اوصاف روزه داران
شرح خطبه شعبانيه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله

سيد محمد على جزايرى (آل غفور)

- ۴ -


ذكر توسل به على اكبر 
السلام عليك يا اباعبدالله و على الارواح التى بفنائك الخ
وقتى على اكبر، اجازه ميدان ، گرفت ، سيدالشهداء عليه السلام با يك نگاه ماءيوسانه اى به او نگاه كرد، و گريه كرد. بعد محاسن ، مبارك را به جانب آسمان ، بلند كرد و فرمود: خدايا شاهد باش جوانى ، به سوى اين قوم مى رود، كه از هر جهت شبيه ترين مخلوقات است به پيغمبر تو، بعد حضرت با صداى بلند عمر سعد را مخاطب قرار داده صيحه زد كه از ماچه مى خواهى خداوند رحم تو را قطع كند، و امر تو را نامبارك گرداند و بعد تاز من كسى را كه تو را در فراش بكشد بر، تو مسلط گرداند، همانگونه كه رحم مرا قطع كردى و حق فرزندى مرا با رسول خدا رعايت نكردى ، سپس اين آيه را تلاوت كرد: ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم ، و آل عمران ، على العالمين ذرية بعضها من بعض والله سميع عليم (95).
آقا بر در خيمه ايستاده است ، يك وقت آواز على به گوشش رسيد؛ يا ابتاه عليك منى السلام ، در زبان عربى اگر عليك مقدم بر سلام شود، به معناى خداحافظى است ، يعنى بابا من هم رفتم ، خداحافظ. سيدالشهدا خود را به جوانش رسانيد، خاك و خون از دهان على پاك كرد. و جعل يمسح الدم عن ثناياه تا اگر على بخواهد، حرفى بزند، وصيت و سفارشى ، داشته باشد بگويد، اما مى دانيد، على اكبر چه گفت ؟ كلامى گفت كه عقده از دل سيدالشهداء باز كرد: يا ابتاه هذا جدى رسول الله عليه السلام قد سقانى بكاءسه الاوفى ، شربة لااظماء بعدها ابدا و هو يقول العجل العجل فان لك كاءسا مذخوره ، حتى تشربها، الساعة (96).
بابا اگر از شما آب خواستم ، و نداشتيد، كه بدهيد، اينك جدم رسول خدا شربت آبى كامل به من داد كه ديگر هيچ وقت تشنه نمى شوم او مى فرمايد: حسين عزيزم ! هر چه زودتر، به سوى ما بيا! شربت آبى براى تو مهيا شده است و انتظار تو را دارم .
بعد صورت به صورت جوان گذاشت ، تا بلكه ، دلش آرام بگيرد. پدران شهدا مرا، ببخشيد، نگاه به شما مى كنم و اين جملات را مى گويم ، خجالت مى كشم .

چهر عالم تاب بنهادش به چهر
شد جهان تار از قران ماه و مهر
سرنهادش بر سر زانوى ناز
گفت كاى باليده سرو سرفراز
اين بيابان جاى خواب ناز نيست
كايمن از صياد تيرانداز نيست
خيز بابا تا از اين صحرا رويم
رو به سوى خيمه ليلا رويم
تو سفر كردى و آسودى زغم
من در اين وادى گرفتار الم
يا على عل الدينا بعدك العفا اماانت فقد استرحت من هم الدنيا و غمها و بقى ابوك وحيدا فريدا
لاحول ولاقوة الا بالله العلى العظيم .
جلسه هشتم 
بسم الله الرحمن الرحيم
رمضان و بر حذر بودن ، از غيبت  
و احفظوا السنتكم و غضوا عما لايحل النظر اليه ابصاركم و عما لايحل الاستماع اليه اسماعكم و تحننوا على ايتام الناس يتحنن على ايتامكم
اى مردم ! در ماه رمضان ، زبانتان را از معصيت (دروغ ، غيبت ، تهمت ، فحش و...) حفظ كنيد. چشمهايتان را از آنچه نظر بر آن حرام است ، بپوشانيد. گوشتان را از هر چيزى كه شنيدن آن حلال نيست باز داريد، مردم ! با يتيمان مردم مهربان باشيد تا با يتيمان شما مهربانى و ترحم كنند.
در اين فراز، رسول اكرم صلى الله عليه و آله به چهار دستور اشاره مى كند - كه توضيحاتى درباره آن ها مى دهم : اول نگاه داشتن ، زبان از معصيت ، گناهان اين چند مثقال گوشت از همه اعضا آسان تر است و هيچ مقدمه و تشريفاتى ندارد و مى توان در هر زمان و هر مكانى بدون تكلف انجام داد. يكى از گناهان بسيار رايجى كه با زبان انجام مى شود غيبت است . مثلا نگاه نامحرم الان در مسجد ممكن نيست ، شنيدن موسيقى همين طور، استغفرالله زنا چه مقدمات و موخراتى لازم دارد، قماربازى نياز به پول و رفيق خر پول دارد، شراب ، دود و دم و اهل پياله بايد باشد و هكذا... ولى اين غيبت لعنتى و دروغ مصيبتى در همين مسجد همين روز ماه مبارك رمضان ، همين بعد از نماز جماعت مى شود انجام داد. لذا گفتم گناه زبان از همه گناهان آسانتر و بدون هيچ معطلى صورت مى گيرد و بدبختى اين است كه همه و همه به آن مبتلا هستيم ؛ كاسب ، تاجر، ادارى ، طلبه ، اكثرا اهميت به حرمت غيبت نمى دهيم ، و شيطان ملعون هم آن را به نظر ما جلوه مى دهد، و اگر مقدس باشيم ، مبرر و محلل هم براى خود درست مى كنيم ؛ مثلا غيبت مى كند، بعد هم مى گويد: من به خودش هم ميگويم ، به خودش هم مى گويم . يا آن كه با جمله غيبتش نباشه غيبت را شروع مى كند و هر چه دلش خواست مى گويد، يعنى وقتى غيبتش نباشد ديگر غيبتش نيست ؟ زن ها ديگر كه از ما مردها در غيبت كردن دست پيش ‍ دارند و بى اهميت و خيلى ساده و نقل هر مجلس آنان است .
