زندگى و حيات پس از مرگ

على محمد اسدى

- ۵ -


فصل چهارم برزخ در آيينه عترت

سيمايى روشن‏تر

در گفتار پيشين، برزخ را در قرآن بررسى نموديم؛ اينك، براى اينكه سيمايى روشن‏تر از اين جهان بيابيم، اين موضوع را در سخنان گرانبهاى نغمه‏پردازان راستين وحى پى‏مى‏گيريم.
اخبار و احاديثى كه از اهل بيت عصمت و طهارت(ع) در اين‏باره وارد شده است، علاوه بر اينكه صراحت بيشترى در حيات برزخى و زندگى قبر دارد، تا حدودى چگونگى و كيفيت آن عالم را روشن مى‏نمايد؛ هر چند تا مادامى كه پاى در آن جهان نگذاريم از پى‏بردن به حقايق آن جهان -چنان كه هست- عاجزيم؛ ليكن بنا به فرموده اميرمؤمنان، حضرت على(ع):
«(انسانهاى اهل ذكر، چنان به آخرت و جهان پس از مرگ، يقين دارند كه) گويى دنيا را به پايان رسانده و وارد آخرت شده‏اند. آنان، ماوراى دنيا را مى‏بينند؛ گويا بر حالات پنهانى برزخيان آگاهند؛ آن جهان را مى‏نگرند و انگار كه قيامت، وعده‏هايش را بر ايشان عملى ساخته است.
پس، پرده از اوضاع آن عالم را از جلوى مردم دنيا برداشته‏اند (و آنچه را به نور ايمان و يقين ديده‏اند، فاش كرده‏اند) به طورى‏كه گويى ايشان مى‏بينند و مى‏شنوند چيزهايى را كه ديگران نه مى‏بينند و نه مى‏شنوند».(1)
بنابراين، تنها از طريق اينگونه انسانهاى اهل ذكر - كه امامان معصوم(ع) نمونه بارز و از مصاديق آشكار آنند - مى‏توانيم از برخى پديده‏هاى جهان ديگر آگاه شويم؛ زيرا آنان براى برداشتن حجابها از برابر خود و مشاهده آن جهان - به اذن خدا - توانا و قادرند و چون در گفتارشان ذره‏اى خطا و اشتباه راه ندارد، گفته‏هايشان بر ما حجت است.


براى اينكه ديده‏ها و يافته‏هاى آن ستارگان پرفروغ عالم انسانيت روشن‏تر شود، در اين گفتار به اختصار و در گفتارهاى آتى به طور مفصل، از اخبار و روايات رسيده از آنان بحث مى‏كنيم.

موضوعات برزخ

روايات فراوانى در اين باب وارد شده است. علامه مجلسى(ره)، شيخ كلينى(ره)، فيض كاشانى(ره) و... مجموعه عظيمى از اين روايات را در جلد ششم بِحارالانوار، جلد سوم فروع الكافى، جلد هشتم المحجة البيضاء و... جمع آورى نموده‏اند.
در اين قسمت، گلچينى از مجموع عظيم روايات برزخ را به ترتيب گفتارهاى اين كتاب مى‏آوريم:(2)


1 - در آستانه ورود:

قالَ النبي(ص): «مَنْ اَحَبّ لِقاءَ اللَّهِ، اَحَبَّ اللَّهُ لِقاءَه؛ وَمَن كَرِهَ لِقاءَ اللَّهِ، كَرِهَ اللَّهُ لِقاءَه».(3)
پيامبر اكرم(ص) فرمود: «هر كه مشتاق ديدار خداست، خدا هم مشتاق ديدار اوست و هر كه ديدار خدا بر او ناپسند است، خدا هم ديدار او را ناپسند دارد».


2 - ماهيت برزخ:

قالَ الصّادِقُ(ع): «... اَمّا في الْقِيامَةِ فَلَكُمْ فِي الْجَنَّةِ بِشَفاعَةِ النَّبيِّ الْمُطاعِ وَ وَصيّ النّبيِّ؛ وَلكنّي وَاللَّهِ أَتَخَوَّفُ عَليْكُمْ فِي البَرْزَخِ!».
قيل: وَمَا الْبَرْزَخُ؟
قالَ: «اَلْقَبْرُ مُنْذُ حينِ مَوْتِهِ اِلَى يَوْم القِيامَةِ».(4)
امام صادق(ع) فرمود: «شيعيان ما، با شفاعت پيامبر و امامان معصوم(ع) در قيامت، همگى بهشتى‏اند؛ امّا سوگند به خدا، از وضع و حالتان در برزخ، خوف دارم» (زيرا، در برزخ، ديگر شفاعت نيست!)
پرسيدند: برزخ چيست!؟
فرمود: «از هنگام مرگ تا روز قيامت».


