دارند هر چند اين آرامش معصيت باشد. البته امر و نهى دينى در بسيارى از موارد تضادى با آرامش اجتماعى ندارد اما مواردى وجود دارد كه با آنها اصطكاك پيدا مى‏كند. در اين گونه موارد، تنها حاكمان صالح خدا هستند كه هر چيزى از جمله آرامش را فداى ارزش‏ها و احكام الهى مى‏كنند و اين يكى از موارد تشخيص حاكمان صالح و غيرصالح است. و مؤمنين بايد حكم خدا را بر هر چيزى مقدم بدارند.

7 - مخالفت دشمنان اسلام

عامل ديگر ترك امر و نهى دينى در جوامع اسلامى مخالفت دشمنان اسلام و ارزش‏هاى الهى (ابرقدرت‏ها، سازمان‏هاى بين‏المللى و كشورهاى غربى و شخصيت‏هاى بيگانه با ارزش‏ها) است. آنها با طرح شعارهاى فريبنده حقوق بشر، آزادى، تجدد و حقوق زن و امثال آن از هرگونه امر و نهى دينى كه سبب احياى احكام دين خدا گردد جلوگيرى مى‏كنند و متأسفانه با اين حركت‏هاى خود سبب برخى آزادى‏هاى غيرمشروع در كشورهاى اسلامى شده، و امر و نهى دينى را در هاله‏اى از غربت و تنهايى فرو برده‏اند. به طورى كه آن را يك دخالت غيرموجه و ضايع كننده حقوق انسان‏ها تلقى مى‏كنند.

بر مردم و مسئولين معتقد به احكام دينى است كه وسوسه‏هاى آنان را ناديده انگارند، و حكم خدا را با هيچ يك از القائات دشمنان ترك نكنند كه اين خواست مهم دشمنان دين خداست كه مسلمين با تمايلات آنها همسو شوند. تهديد بر تحريم سياسى و اقتصادى از تهديد خدا بر تحريم بهشت و تهديد بر عذاب "ترك امر و نهى اسلامى" بزرگتر نيست.

اميرالمؤمنين (ع) فرمود:

امربه‏معروف كن تا خود اهل معروف باشى، با دل و زبان منكرات را ردنما و از كسى كه عمل بدى انجام مى‏دهد بشدّت دورى نما و در راه خدا در حد توان تلاش‏نما و هرگز ملامتِ ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد. (97)

8 - جهل

يكى ديگر از عوامل ترك امر و نهى دينى جهل به اهميت آن از نظر عقل و شرع است و راه اصلاح آن مطالعه و حضور در صحنه‏ها و جلسات مربوط به شناخت اين فريضه الهى است.

9 - وابستگى به گنهكاران

وابستگى به گنهكاران يكى از اسباب شيوع بى‏تفاوتى و ترك امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر است. برخى از گنهكاران منشأ برخى از خدمات مالى، علمى، اجتماعى، سياسى و امثال آن هستند كه اين خدمات زبان نيازمندان به آنها را از امر و نهى دينى كوتاه كرده است.

اميرالمؤمنين (ع) در فلسفه توبيخ الهى بنى‏اسرائيل مى‏فرمايد: زيرا آنها فساد و منكر را از ستمكاران مى‏ديدند اما به خاطر دلبستگى به كمك‏هاى آنها و ترسى كه از ايشان در دل داشتند آنها را از منكر باز نمى‏داشتند. (98)

تنها راه اصلاح، قطع اميد و وابستگى از آنها و توكل بر خداى رزاق است. يك انسان وابسته، از حرّيت محروم است و چنين كسى زبان حقگو نخواهد داشت مگر اين‏كه ريشه‏هاى وابستگى را قطع كند. آن‏گاه مى‏تواند سخن خود را به گوش هر يك از مخاطبانش برساند.