غيبت چيست ؟  
فقها در اين باره مى گويند: ذكرك اخاك بما يسوئه اذا يسمع ؛ آن كه برادر دينى خود را به چيزى ياد كنى كه اگر بشنود، ناراحت شود؛ گرچه آن چه گفته اى راست باشد، چون اگر دروغ باشد تهمت است كه از غيبت بدتر است ؛ حتى اگر نقص عضو دارد و راضى نيست ، كه گفته شود، غيبت است مثلا فلانى كچل است فلانى كر است ، فلانى لوچ است ، و امثال اينها يا در صفات باشد، مثلا فلانى بد اخلاق است ، يا كم حوصله است ، يا فرزندش چنين و چنان است ، همه اين ها غيبت است و حرام .
حتى اگر كسى نماز نمى خواند، ولى راضى نيست ، كسى بفهمد، شما نبايد به كسى بگوييد، مگر آن كه با اين گفتن بخواهى امر به معروفش كنى و به كسى بگويى كه او را نماز خوان كن .
برويد مراجعه به رساله كنيد در آيات قرآن و روايات از غيبت تعبير به خوردن گوشت برادر مؤ من مرده شده است آن جا كه مى فرمايد:
يا ايها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم و لاتجسسوا و لايغتب بعضكم بعضا ايحب احدكم ان ياءكل لحم اخيه ميتا فكرهتموه و اتقوالله ان الله تواب رحيم (97).
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از بسيارى از گناهان اجتناب كنيد، به راستى كه بعضى از گناهان گناه است و تجسس و پرس و جو نكنيد و نبايد بعضى از شما از بعضى ديگر غيبت كند، آيا يكى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مؤ من خود را بخورد در حالى كه او مرده است ؟ بايد از خدا بترسد، به درستى كه خداوند متعال توبه پذير و مهربان است .
در بحارالانوار از امالى صدوق نقل مى كند از نوف البكالى :
عن اميرالمؤ منين عليه السلام قال اجتنب اجتنب الغيبة فانها ادام كلاب النار ثم قال يا نوف كذب من زعم انه و لد من حلال وهو ياءكل الناس بالغيبة الحديث (98).
حضرت فرمود: اى نوف ! از غيبت پرهيز كن ، چون آن قاتق سگان جهنم است سپس فرمود: اى نوف ! دروغ ميگويد كسى كه خيال مى كند، حلال زاده است و در عين حال گوشت مردم را به سبب غيبت بخورد.
و نيز در بحارالانوار از كافى از سكونى كه از امام صادق عليه السلام چنين نقل شده است كه گفت : عن ابى عبدالله عليه السلام قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله الغيبة اسرع فى دين الرجل المسلم من الاكلة فى جوفه قال و قال رسول الله صلى الله عليه و آله الجلوس فى المسجد انتظار الصلاة عبادة ما لم يحدث قيل يا رسول الله و ما يحدث قال الاغتياب (99).
غيبت در نابود كردن دين مرد مسلمان بدتر است از مرض خوره كه داخلى باشد، و حضرت فرمود كه پيامبر فرمود: نشستن در مسجد و انتظار نماز، عبادت است ؛ مادامى كه گفت و گو نكنند. پرسيدند: يا رسول الله ! منظور از گفت و گو چيست ؟ فرمود: غيبت كردن .
مرحوم مجلسى در بحارالانوار، حدود بيست و پنج صفحه درباره حرمت غيبت و اقسام ، آن و گفتار علما و بزرگان درباره آن و تفسير غيبت و استثناهاى آن و مطالب ديگر، بحثى طولانى فرموده است .
او در آخر كلامش مى فرمايد: (100) علت اين كه بحث را طولانى و مفصل كردم اين است كه موضوع غيبت زياد مورد احتياج و محل ابتلا است (نويسنده مى گويد: معلوم مى شود اين بلاى دين برانداز هميشه بوده ، و همه به آن گرفتار بوده اند؛ حتى بنابر روايت گذشته ، اصحاب رسول اكرم صلى الله عليه و آله كه در مسجد منتظر نماز مى نشستند هم ، غيبت مى كردند).
رمضان و چشم پوشى از نامحرم 
و اما دستور بعدى ، يعنى چشم پوشى از نامحرم اين هم دردى بى درمان است ؛ به خصوص با وضع حجاب و پوشش زنان در كشورهاى اسلامى . باز جاى شكرش باقى است كه جمهورى اسلامى و انقلاب اسلامى پيروز شد، و گرنه زمان طاغوت ، بعد از كشف حجاب در سال (1315ه‍ش ) به دست رضا شاه خبيث و به خصوص در اواخر حكومت ننگين پهلوى دوم - محمد رضا - وضع حجاب زنان بسيار بد بود و بعضى از زن ها ابتذال و پرده درى با از حد گذرانده بودند و گوى سبقت از زنان غربى هم برده بودند.
به هر حال وظيفه مؤ من در همين زمان ما چيست ؟ آيا بايد در خانه بنشيند و هيچ بيرون نيايد نه خيابان نه بازار نه حتى حرم برود؟ يا آيا آن كه بسازد خنجرى نيشش ز فولاد زند بر ديده تا دل گردد آزاد. براى آن كه به قول بابا طاهر:
ز دست ديده و دل هر دو فرياد
كه هر چه ديده بيند دل كند ياد
يا آن كه استغفرالله لاقيد باشد و نگاه كند چشم چران باشد، دنيا دو روز است كى به كيه (كه بعضى افراد لاابالى مى گويند) چه بايد كرد؟ نمى دانم اين شما و اين آيات و روايات .
خداوند متعال در قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:
قل للمؤ منين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ارنى لهم ان الله خبير بما يصنعونو قل للمؤ منات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن ولايبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن على جيوهن (101).