3 - برزخ در آيينه وحى:

قالَ الصّادِقُ(ع): «فَاَمّا اِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ في قَبْرِه، وَجَنَّتُ نَعيمٍ في الأخِرَة؛ وَ اَمّا اِن كانَ مِنْ الْمُكَذِّبينَ الضّالّينَ فَنُزُلٌ مِنْ حَميمٍ في قَبْرِهِ وَتَصْلِيَةُ جَحيمٍ فِي اْلآخِرَة».(5)
امام صادق(ع) (در تفسير آيات 88 تا 94 سوره واقعه، چنين) فرمود: «اگر از نيكان نزديك به درگاه خدا باشد، در قبرش آسوده و شادمان است و در آخرت نيز در بهشت جاودان خواهد بود.
اگر از بدان گمراه باشد، در قبرش آب جوشان بدو آشامند و در آخرت نيز جايگاهش آتش است».


4 - برزخ در آيينه عترت:

قالَ النبيُّ(ص): «إنّي كُنْتُ أَنْظُرُ اِلى‏ اْلاِبِلِ وَالْغَنَمِ وَاَنَا اَرْعاها -وَلَيْسَ مِنْ نبيٍّ الّا وَقَدْ رَعَى الْغَنَمَ- وَكُنْتُ أَنْظُرُ اِلَيْها قَبْلَ النبُوَّةِ وَهِيَ مُتَمَكِّنَةٌ فِي الْمَكينَةِ مَا حَوْلَها شَيْ‏ءٌ يُهَيِّجُها حَتّى تَذْعَرَ فَتَطيرُ، فَأَقُولُ: ما هذا!؟ وَاَعْجَبُ! حَتّى حَدَّثَني جبْرئيلُ(ع): اَنَّ الْكافِرَ يُضْرَبُ ضَربَةً ما خَلَقَ اللَّهُ شَيْئاً اِلّا سَمِعَها وَيَذْعَرُ لَها اِلّا الثَّقَلَيْنِ؛ فَقُلْنا: ذلِك لِضَرْبَةِ الْكافِر؛ فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ عَذابِ الْقَبْر».(6)
پيامبر اكرم(ص) فرمود: «همه پيامبران، زمانى چوپان بودند - من هم، پيش از رسيدن به اين مقام، چوپان بودم- گاهى مى‏ديدم كه گوسفندان وشتران بى‏جهت، رم كرده‏اند و با ترس و وحشت سر از چرا بر مى‏دارند.
از اين موضوع، بسيار در شگفت بودم، تا اينكه پس از پيامبرى، فرشته وحى(جبرئيل امين) ماجرا را برايم چنين گفت:
هنگامى كه كافرى را در قبر تازيانه مى‏زنند، همه موجودات -غير از جن و انس- صداى ضربات تازيانه را مى‏شنوند وبا شنيدن اين صداى مهيب وحشت و ترس بر آنها چيره مى‏شود.
پس گفتم: آن به خاطر زدن كافر بوده است، پس پناه بر خدا از عذاب سخت قبر!».


5 - ترسيمى از «حيات برزخى»:

قالَ الصّادِقُ(ع): «فَاِذا قَبضَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ صَيَّرَ تِلْكَ الرُّوحَ في قالبٍ كَقالِبِه فِي الدُّنْيا؛ فَيأكُلُونَ و يَشْرَبُونَ؛ فَاِذا قَدِمَ عَلَيْهِمُ الْقادِم، عَرَفُوهُ بِتِلْكَ الصُّورَةِ الّتي كانَتْ فِي الدُّنيا».(7)
امام صادق(ع) فرمود: «هنگامى كه خداوند، جان مؤمن را بگيرد، او را در كالبدى همانند دنيا قرار مى‏دهد و (با آن قالب از خوردنى‏ها و آشاميدنى‏هاى بهشت برزخى) مى‏خورند و مى‏آشامند؛ و اگر كسى بر آنان وارد شود(به همان شكل و قيافه‏اى كه در دنيا داشتند) ايشان را مى‏شناسند».