شخصى روزانه مقدارى گوشت از قصابى خريدارى مى‏كرد و در ضمن مقدارى گوشت زايد و بدون مصرف را براى گربه‏اى كه در منزل داشت مى‏گرفت. روزى فهميد كه قصاب مرتكب گناهى مى‏گردد. ابتدا به منزل رفت و گربه را بيرون كرد و سپس به نزد قصاب رفت و او را نهى‏ازمنكر كرد. قصاب به او گفت: از اين پس گربه شما غذايى نخواهد داشت.

او در جواب گفت: اول گربه را از خانه بيرون راندم و بعد از آن تو را نهى‏ازمنكر كردم. (99)

وابستگى به گنهكاران حربه‏اى منفى در امر و نهى دينى به حساب مى‏آيد امّا وابستگى گنهكاران به امر و نهى كنندگان مى‏تواند يك حربه‏اى مثبت باشد تا نيازهاى آنها را مشروط به ترك گناه و انجام واجب برآورده سازند. اين روش مى‏تواند بسيارى از بن‏بست‏هاى امر و نهى را از جلوى راه بردارد. در اين شيوه انجام واجب يا ترك گناه به طور صريح از گنهكار خواسته مى‏شود.

10 - مخالفت و ملامت ديگران

يكى ديگر از عوامل و ريشه‏هاى ترك امر و نهى اسلامى مخالفت برخى گنهكاران يا هواداران آنهاست. اكثر اين مخالفت‏ها مخالفت با احكام خدا و دفاع از معصيت و تأمين شهوات آنهاست.

متأسفانه عده‏اى از مؤمنين با اين مخالفت‏ها به هراس افتاده، امر و نهى الهى را ترك مى‏كنند در حالى كه ملامت ديگران مجوز ترك امر و نهى الهى نيست و نبايد كمترين تأثيرى در روحيه مؤمن در مبارزه او با گناه داشته باشد. قرآن كريم در وصف بندگان محبوب الهى مى‏فرمايد:

لا يَخافُونَ لَومَةَ لائِمٍ (100)

در راه دين از نكوهش كسى باكى ندارند.

سرزنش ملامت‏گران بر كسى اثر منفى دارد كه به حركت خود ايمان محكمى ندارد. سرزنش يزيديان به اسراى اهل‏بيت گسترده بود اما كمترين تأثير منفى بر آنها نداشت. بى‏توجهى آمرين به معروف به ملامت‏ها يكى از نشانه‏هاى رشد است.

در رأس مخالفين امر و نهى دينى شيطان قرار دارد كه مخالفت خود را با زبان پيروان خويش بيان مى‏كند.

قرآن كريم مى‏فرمايد:

شيطان‏ها به دوستان خود القا مى‏كنند تا با شما مجادله نمايند. (101)

اميرالمؤمنين (ع) درباره پيروان شيطان مى‏فرمايد:

شيطان با چشم آنان مى‏نگرد و با زبان آنها سخن مى‏گويد. (102)

پاسخ مخالفت‏هاى ديگران

امر و نهى همواره با مخالفت‏هايى روبرو بوده است. مخالفين به گمان خود جمله‏هاى قانع كننده‏اى را براى رد پيام حق و اصلاح‏هاى اجتماعى با خود به همراه دارند كه اين جملات نه تنها منطقى و معقول نيست كه مخالفتى آشكار با احكام خداوند تلقى مى‏شوند و در اين صورت نيازى به جواب تحليلى ندارند. در اين‏جا به ذكر مخالفت‏ها و جواب‏هاى كوتاه آنها كه در كمترين فرصت بيان شود مى‏پردازيم.

* يكى از سخنان آنها در برابر امر و نهى دينى اين است كه "آزادم"!

در جواب مى‏توان گفت: از قيد خدا هم آزادى؟ آيا در مخالفت با خدا هم آزادى؟

بله آزادى كه گناه مى‏كنى اگر بنده بودى مطيع خدا بودى.

* به شما مربوط نيست، يا دخالت نكن.

به خدا كه مربوط است، من دستور خدا را بيان كردم.