اى رسول ما! به مردان مؤ من بگو: چشمهاى خود را از نگاه به زنان نامحرم بپوشانند و فروج خود را حفظ كنند؛ اين براى آنان پاكيزه تر است . قطعا خدا از آن چه انجام مى دهند با خبرست و به زنان مؤ منه بگو: چشمهاى خود را از نگاه به مرد نامحرم بپوشانند و فروج خود را حفظ كنند و زينت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است (منظور صورت و دو كف دست طبق تفاسير) آشكار نكنند و بايد روسرى هاى خود را بر سينه خود افكنند تا گردن و سينه پوشيده و مستور شود.
در بحارالانوار از جامع الاخبار چنين نقل شده است :
قال رسول الله صلى الله عليه و آله من ملا عينيه حراما يحشوها الله يوم القيامة مسامير من نار ثم حشاها نار الى ان يقوم الناس ثم يؤ مر به الى النار (102).
كسى كه ، چشم خود را از نگاه به نامحرم پركند، خداوند روز قيامت آن را از ميخ ‌هاى آهنى آتشين پرخواهد كرد؛ سپس پر از آتش مى كند تا مردم از حساب فارغ شوند، سپس به آتش جهنم فرستاده مى شود.
همچنين در بحارالانوار، از مكارم الاخلاق چنين نقل شده :
عن الصادق عليه السلام قال : من نظر الى امرئة ، فرفع بصره الى السماء او غمض بصره لم يرتد اليه بصره ، حتى يزوجه الله عزوجل من الحور العين ، و قال عليه السلام : اول النظرة لك و الثانية عليك و لالك ، والثالثة فيها الهلاك (103).
هر كس كه به زن نامحرم نگاه كند، پس چشم خود را از او بردارد، و به طرف آسمان نگاه كند يا چشم خود را به هم بگذارد، چشم خود را باز نمى كند تا آن كه خداوند؛ حوريه اى بهشتى را به تزويج او در مى آورد. حضرت فرمود: نگاه اول ، اتفاقى براى تو است (يعنى اگر خوشت آمد كيفرى ندارد) ولى نگاه دوم ، به ضرر تو است و به نفع تو نيست و كيفرش بيشتر از لذت آن خواهد بود و نگاه سوم ، هلاكت است و عذاب .
در بحارالانوار از خصال از امام صادق عليه السلام به نقل از پدرش چنين آمده است :
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : كل عين باكية يوم القيمة ، الا ثلاثة اعين ، عين بكت من خشية الله ، و عين غضبت عن محارم الله ، و عين باتت ساهرة فى سبيل الله (104).
يعنى روز قيامت همه چشم ها گريان است ، مگر سه چشم : 1 - چشمى كه از خوف خدا گريه كند 2 - چشمى كه از نگاه به نامحرم ، بسته شود؛ 3 - چشمى كه شب زنده دار باشد، در راه خدا و بى خوابى كشد و نماز شب بخواند.
در روايت ديگرى از خصال آمده است :
قال اميرالمؤ منين عليه السلام : ليس فى البدن شى اقل شكرا من العين ، فلاتعطوها، سؤ لها فتشغلكم عن ذكرالله عزوجل (105).
هيچ عضوى از اعضاى بدن مثل چشم انسان ناسپاس نيست (چشم را هرچه هم آب بدهى و چشم چرانى كنى قانع نيست و تشكر نمى كند) بنابراين ، به مقتضاى خواهش چشم ، رفتار نكنيد كه شما را از ياد خدا غافل مى كند و منحرف مى سازد.
اگر خدا ناكرده انسان چشم چران شد و بى اهميت به حرمت آن باشد عادت مى كند و به يك يا دو تا و ده قانع نمى شود بلكه آن چنان خو مى گيرد كه نستجير بالله هر زنى را ببيند بايد به او نگاه كند، و برانداز نمايد، بلكه به نگاه به صورت و دست و پا قانع نمى شود هر چه بيشتر بهتر، آن وقت است كه از خدا غافل و كم كم آلوده به هر گناهى مى شود.
بر همين اساس ، فقهاى اسلام ، بر طبق آيات و روايات مى فرمايند: كه حجاب بر زن واجب است ، فقط وجه و كفين لازم نيست ، كه پوشيده شود و بر مرد نيز نگاه كردن ، به زن نامحرم حرام است . بعضى مى فرمايند كه نگاه به صورت و دست ها، بدون لذت و ريبه جايز است ؛ گرچه خلاف احتياط است بعضى نيز آن را حرام مى دانند. برادران مراجعه به رساله هاى علميه بفرماييد، و تفصيل حديث را مى توانيد در تفسير پر ارج نمونه ، جلد 14 صفحه 435 مطالعه فرماييد.
پرسش : آيا نگاه زن به مرد نامحرم هم مثل نگاه مرد به زن نامحرم حرام است ؟
پاسخ : بله نگاه زن به مرد اجنبى حرام است و فقط به صورت و دستها مانعى ندارد و از احاديث هم همين استفاده مى شود.
در حديثى بحارالانوار از مكارم الاخلاق از ابى عبدالله عليه السلام چنين نقل ميكند:
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : فى الحديث الذى قالت فاطمه ، خير للنساء الايرين الرجال و لايراهن الرجال فقال رسول الله صلى الله عليه و آله انها منى (106).
يعنى رسول اكرم صلى الله عليه و آله از فاطمه زهرا پرسيد: چه كارى از همه چيزها براى زن پسنديده تر است ؟ پاسخ داد: بهتر از هر چيز براى زن است كه نه مرد اجنبى را ببيند و نه مرد اجنبى او را ببيند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: فاطمه پاره تن من است .
و از ام سلمه نقل شده كه گفت : كنت عند النبى وعنده ميمونة ، فاقبل ابن مكتون و ذلك عبد ان امر بالحجاب ، فقال صلى الله عليه و آله احتجابا! فقلنا: يا رسول الله ! اليس آعمى لايبصرنا؟ قال : افعيما و ان انتما الستما تبصرانه (107).
ام سلمه مى گويد: بعد از آن كه دستور حجاب نازل شد، من و ميمونه (زن ديگر حضرت ) در نزد آن حضرت بوديم كه ابن مكتوم وارد شد، فرمود: محجوب و مخفى شويد! (داخل اطاق برويد) گفتيم : يا رسول الله ! مگر او نابينا نيست ؟! او كه ما را نمى بيند، فرمود: مگر شما هم كوريد؟ مگر نه اين است كه شما او را مى بينيد؟!
رمضان ، و باز داشتن گوش از شنيدن محرمات  
و اما دستور بعدى ، باز داشتن ، از شنيدن محرمات است .
پرسش : موسيقى حرام كدام است ؟ (اين يك بحث مفصل و جنجالى است ).
پاسخ : آوازى كه نشاط برانگيز و چه دار باشد، و مخصوص مجالس لهو و خوشگذرانى باشد، غنا و حرام است .
يك حديث در اين زمينه به عرض برسانم : ولى برخلاف هميشه اكتفا مى كنم به ترجمه آن .
بحارالانوار، از تفسير عياشى نقل ميكند از ابوبصير كه گفت :
مردى خدمت امام صادق عليه السلام بود و خطاب به ايشان عرض كرد؛ پدر و مادرم فداى شما باد؛ من گاهى كه براى تخلى مى روم ، همسايه اى دارم كه كنيزهاى خواننده و نوازنده دارد، چه بسا عمدا نشستن ، در آن جا را طول مى دهم و به آواز آنها گوش مى دهم . حضرت فرمود: چنين كارى نكن ! مرد گفت : به خدا كارى نيست كه پاى خودم انجام داده باشم ، فقط با گوشم مى شنوم . فرمود: مگر نشنيده اى كه خدا در قرآن مى فرمايد: به درستى كه گوش و چشم و دل - همه اين ها - روز قيامت مورد سؤ ال قرار مى گيرند؟ گفت : چرا به خدا سوگند شنيده ام ، ولى گويا آن آيه را تا كنون از كسى نشنيده ام كه قرآن خوانده باشد، نه از عجمى و نه از عربى آرى بعد از اين به خواست خدا چنين كارى نمى كنم ، و به درگاه خدا توبه كنم . حضرت فرمود: بلند شو! غسل كن ، و چند ركعت نماز به جا بياور؛ چون كار بدى انجام مى دادى ؛ و چه روز بدى در انتطار تو بود اگر به اين حال مى مردى . اكنون شكر خدا را به جا بياور! و از هرچه كه مورد رضاى خدا نباشد توبه كن . خداى متعال جز از كار قبيح ناراضى نيست . آرى ، كار زشت را براى اهلش بگذار چون هر چيزى اهل دارد(108).
بعضى خيال مى كنند خوش بودن و كيف مجلس نشينى موسيقى و دود و دم و از اين جور چيزهاست . در حالى كه مى شود با شوخى هاى سرگرم كننده مشروع و مذاكرات علمى ، مشاعره ، جك گفتن و معما از يكديگر پرسيدن ، آن چنان مجلس را گرم كرد كه از موسيقى و نوار و.... بهتر باشد و بايد به اين نكته توجه كرد.
گوش تواند كه همه عمر وى
نشنود آواز دف و چنگ و نى
ديده شكيبد ز تماشاى باغ
بى گل و نسرين به سر آرد دماغ
گر نبود، بالش آكنده پر
خواب توان كرد حجر زير سر
ور نبود دلبر هم خوابه پيش
دست توان كرد در آغوش خويش
وين شكم بى هنر پيچ پيچ
صبر ندارد كه بسازد به هيچ (109)
ذكر توسل به حضرت زينب (س ) 
السلام عليك يا اباعبدالله و على الارواح التى حلت بفنائك عليك منى سلام الله ابدا ما بقيت و بقى الليل و النهار ولاجعله الله آخر العهد منى لزيارتكم السلام على الحسين وعلى على بن الحسن و على اولاد الحسين و على اصحاب الحسين
مرحوم محتشم كاشانى نقل مى كند: بعد از آن كه اشعار او مورد پسند حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله قرار گرفت ، به وسيله خوابى كه مقبل در شب عاشورا ديده بود و حضرت از شنيدن اشعار محتشم گريه كرده بود (110)؛ مرحوم به محتشم تبريك مى گفتند و شعرا به او غبطه مى خوردند، ولى او مى گفت : گرچه من از اين موضوع خوشحالم و مباهات مى كنم ؛ ولى در ضمن اشعارم درباره ورود اهل بيت عليهم السلام و حضرت زينب عليها السلام به قتلگاه شعرى گفته ام كه مى ترسم روز قيامت مورد عتاب حضرت زهرا عليها السلام قرار گيريم و شعر اين است .
ناگاه چشم دختر زهرا در آن ميان
بر پيكر شريف امام زمان فتاد
مى ترسم حضرت زهرا بفرمايد: محتشم كاشانى تو چه جراءت داشتى اسم چشم دختر زهرا را بياورى ، نمى دانم چه پاسخ بدهم !
روزى كه شد به نيزه سر آن بزرگوار
خورشيد سر برهنه برآمد ز كوهسار
موجى به جنبش آمد و برخاست كوه كوه
ابرى به بارش آمد و بگريست زار زار
جمعى كه پاس محملشان داشت جبرئيل
گشتند بى عمارى و محمل شتر سوار
شد وحشتى كه شور قيامت زياد رفت
چون چشم اهل بيت بر آن كشتگان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن ميان
بر پيكر شريف امام زمان فتاد
بى اختيار، ناله هذا حسين از و
سر زد كه آتش آن در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعه بتول
رو كرد در مدينه كه يا ايها الرسول !
اين كشته فتاده به هامون حسين توست
وين صيد دست و پازده در خون حسين توست
اين ماهى فتاده به درياى خون كه هست
زخم از ستاره بر تنش افزون ، حسين توست
لاحول ولاقوة الا بالله العلى العظيم .