6 - وادى برزخ:

قال عليٌّ(ع) لاِبْن نُباتَةَ مِنْ اَصْحابِه: «لَوْكُشِفَ لَكُمْ لَرَأيتُمْ أرْواحَ الْمُؤمنينَ في هَذا الظَّهْرِ، حَلْقاً يَتَزاوَرُون وَ يَتَحَدَّثُونَ؛ اِنَّ في هذا الظَّهْر رُوحُ كلِّ مُؤمِنٍ، وَ بِوادِى بَرَهُوتَ نسمَةُ كلِّ كافِرٍ».(8)
امام على(ع) به ابن نباته فرمود: «اگر، (حجاب برزخى كنار رود و آن جهان) بر شما نمايان گردد، هر آيينه ارواح مؤمنان را در پشت اين شهر (نجف) خواهيد ديد كه حلقه‏وار گردهم آمده؛ با هم ديدار كنند و سخن گويند.
روح هر مؤمنى در اينجاست‏(9) و ارواح كفار در وادى برهوت».


7 - تجسم عمل:

قال عليٌّ(ع): «اِنَّ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِم ثَلاثَةُ اَخِلّاء: فَخَليلٌ يَقُولُ: اَنَا مَعَكَ حَيّاً وَمَيِّتاً وَ هُوَ عَمَلُه...».(10)
امام على(ع) فرمود: «دوستان شخص مسلمان سه تا هستند(: مال، فرزندان، عمل) و عمل، دوستى است كه مى‏گويد من در زندگى و مرگ همدم تو هستم».


8 - پرسشهاى برزخ:

قال عليٌّ(ع): «اِنَّ الْعَبْدَ اِذا اُدْخِلَ حُفْرَتَه، اَتاهُ مَلَكان (اسمُهُما: مُنكَرٌ وَ نَكيرٌ). فَاْلاوَّلُ ما يَسْألانَهُ: عَنْ رَبِّه، ثُمَّ عَنْ نَبيِّهِ، ثُمَّ عَنْ وَليِّهِ...».(11)
امام على(ع) فرمود: «هنگام ورود شخص به قبر، دو فرشته (به نامهاى: نكير و منكر) سراغ او مى‏آيند. نخستين چيزهايى كه مى‏پرسند: از خدا، پيامبر و امام است...».


9 - پاداشها و كيفرها:

فيما كَتَبَ اَميرُالْمؤمنين علىٌ(ع)، لِمُحَمَّدِ ابْنِ اَبي بَكْر: «يا عِبادَاللَّه! ما بَعْدَ الْمَوْتِ لِمَنْ لايُغْفَرُلَهُ اَشَدُّ مِنَ الْمَوْتِ؛ اَلْقَبْرُ فَاحْذَروا ضَيْقَهُ وَضَنْكَهُ وَظُلْمَتَه وَ غُرْبَتَه! اِنَّ الْقَبْرَ يَقُولُ فِي كُلِّ يَوْمٍ: انا بَيْتُ الْغُرْبَة؛ اَنَا بَيْتُ التُّرابِ؛ اَنَا بَيْتُ الْوَحْشَةِ؛ اَنَا بَيْتُ الدُّودِ والْهَوامِّ. وَالْقَبْرُ رَوْضَةٌ مِنْ رياض الْجَنَّةِ، اَوْحُفْرَهٌ مِنْ حُفَرِ النَّار.
اِنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ اِذا دُفِنَ، قالَتْ لَهُ اْلأَرْضُ: مَرْحَباً وَاَهْلاً! قَدْ كُنْتَ مِمّنْ اُحِبُّ اَنْ تَمْشِىَ عَلى‏ ظَهْري؛ فَاِذا وَلَّيْتُكَ فَسَتَعْلَمُ كَيْفَ صَنيعي بِكَ؛ فَيَتّسعُ لَهُ مَدَّ البَصَر! وَاِنَّ الْكافِرَ اِذا دُفِنَ؛ قالَتْ لَهُ اْلارْضُ: لامَرْحَباً بِكَ وَلا اَهلاً! لَقَدْ كُنْتَ مِمَّنْ اَبْغَضُ أنْ تَمْشيَ عَلى‏ ظَهْري؛ فَاِذا ولّيتُك فَسَتَعْلَمُ كَيْفَ صنيعى بِكَ فَتَضُمُّه حَتَّى تَلْتَقىَ اَضْلاعَه!».(12)
اميرمؤمنان على(ع) به محمدابن ابى‏بكر نوشت:
«اى بندگان خدا! سختى و آزار قبر براى گروهى كه به درگاه پروردگار آمرزيده نشده‏اند، دردآورتر از سختى هنگام جان كندن است؛ پس، از تنگى، فشار، تاريكى و تنهايى آن بهراسيد!
قبر، هر روز چنين ندا سر مى‏دهد: منم خانه غربت! منم خانه ظلمت! منم خانه وحشت!(براى بدكاران) منم خانه مهر و بخشش!(براى نيكوكاران).
قبر(محدود به اين ظاهر نيست؛ بلكه) باغى از باغستانهاى بهشت و يا گودالى از گودالهاى جهنم است.
وقتى، مؤمن وارد قبر شود، به او گويد: اهلاً و مرحباً(13)... و تا چشم كار مى‏كند، قبرش را گشايش دهد؛ اما هنگامى كه كافر وارد قبر شود، به او گويد: لااهلاً و لامرحبا -وه! كه خوش نيامدى- و چنان فشارش دهد كه استخوانهايش درهم شكند و خُرد شود».