امربه‏معروف دخالت من نيست دخالت خداوند است.

* خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت باش!

همرنگ جماعت با تقوا يا همرنگ جماعت گنهكار؟

خواهى نشوى رسوا همرنگ ديانت باش.

* قلبت پاك باشد!

قلب پاك گناه نمى‏كند.

پاكى قلب به عمل پاك است.

* مملكت صاحب دارد!

بله، صاحب مملكت دستور نهى از منكر داده است.

ملت صاحب مملكت است.

* دوست داريم كه گناه كنيم.

اما خداوند دوست ندارد گناه كنيد.

هر چه مى‏خواهى انجام بده امّا گناه نكن.

* مزاحم نشو.

به جايى رسيده‏اى كه حكم خدا را مزاحمت مى‏دانى؟

از خدا بترس و در برابر احكام او موضع‏گيرى نكن.

* برو به كار خود برس.

دستور خدا مهم‏تر از كار من است.

كار من همين است كه خداوند تعيين كرده است.

* ما را در يك قبر مى‏گذارند و شما را در قبر ديگر.

بله قبر ما از هم جداست، اما دين و تكليف ما مشترك است.

* بعضى از گنهكاران در برابر نهى از منكر اظهار ناراحتى و مخالفت مى‏كنند.

در جواب بايد گفت: هيچ‏گاه از حكم خدا ناراحت نشو.

* برخى از گنهكا ران كه براى يك مرتبه يا مدت كوتاهى مرتكب گناهى مى‏شوند در برابر نهى از منكر اظهار مى‏دارند:

گناه ما هميشگى نيست!

در جواب بايد گفت: مخالفت با خدا از جمله امورى است كه كم آن هم زياد و زيانبار است.

هيچ‏گاه حكم خدا را زير پا نگذار.

* تعصب نداشته باش!

تعصب به دين خدا نداشته باشم؟ شما نسبت به گناه تعصب نداشته باش.

* تعصب خشك نداشته باش.

پايبندى به احكام خدا تعصب خشك نيست.

* عيسى به دين خود، موسى به دين خود.

عيسى و موسى گفته‏اند امربه‏معروف كنيد.

* همه مشكلات حل شده است و تنها همين كار مانده است؟

مخالفت با خدا مشكل نيست؟

* ديگران بدتر از ما هستند.

بدترى آنها مجوز گناه شما نيست.

* ما ديگر گرفتار شده‏ايم!

گرفتار گناه شده‏اى اما اراده‏ات آزاد است.

انسان تا آخرين لحظه‏هاى عمر امكان تجديد نظر و نجات از معصيت دارد.

* آب از سرما گذشته است!

قرآن فرموده است: از رحمت خدا مأيوس نباشيد.

انسان تا زنده است آب از سرش نگذشته است.

* از كى تا به حال متديّن شدى؟

از وقتى كه خدا توفيق داد.

از خدا مى‏خواهم كه متديّن باشم.

* برخى از همسران زنان بى‏حجاب كه مورد نهى از منكر قرار مى‏گيرند ابراز مى‏دارند: حجاب همسرم به من مربوط مى‏شود!

در جواب بايد گفت: يعنى به خداوند مربوط نمى‏شود؟ من حكم خدا را بيان كردم.

* برخى در برابر نهى از ريش تراشى اظهار مى‏كنند: ما به خاطر بهداشت و نظافت ريش خود را مى‏تراشيم!

در جواب مى‏توان گفت: بهداشت و سلامت چهره با ريش، در برابر سرما و گرما و آلودگى‏ها بهتر حفظ مى‏شود، همان گونه كه موهاى سر خود را نظافت مى‏كنيد ريش خود را هم نظافت كنيد.

به بهانه نظافت معصيت نكنيد.

به فرد ريش تراشى نهى از منكر شد. جواب داد: كسانى كه ريش دارند خوب عمل نكردند. سؤال شد كسانى كه ريش ندارند همه درستكار بودند؟ گفت: خير. پس شما ريش كه از شعاير اسلام است را داشته باشيد و خوب هم عمل كنيد. زيرا داشتن ريش يك معروف و عريان كردن صورت يك منكر است. شما يك چهره مذهبى را به چهره‏اى غيرمذهبى و متضاد با سيره و روش پيامبر و ائمه : مبدل كرديد.

*به فردى (بى‏حجابى) امربه‏معروف شد. جواب داد: من مسلمان نيسستم.

بنده خدا كه هستى من حكم خدا را بيان كردم.

حكومت، قوانين و جامعه، اسلامى است.

در پايان ذكر اين نكته مهم لازم است كه يكى از بهترين جواب‏هاى مخالفين، دفاع از امر و نهى كنندگان در جامعه است. بى‏تفاوتى در دفاع از آنها بعضاً حرام و موجب ضعف روحى مى‏گردد و دفاع از آنها يك كمك روحى بزرگ است. وقتى امر يا نهى دينى از زبان فرد ديگرى تكرار شود جبهه مخالف دچار ضعف و تزلزل مى‏گردد.

پيام حق را بپذيريم

گنهكاران خوب مى‏دانند كه امر و نهى كنندگان پيام‏آوران حق‏اند پس بايد از هرگونه بهانه‏جويى، كج خلقى و بى‏مهرى با آنها پرهيز كرد. زيرا پذيرش آنها پذيرش حق و رد آنها رد پيام حق است.

در تفسير مجمع‏البيان آمده است: تكبر از پذيرش حق از بزرگترين گناهان است. (103)

اميرالمؤمنين (ع) فرمود:

خوشا به حال كسى كه از نصيحت كننده‏اى كه او را هدايت مى‏كند اطاعت نمايد و از گمراهى كه او را منحرف مى‏سازد پرهيز نمايد. (104)

و در حديث ديگرى فرمود:

اى مردم! سخن كسى كه شما را نصيحت مى‏كند بپذيريد و قرآن را براى عمل به آن، از او قبول كنيد و بدانيد كه خداى سبحان ستايش از مردم نمى‏كند مگر كسانى كه به اجابت حق پيشتازترند. (105)

پيامبر (ص) مى‏فرمايد:

بدترين گروه مردم كسانى هستند كه امر كنندگان به معروف و نهى كنندگان از منكر را مورد طرد و بدگويى قرار مى‏دهند. (106)

اميرالمؤمنين (ع) فرمود:

كسى كه با نصيحت مخالفت كند هلاك مى‏شود. (107)

و نيز فرمود: در كسانى كه نصيحت كننده نيستند و نصيحت كنندگان را دوست ندارند خيرى نيست. (108)

و در حديث ديگرى فرمود:

كسى كه نصيحت را بپذيرد رسوا نشود. (109)

يكى از صفات مهم اخلاقى كه بايد مدتى را در پى تحصيل آن به خودسازى پرداخت استقبال از سخن و پيام حق است كه توسط ديگران ابلاغ مى‏گردد. انسان‏هاى خود ساخته نه تنها پيام حق را در انجام واجبات و ترك حرام مى‏پذيرند بلكه از پيام‏رسان تشكر و به او دعا مى‏كنند.

نكته

اى عزيز! نيك بدان كه امر كنندگان به خوبى‏ها و نهى كنندگان از بدى‏ها پيام آوردن حقند كه به آينده تو مى‏انديشند و به سود تو سخن مى‏گويند. پس با گشاده‏رويى و تشكر، پيام خدايت را بپذير تا قهر تو با خدا به صلح و دوستى گرايد.

فصل دهم : آثار ترك امر و نهى دينى در روايات

ترك امر و نهى دينى غروب و غربت دين و ديندارى را به همراه دارد.

1 - تسلط بدان

وقتى امر و نهى دينى صورت نگيرد گنهكاران بر گناه خود جرأت يافته، به انجام آن رسميت مى‏دهند و رسميت گناه در جامعه سبب ازدياد گنهكاران و افزايش آنان موجب حاكميت آنها مى‏شود.

امام رضا (ع) فرمود:

امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر كنيد يا آن‏كه بدان شما بر شما تسلط مى‏يابند و خوبان شما دعا مى‏كنند و مستجاب نمى‏شود. (110)

2 - محروميت از بركات الهى

به طور كلى هر عمل خوب يا بد صرف‏نظر از آثار اخروى كه براى انجام دهنده آن دارد برخى آثار تكوينى را با خود به همراه دارد. از جمله آثار گناه "ترك امر و نهى دينى"، از ميان رفتن بركات الهى است.

امام صادق (ع) فرموده است: هر گنهكارى كه در قومى گناهى انجام دهد و بر معصيتش ادب نشود اولين چيزى كه خدا آن قوم را به آن گرفتار مى‏سازد اين است كه ارزاق آنها را كم مى‏كند. (111)

پيامبر اكرم (ص) فرمود: همواره امت من در خير و خوبى به سر مى‏برند مادامى كه امر به معروف و نهى‏ازمنكر مى‏كنند و بر نيكى كمك مى‏نمايند. پس وقتى آن را ترك كردند، بركات از ايشان گرفته مى‏شود و بعضى بر بعضى مسلط مى‏گردند و ياورى در زمين و آسمان نمى‏يابند. (112)

اميرالمؤمنين (ع) فرمود:

خداى سبحان گذشتگان را از رحمت خود دور نساخت مگر اين كه امر به معروف و نهى از منكر را ترك كردند. (113)

3 - لعنت معصومين :

زشتى ترك امر و نهى دينى به اندازه‏اى است كه سبب گرديده تا بزرگان دين بر ترك كنندگان آنها لعنت كنند. امام صادق (ع) به شيعيان نوشت: بزرگسالان شما مهربانى كنند و از نادانان و رياست طلبان نهى نمايند يا اين‏كه لعنت من به همه شما خواهد رسيد. (114)

4 - واژگونى قلب

كسى كه از بدى‏ها نهى نكند و به خوبى‏ها امر ننمايد به نوعى، ترك خوبى‏ها و انجام بدى‏ها را پذيرفته است و اين پذيرش رفته رفته در قلب او تثبيت مى‏گردد به گونه‏اى كه بدى‏ها را بد نمى‏داند و به خوبى‏ها اهميت نمى‏دهد. چنين قلبى يك قلب وارونه‏اى خواهد بود. ادامه چنين حالتى به جايى مى‏رسد كه چه بسا خوبى را بدى و بدى را خوبى تلقى مى‏كند؛ كه در اين صورت وارونگى قلب او افزايش بيشترى پيدا مى‏كند.

اميرمؤمنان (ع) فرمود:

كسى كه با قلب خود از خوبى طرفدارى نكند و از بدى نهى ننمايد قلبش واژگونه مى‏شود. (115)

5 - عقوبت

اميرالمؤمنين (ع) فرمود: خداوند عموم مردم را به گناه پنهانى گروه خاصى عذاب نمى‏كند اما وقتى عده‏اى آشكارا گناه كنند و عامه مردم جلوگيرى‏نكنند، هر دو گروه‏مورد عقوبت‏خداى‏عزوجل‏قرار مى‏گيرند. (116)

امام باقر (ع) فرمود: خداوند به شعيب پيامبر (ع) وحى كرد: صدهزار نفر از قوم تو را عذاب مى‏كنم كه چهل‏هزار نفر از بدان و شصت‏هزار نفر از خوبان هستند. سؤال كرد بدها مستحق عذابند اما نيكان را چرا عذاب مى‏كنى؟ خداوند فرمود: زيرا با اهل معصيت چرب زبانى كردند و براى خشم من خشمگين نشدند. (117)

والحمدلله رب العالمين