جلسه نهم 
بسم الله الرحمن الرحيم
ماه رمضان بهار توبه 
و توبوا الى الله من ذنوبكم و ارفعوا اليه ايديكم بالدعاء فى اوقات صلواتكم فانها افضل الساعات ينظر الله عزوجل فيها بالرحمة الى عباده يجيبهم اذا ناجوه و يلبيهم اذا نادوه و يعطيهم اذا ساءلوه و يستجيب لهم اذا دعوه
اى گروه مردم ! در ماه رمضان از گناهانتان به درگاه خدا توبه كنيد؛ و در وقت نمازها، دست نياز و دعا به درگاهش دراز كنيد؛ زيرا وقت نماز، بهترين ساعت ها است خداى متعال در آن ساعت به بندگانش نظر لطف مى كند و پاسخ مناجاتش را مى گويد و اگر او را صدا زنند، پاسخ مى دهد دعايشان را به اجابت مى رساند.
يكى از خصوصيات ماه رمضان اين است كه اين ماه ، بهار توبه است . چون رابطه خدا و خلق در اين ماه زياد است . اصولا توبه و پذيرش پشيمانى يكى از الطاف و مراحم الهى است . اگر بنا بود هر كس هر گناهى مرتكب شد، در نامه عملش نوشته كرد و كيفر آن را حتما ببيند و راه بازگشت نبود، چه مى كرديم ، و چه مى شد؟!
امام زين العابدين عليه السلام در دعاى ابوحمزه (دعاى بسيار شيرين و جالب سحر عرض مى كند:
فلو اطلع اليوم على ذنبى غيرك ما فعلته و لو خفت تعجيل العقوبة لاجتنبته لالانك اهون الناظرين الى و اخف المطلعين على بل لانك يا رب خير الساترين و احكم الحاكمين و اكرم الاكرمين ستار العيوب غفار الذنوب علام الغيوت تستر الذنب بكرمك و تؤ خر العقوبة بحملك فلك الحمد على حلمك بعد علكم و على عفوك بعد قدرتك
خدايا! اگر كسى غير از تو بر گناه و انحراف من با خبر مى شد، آن را انجام نمى دادم و اگر تعجيل عقوبت گناهم مى ترسيدم ، باز هم از آن اجتناب مى نمودم . خدايا! اين امر به خاطر اين نيست كه تو از همه كسانى كه ناظر به من هستند، كم ارزش ترى يا آن كه آگاهى تو از همه بر من كمتر است ؛ بلكه آنچه به من جراءت داده ، اين است كه تو اى پروردگار از همه سر پوش ترى و از همه كريم تر و جوان مردترى ؛ ستارالعيوبى ، غفار الذنبوى ، علام الغيوبى ، به بزرگوارى خود گناه مرا مخفى نگه مى دارى و كيفرى را به تاءخير مى اندازى چون برد براى ، خدايا! سپاس تو را بايد به جا آورد، كه بر گناهم آگاهى و بردبارى ، مى كنى ، قدرت و توانايى و كيفر دارى و باز هم گذشت مى كنى .
مرحوم احمد نراقى در كتاب خزائن نقل مى كند: (111)
كه يك وقت شيطان لعين براى حضرت يحيى عليه السلام مجسم شد، عرض كرد: مى خواهم تو را نصيحت كنم . حضرت يحيى فرمود: من احتياج به نصيحت تو ندارم ، ليكن آنچه از بنى آدم مى دانى بگو گفت : اى پيغمبر خدا! اولاد آدم بر سه دسته اند: يك صنف ، مثل شما معصوم و بى گناه اند و اصلا مرتكب معصيت نمى شوند. من و دار و دسته ام از اين ها راحتيم ؛ چون ماءيوس هستيم و مى دانيم گول ما را نمى خورند. صنف دوم كسانى هستند كه كاملا در اختيار ما هستند (مثل توپ بازى كه در دست بچه هاى شما است ) هر جور بخواهيم ايشان را مى چرخانيم . فكر ما از ناحيه اين گروه هم راحت است ؛ ولى صنف سوم ، نزد ما از همه بدتر و سخت ترند نزديك آنان مى رويم و سعى مى كنيم تا گولش بزنيم و با لطائف الحيل وادار به گناهش كنيم و از دين منحرفش سازيم (به پول ، به مقام ، به شهوت ، به ريا، به عجب ، به ظلم ...) ولى يك مرتبه افسار را پاره و رو به درگاه خدا مى برند و طلب مغفرت و توبه مى نمايند و بر ميگردند و تمام سعى و كوشش ما را بى اثر و رشته تابيده ما را باز مى كنند. براى بار دوم به سراغشان مى رويم ، ولى باز هم بر ميگردند، و توبه مى كنند؛ نه ما را از خود ماءيوس مى سازند و نه كاملا به دنبالمان مى آيند.
گهى به مسجد و مى خانه هم روى گاهى
نه در ميانه راهى نه خارج از راهى
به مار ماهى مانى ، نه ماهى و نه مار
تقلبى چه كنى ؟ يا مار باش يا ماهى
در حديثى آمده است : از اصول كافى ، صحيحه معاوية بن وهب :
قال سمعت اباعبدالله عليه السلام يقول اذا تاب العبد توبة نصوحا احبه الله فستر عليه فى الدنيا و الاخرة فقلت و كيف يستر عليه قال ينسى ملكيه عليه من الذنوب و يوحى الى جوارحه اكتمى عليه ذنوبه و يوحى الى بقاع الارض اكتمى ماكان يعمل عليك من الذنوب فيلقى الله حين يلقاه و ليس شى ء يشهد عليه بشى ء من الذنوب (112).
امام صادق عليه السلام مى فرمود: هنگامى كه بنده ، توبه نصوح #(فعول صيغه مبالغه است ؛ يعنى بسيار نصيحت كننده ، يا آن كه خود را زياد نصيحت مى كند كه گناهش را تكرار نكند و توبه خالص باشد، يا ديگران را نصيحت مى كند كه مثل او شوند و از گناهان توبه كنند). كند خداى تعالى او را دوست دارد و گناهان او را در دنيا و آخرت پنهان مى نمايد. عرض كردم : چگونه پنهان مى دارد؟ فرمود: اولا دو فرشته اى كه ماءمور هستند تا تمام كارهايش را بنويسند، (رقيب وعتيد) خداوند آنچه از گناهان او را كه نوشته اند، از يادشان مى برد؛ ثانيا به اعضا و جوارح او خطاب مى رسد كه شما هم گناهانش را پنهان داريد و عليه او شهادت ندهيد؛ ثالثا خداى متعال ، به آن نقطه از زمين كه گناه را در آنجا انجام داده وحى مى كند كه تو هم كتمان كن و آن چه گناه بر روى تو انجام داده است را، نمايان مساز. بنابراين ، روزى كه خدا را ملاقات مى كند هيچ چيز عليه او شهادت نخواهد داد.
اگر اميد به پذيرش توبه نبود 
عزيزان ! توجه كنيد، اگر از طرف خدا توبه پذيرفته نمى شد و گناه كار، اميد به عفو و بخشش نداشت و به مجرد اين كه انسان مرتكب معصيت و نافرمانى مى شد، مى دانست كه كيفر مى شود و عذاب مى بيند و به جهنم مى رود و در هيچ صورت و تحت هيچ شرايطى از او گذشت نخواهد شد، مسلما به گناه جرى مى شد و هر روز گناهان بيشترى انجام مى داد تا آن جائيكه براى گناهانش حد و مرزى مشخص نمى شد.
مثلا مى گفت : من كه نماز نخوانده ام ، مى روم ، جهنم ، پس بگذار روزه هم نگيرم ؛ حج هم نمى روم ، خمس و زكات هم نمى دهم ، پس چرا شراب نخورم ؟ چرا زنا نكنم ؟ چرا دزدى نكنم ؟ و.. آن وقت مى شود يك درنده خطرناك . از گرگ و پلنگ هم بدتر مى شد و به قول آن شخص اگر بنا شد بروم جهم چرا صدر مجلس ننشينم ، چرا دم دم ها باشم .
انسان در هر حال و با ارتكاب هر گناه نبايد از رحمت خدا ماءيوس شود همچنان كه نبايد خيلى اميد به اعمال خود داشته باشد؛ بلكه بينابين باشد در عين حالى كه به رحمت واسعه الهى اميدوار است از گناه و خلاف خود خائف و بيمناك باشد.
اميرالمؤ منين عليه السلام در كلمات قصار نهج البلاغه مى فرمايد:
الفقيه كل الفقيه من لم يقنط الناس من رحمة الله و لم يؤ يسهم من روح الله ولم يؤ منهم من مكر الله (113).
دانشمند به تمام معنا، كسى است كه مردم را از رحمت خدا ماءيوس و نااميد نكند و آن ها را از لطف و كرم و راءفت او نااميد نسازد و در عين حال آنها را از كفر و عذاب ناگهانى خدا در امان قرار ندهد( يعنى مردم را بين خوف و رجا نگه دارد) .
برادران بدون شك ، براى همه اتفاق افتاده است كه گاهى ، گناهى ، مرتكب مى شويم ، بعد به فرد صالحى برخورد مى كنيم ؛ يا شب جمعه دعاى كميل را مى خوانيم ، آن جا كه اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايد:
اللهم اغفرلى الذنوب التى تهتك العصم ، اللهم اغفرلى الذنوب التى تنزل النقم اللهم اغفرلى الذنوب التى تحبس الدعاء اللهم اغفرلى الذنوب التى تنزل البلاء
خدايا! بيامرز گناهانى كه پرده ها را از بين مى برد و آبروريزى مى كند خدايا! بيامرز گناهى كه موجب نزول عذاب و نقمت مى شود خدايا! بيامرز گناهانى كه نعمت ها را تغيير مى دهد.
در آن وقت به ياد گناهانمان مى افتيم و توبه مى كنيم يا به مجلس وعظ و روضه مى رويم ، حكايتى ، داستانى ، روايتى به گوشمان مى رسد به درگاه خدا رو مى آوريم و استغفار مى كنيم ؛ ولى با كمال تاءسف وقتى وارد اجتماع مى شويم مشكلات پيش مى آيد باز هم مرتكب گناه مى شويم ، همان آش و همان كاسه ، همان دوغ و همان كشك و همان ماسه ، در اينجا نبايد انسان نااميد شود بلكه همان وقت توجه پيدا كرد باز هم بايد توبه كند و اميدوار به رحمت خدا باشد، خوشبختانه هيچ موضوعى نيست كه در روايات نيامده باشد.
مرحوم كلينى در جلد دوم اصول كافى ، روايتى نقل مى كند كه عينا همين موضوع مورد سؤ ال قرار گرفته ترجمه آن را نقل مى كنيم : (114)
سلام بن مستنير گفت : خدمت امام باقر عليه السلام بودم ، حمران بن اعين وارد شد، سؤ الاتى نمود. وقتى كه خواست برود، خدمت امام عليه السلام عرض كرد: خدا شما را طول عمر دهد و ما را بيش از پيش از وجود شما بهره مند گرداند! اما وقتى خدمت شما مى رسيم ، پيش از اين كه مرخص شويم ، قلبمان صفا و جلا پيدا مى كند و دل از دنيا مى كنيم گويى ثروت مردم در نظرمان بى ارزش مى شود؛ ولى وقتى از خدمت شما مى رويم و وارد اجتماع مى گرديم ، و تجار و پولدارها را مى بينيم باز دل به دنيا مى دهيم و آن را دوست مى داريم .
امام باقر عليه السلام فرمود: قلب است ، گاهى سخت و گاهى نرم مى شود. سپس فرمود: مانند همين سؤ ال را اصحاب رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله از آن جناب پرسيدند و عرض كردند: مى ترسيم ما منافق و دورو باشيم . حضرت فرمود: چرا؟ گفتند: زيرا تا وقتى كه ما در خدمتتان هستيم و ما را نصيحت مى كنيد و به خدا پرستى و آخرت ترغيب مى فرماييد خدا ترس مى شويم و دنيا را فراموش مى كنيم و آنچنان بى ميل به آن مى شويم كه گويا آخرت را از بهشت و جهنم به چشم مى بينيم ، ولى همين كه بيرون رفتيم و وارد خانه و كاشانه خود شديم و بوى اولاد و فرزندان به مشاممان رسيد و زن و همسر را ديديم ، از آن حالت خوش خدا پسند برمى گرديم و همه چيز را فراموشمان مى شود، يا رسول الله آيا اين دو رويى و نفاق نيست ؟
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود: هرگز، آن چه گفتيد، وسوسه هايى شيطانى است كه شما را به دنيا مايل مى كند به خدا سوگند! اگر به آن حالت اولى خدايى پايبند باشيد، هر آينه فرشتگان با شما مصافحه مى كنند و حتى مى توانيد از روى آب راه رويد. (يعنى به درجه اى مى رسيد كه مى توانيد اين كار را انجام دهيد) و اگر نبود آن كه شما گناه كنيد و سپس توبه نماييد، هر آينه خداوند متعال ، مخلوق ديگرى را مى آفريد تا گناه و بعد از آن توبه نمايد و خدا نيز او را عفو كند. به راستى ، شخص مؤ من هميشه مورد امتحان و ابتلاء است و زياد توبه مى كند و مى شكند. مگر نشنيده اى كه در قرآن ، مى فرمايد: (ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين ) (115)به درستى كه خدا بسيار توبه كنندگان و پاكيزگان را دوست مى دارد؟ و مى فرمايد: (استغفروا ربكم ثم توبوا اليه ) (116) از پروردگارتان طلب مغفرت كنيد، سپس به درگاه او توبه و باز گشت نماييد؟!
صد بار اگر توبه شكستى بازآ
بازآ بازآ هر آن چه هستى بازآ
اين درگه ما درگه نوميدى نيست
گر كافر و گبر و بت پرستى بازآ
بحث راجع به توبه همين مقدار كافى است ان شاء الله باز راجع به توبه مذاكره پيش خواهد آمد، فعلا چند جمله هم راجع به جملات بعدى خطبه در موضوع دعا و نيايش عرائضى تقديم كنم .
فضليت دعا و نيايش در ماه رمضان 
و ارفعوا اليه ايديكم بالدعاء فى اوقات صلواتكم مرحوم كلينى در كتاب اصول كافى روايات مفصلى درباره دعا تحت عنوان كتاب الدعا بيان فرموده است (117)ائمه اطهار عليهم السلام نيز ترغيب و تشويق زيادى به دعا و ابتهال و تضرع به درگاه الهى فرموده اند. مضمون آنها اين است كه خداى متعال دوست دارد كه بندگان به درگاهش دعا كنند و التماس نمايند و او را به عظمت و صفات جمال و جلال ياد كنند.
در روايات ميسر بن عبدالعزيز از ابى عبدالله صلى اللّه عليه و آله نقل مى كند كه فرمود:
قال : قال لى ياميسر ادع و لاتقل ان الامر قد فرغ منه ان عندالله عزوجل منزلة لاتنال الا بمساءلة و لو ان عبدا سدفاه و لم يساءل لم يعط شيئا تعط يا ميسر انه ليس من باب يقرع الا يوشك ان يفتح لصاحبه (118).
ميسر مى گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: اى ميسر! به درگاه خدا دعا كن ، و پيش خود نگو كه دعا فايده ندارد و آنچه شدنى است خواهد شد (يعنى اتفاقات هر چه هست كم و زياد نمى شود) به درستى كه بنده ، در نزد خداوند متعال ، مقامى دارد كه جز با خواهش و تمنا به آن نمى رسد، و اگر بنده اى دهان خود را ببندد و هيچ خواهش نكند، چيزى به او داده نخواهد شد. اى ميسر! هر درى كه كوبيده شود، اميد باز شدنش ‍ خواهد رفت .
لذا در مثل عربى مى گويند: من دق بابا و لج و لج ...؛ و كسى كه درى را بزند و اصرار كند داخل خواهد شد.
گفت پيغمبر اگر كوبى درى
عاقبت ز آن در برون آيد سرى
نكته : از اين روايت و نظير آن ، به خوبى استفاده مى شود كه انسان نبايد بگويد خدا كه خودش از دل ما خبر دارد و مى داند به چه محتاجيم و لازم نيست كه ما به درگاهش دعا كنيم و خواهش نماييم .
مگر ائمه اطهار عليهم السلام ، متوجه اين معنا نبودند؟ پس چرا اين همه دعا و ناله در دعاى كميل و دعاهاى امام زين العابدين ، عليه السلام در صحيفه سجاديه و... وارد شده است ؟ پس معلوم است كه بايد به درگاه خدا دست نياز بلند كنيم و از او خواهش نماييم .
بهترين وقت دعا قبل و بعد از نماز 
در آيات و روايات سفارش شده است كه خوب است دعا در وقت نماز باشد (يعنى يا قبل از نماز و يا بعد از آن ) دعاهايى كه از رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام پيش از نماز و بعد از آن به ما رسيده است و در اصول كافى ، يك باب روايات دعاهاى پيش از نماز و يك باب دعاهاى بعد از نماز را ذكر فرموده ، از آن جمله :
عن صفوان الجمال قال شهدت اباعبدالله عليه السلام و استقبل القبلة قبل التكبير و قال اللهم لاتؤ يسنى من روحكم ولاتقنطنى من رحمتك و لاتؤ منى مكرك فانه لاياءمن مكرالله الا القوم الكافرين (119).
يعنى خدمت امام صادق عليه السلام بودم كه ايشان پيش از شروع به نماز، در حالى كه رو به قبله ايستاده بود و هنوز تكبير نگفته بود؛ چنين گفت : خداوندا! مرا از مهر و لطف خود ماءيوس و بى بهره نگردان ! خدايا مرا از رحمت خود نااميد نگردان ! خدايا! مرا مورد مكر و كيفر ناگهانى خود قرار مده (كه به خيال خودم در امان باشم ) به درستى كه هيچ كس خود را از مكر خدا در امان نمى داند؛ مگر گروه زيان كاران
يك روايت هم از دعاهاى بعد از نماز نقل مى كنيم :
از معاوية بن عمار چنين نقل شده است كه گفت :
من قال فى دبر الفريضة يا من يفعل مايشاء و لايفعل مايشاء احد غيره ، ثلاثا ثم سئل ، و اعطى ماسئل (120)
يعنى معاويه بن عمار كه از اجله اصحاب امام صادق عليه السلام و موسى بن جعفر عليه السلام است - گفت : هر كس بعد از نماز واجب ، سه مرتبه اين دعا را بگويد وبعد حاجات خود را از خدا بخواهد، آنچه طلب كند داده خواهد شد:
يا من يفعل مايشاء و لايفعل ما يشاء غيره ؛ اى خدايى كه آنچه بخواهى انجام مى دهى و انجام نمى دهد غير از تو، هر كس آن چه خواسته باشد، قدرت و توانايى از آن ذات مقدس تو است و غير اتو كسى قدرت ندارد.
در روايت ديگرى از محمد الجعفى از پدرش آمده است كه گفت :
قال : كنت كثيرا ما اشتكى عينى فشكوت ذلك الى ابى عبدالله فقال الا اعلمك دعاء لدنياك و آخرتك و بلاغا لوجع عينيك قلت بلى قال تقول فى دبر الفجر و دبر المغرب اللهم انى اساءلك بحق محمد و آل محمد عليك صل على محمد و آل محمد و اجعل النور فى بصرى و البصيرة فى دينى و اليقين فى قلبى و الاخلاص فى عملى و السلامة فى نفسى و السعة فى رزقى و الشكر لك ابدا ما ابقيتنى (121)
محمد جعفى از پدرش نقل مى كند كه من خيلى از اوقات از ناراحتى چشم شكايت داشتم تا اينكه موضوع را خدمت امام صادق عليه السلام عرض كردم . ايشان فرمود: آيا به تو ياد ندهم دعايى را براى حوائج دنيا و آخرت و براى برطرف شدن درد چشمت ؟ گفتم : بله فرمود: بعد از نماز صبح و نماز مغرب اين دعا را بگو: اللهم انى اسئلك ...؛ خداوندا! تو را به حقى كه محمد و آل محمد بر تو دارند قسم مى دهم كه بر محمد و آلش ‍ دورد فرستى و درد چشم من نور، و در ديدن من بصيرت و التفات ، و در قلب من يقين ، و در عمل من اخلاص ، و در نفسم سلامتى و در رزقم گشايش قرار دهى و تا زمانى كه زنده باشم ، توفيق شكرگزارى هميشگى به من مرحمت فرمايى .
خلاصه اين كه در وقت نماز خصوصيتى بيشتر براى دعا و مناجات و راز و نياز به درگاه خالق متعال وجود دارد و اگر خدا توفيق دهد سزاوار است كه تعقيبات و دعاهاى بعد از نمازها را كه مرحوم حاج شيخ عباس در مفاتيح الجنان نقل نموده بخوانيم (گرچه گاهگاهى باشد) اكثر آنها دعاهايى است كه ائمه اطهار عليهم السلام خود مقيد بخواندن آنها بوده اند .
ذكر توسل به موسى بن جعفر عليه السلام  
امروز متوسل به باب الحوائج موسى بن جعفر عليه السلام مى شويم . چون چهارشنبه متعلق به آن حضرت اوست . او كه تمام شب را براى دعا و استغفار بيدار مى ماند. در صلواتى كه بعد از زيارت آن حضرت وارد شده مى خوانيم :
اللهم صلى على محمد و اهل بيته و صل على موسى بن جعفر وصى الابرار و امام الاخيار و عيبة الانوار، و وارث السكينة و الوقار و الحكم و الاثار الذى كان يحيى الليل بالسهر الى السحر بمواصلة الاستغفار حليف السجدة الطويلة و الدموع الغزيرة و المناجاة الكثيرة و الضراعات المتصلة الجميلة و مقر النهى و العدل و الخير و الفضل والندى و البذل و ماءلف البلوى و الصبر و المضطهد بالظلم المقبور بالجور و المعذب فى قعر السجون و ظلم المطامير ذى الساق المرضوض بحلق القيود و الجنازة المنادى عليها بذل الاستخفاف و الوارد على جده المصطفى و ابيه المرتضى و امه سيدة النساء بارث مغصوب وولاء مسلوب و امر مغلوب و دم مطلوب و سم مشروب
درود بر آن آقايى كه ظلم فراوان كشيد و سالهاى عمرش را گوشه هاى زندان گذرانيد؛ در دهليزهاى تاريك و نمناك . همان بزرگوارى كه ساق پاى مبارك با زنجير شكسته شد و جنازه اش را ابتداء چهار حمال روى تخته درب زندان برداشتند.
سبط پيغمبر بود در گوشه زندان چرا؟
سلسله بر پاى شاهنشاه انس و جان چرا؟
خفته هارون روى تخت و حضرتش بر روى خاك
در شگفتم عالم از اين غم نشد ويران چرا؟
اين شه دور از وطن ، در دست دشمن ها اسير
گه به بصره گه به بغداد است سرگردان چرا؟
سندى بن شاهك ! آخر شاه مهمان تو بود
بى جهت سيلى زدن بر صورت مهمان چرا؟
در آخر سليمانى پيدا شد كه دستور بدهد جنازه او را با احترام و عزت بردارند(122)
لاحول ولاقوة الابالله العلى العظيم

 

next page

fehrest page

back page