10 - در آستانه خروج:

سُئِلَ عَنِ الصّادِقِ(ع): اَيُتَلاشَى الرُّوحُ بَعْدَ خُروجِه عَنْ قالِبه اَمْ هُوَ باقٍ؟
قالَ: «بَلْ هُوَ باقٍ اِلى‏ وَقْتٍ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ؛ فَعِنْدَ ذلِكَ تُبْطَلُ الْأَشياءُ كَما بَدأها مُدْبِرُها...».(14)
از امام صادق(ع) پرسيده شد: آيا روح بعد از خارج شدن از كالبدش متلاشى مى‏شود يا باقى مى‏ماند؟
فرمود: «روح تا نفخه صور اول در برزخ باقى مى‏ماند و پس از آن، همه موجودات تا نفخه صور دوم از بين مى‏روند و انسان نيز در خاموشى و سكوت خواهد بود».

پى‏نوشتها:‌


1 . «نهج البلاغه»، شرح و ترجمه فيض الاسلام، خ‏213، ص‏704. (با استفاده از: «شرح فشرده‏اى بر نهج البلاغه»، امامى-آشتيانى، ج‏2، خ‏222، ص‏430 - 404، مؤسسه مطبوعاتى هدف):
«فكأنما قطعوا الدنيا إلى الآخرة وهم فيها فشاهدوا ماوراء ذلك،فكأنما اطلعوا غيوب اهل البرزخ في طول الاقامة فيه،وحققت القيامة عليهم عداتها،فكشفوا غطاء ذلك لاهل الدنيا حتى كانهم يرون‏ما لايرى الناس ويسمعون مالايسمعون».
2 . مباحث اين كتاب در ده گفتار بيان شده است كه درباره هر گفتار، يك حديث به عنوان شاهد و گواه آورده مى‏شود و چون در گفتارهاى مربوط، توضيحات لازم داده خواهد شد، در اينجا از تفسير و توضيح خوددارى و فقط به بيان حديث مى‏پردازيم.
3 . «المحجة البيضاء»، ج‏8، ص‏243. «بحار»، ج‏6، ص‏133.
4 . «الكافي»، ج‏3، ص‏242. «بحار»، ج‏6، ص‏267. «سفينة البحار»، الشيخ عباس القمى، ص‏71، انتشارات سنايى.
5 . «تفسير القمي»، ج‏2، ص‏350. «بحار»، ج‏6، ص‏267.
6 . «الكافي»، ج‏3، ص‏233. «بحار»، ج‏1، ص‏226.
7 . «الكافي»، ج‏3، ص‏245. «بحار»، ج‏6، ص‏269. «المحجة البيضاء»، ج‏8، ص‏300.
8 . «بحار الانوار»، ج‏6، ص‏243.
9 . در گفتار 5 خواهد آمد كه بهشت برزخى در وادى السلام؛ و وادى السلام نيز از توابع نجف اشرف است.
10 . «كتاب الخصال»، الشيخ الصدوق، ج‏1، ص‏114، منشورات جماعة المدرسين. «معانى الاخبار»، ص‏232.
11 . «بحار الانوار»، ج‏6، ص‏233.
12 . «امالى»، الشيخ المفيد، ص 154 - 155، مكتبة بصيرتى. بحار، ج، ص‏218. المحجة البيضاء، ج‏8، ص‏310.
13 . كنايه از اين است كه: با سعه و فراخى مصادف شدى؛ پس انس والفت بگير و وحشت مدار. (فرهنگ عميد، ص 941).
14 . «احتجاج الطبرسى»، الشيخ الطبرسى، ج‏2، ص‏350، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات.