درسنامه علوم قرآنى سطح ۲

حسين جوان آراسته

- ۲۱ -


بخش دهم هفتاد نكته درباره قرآن كريم

(مطالعه آزاد)

مقدمه

در بخش‏هاى گذشته با مهم‏ترين مباحث تاريخ و علوم قرآنى آشنا شديم. استادِ قرآن پژوه، بهاءالدين خرمشاهى در بخشى از كتاب قرآن شناخت، 101 نكته قرآنى را، كه نوعاً مرتبط با علوم قرآنى و حاوى اطلاعاتى مفيد و ارزنده در زمينه آشنايى با قرآن است و در ميان آنها لطايف و ظرايفى نيز مشاهده مى‏شود، مطرح كرده است.

از آن‏جا كه برخى از اين نكات را در بخش‏هاى مختلف كتاب حاضر بيان كرده‏ايم و يادآورى دوباره آن به نوعى، مرورى مجدد بر مجموعه كتاب به حساب مى‏آيد، بخش دهم را به هفتاد نكته گزينش شده از 101 نكته كتاب مذكور اختصاص مى‏دهيم.

شايان ذكر است كه گرچه در چينش و ترتيب نكته‏ها تغييراتى صورت گرفته است؛ اما مطالب آنها عيناً و با امانت كامل نقل شده و در صورتى كه نياز به توضيح يا تكميلى بوده است در حاشيه به آن اشاره شده است.

هفتاد نكته قرآنى

1. علومى كه براى فهميدن و فهماندن و شناخت و شناساندن هر چه عميق‏تر و دقيق‏تر قرآن كريم به‏وجود آمده است، و در طى تاريخ اسلام و اسلام‏شناسى بر تعداد آنها هم افزوده شده است، «علوم قرآنى» نام دارد. هم‏چنين بعضى فنون نيز مانند تجويد و ترتيل و ترجمه جزو آنهاست. تعداد و عناوين اين علوم و فنون قرآنى از اين قرار است:

1) تاريخ قرآن 2) علم رسم [يعنى رسم‏الخط] عثمانى 3) شناخت مكى و مدنى 4) علم شأن نزول/اسباب نزول 5) علم شناخت ناسخ و منسوخ 6) علم محكم و متشابه 7) تحدّى، اعجاز و تحريف‏ناپذيرى قرآن 8) تفسير و تأويل 9) قراءت، تجويد و ترتيل 10) فقه قرآن يا احكام قرآن 11) اعراب قرآن يا نحو و دستور زبان قرآن 12) قصص قرآن 13) علم غريب‏القرآن يا واژگان‏شناسى قرآن 14) علم يا فن ترجمه قرآن.(1)

2. قرآن كريم آخرين وحى‏نامه الهى در اديان توحيدى و ابراهيمى، و كتاب مقدس اسلام است كه به عين الفاظ، وحيانى است و بدون هيچ كم‏وكاستى، با دقيق‏ترين جمع و تدوينى كه درتاريخ كتب آسمانى سابقه دارد، با استفاده از نسخه‏اى كه در زمان حيات پيامبر(ص) نوشته شده بوده؛ ولى حالت كتابى و مصحف نداشته، در عصر عثمان به هيئت كتاب (مصحف) درمى‏آيد و اين واقعه عظيم دوران‏ساز در فاصله بين يازده هجرى وفات پيامبر(ص) و سى هجرى، كه هنوز پنج سال از خلافت عثمان باقى بوده است، انجام مى‏گيرد.

3. مصاحف امام، همان مصاحف عثمانى است و تعداد آنها پنج يا شش نسخه بوده است كه به مراكز بزرگ جهان اسلام همراه با يك حافظ قرآن‏شناس فرستاده شده است(نسخه‏اى به مكه، نسخه‏اى به مدينه،(2) نسخه‏اى به بصره، نسخه‏اى به كوفه، نسخه‏اى به بحرين، نسخه‏اى به شام).

4. مصاحف امام يا عثمانى قرن‏ها باقى بوده است. چنان‏كه سه جهانگرد نامدار جهان اسلام، يعنى ابن جبير (م 614 ق.) و ياقوت (م 626 ق.) و ابن‏بطوطه (م 779 ق.) هرسه در عصر خويش از مصحف عثمانى محفوظ در جامع كبير دمشق - كه مورد احترام فوق‏العاده مردم و مرجع زيارت آنان بوده است - ديدن كرده‏اند. اما بدبختانه اين نسخه در آتش‏سوزى سال 1310 ق. از ميان رفته است. گفته مى‏شود يكى از مصاحف امام (عثمانى) هم‏اكنون در دارالكتب المصريه در قاهره محفوظ است و در ابعاد بزرگ‏تر از رحلى (فى المثل به اندازه روزنامه اطلاعات، يا كيهان) و اخيراً هم به‏دست خبرگان فن مرمّت و اصلاح شده است.

5. قريب دوثلث قرآن در مكه، و كمى بيش از يك ثلث آن در مدينه نازل شده است (تاريخ قرآن راميار، ص 263). تعداد آيات مكى 4468آيه است و تعداد آيات مدنى 1768 آيه (فرهنگ آمارى كلمات قرآن كريم، ج 1، ص 39).

6. قصص انبيا بيشتر در سوره‏هاى مكى بيان شده است و فقه يا احكام قرآن بيشتر در سوره‏هاى مدنى.

7. قصص انبيا به نحوى بخش‏بخش در سراسر قرآن كريم آمده است، داستان هيچ پيامبرى به‏طور سراسرى و يكپارچه در قرآن نيامده است، مگر داستان يوسف و برادرانش كه به‏تمامى و يكپارچه در سوره يوسف، سوره دوازدهم قرآن آمده است.

8. قرآن كريم دو نزول دارد: يكى دفعى و يكباره، يكى تدريجى و 23 ساله. بار اول قرآن بتمامه در «ليلة القدر» به‏صورت «جملةً واحدة» (يكبارگى) از لوح محفوظ به بيت‏العزّة يا بيت‏المعمور (در آسمان چهارم) نازل شده، و سپس نجوماً يا مُنَجِّماً يعنى بخش‏بخش و به تفاريق در طول مدت 23 سال به تفصيل نزول يافته است (بحارالانوار، ج‏18، ص 253 و 254). نظر ملامحسن فيض كاشانى درباره دو نزول قرآن‏كريم چنين است: «نزول [اول نزول‏]معناى قرآن به قلب پيامبر(ص) است... سپس در طول بيست [و سه‏]سال هر بار كه جبرئيل بر او ظاهر شده و وحى آورده و الفاظ آن را بر حضرت مى‏خوانده است،بخش‏بخش از باطن قلب او به ظاهر زبانش نزول مى‏يافته است» (مقدمه نهم از تفسير صافى).

9. كاتبان وحى را تا چهل نفر ازصحابه با سواد هم شمرده‏اند كه ده تن از آنان عبارتند از: 4-1. خلفاى چهارگانه 5. ابىّ‏بن كعب 6. زيد بن ثابت 7. طلحه 8. زبير 9. سعدبن ابى‏وقاص 10. سالم مولى ابى‏حذيفه.

10. ده تن از حافظان اوليه قرآن كريم از ميان صحابه پيامبر(ص) عبارتند از: 1. على‏بن ابى‏طالب(ع) 2. عثمان 3. ابن مسعود 4. ابىّ‏بن كعب 5. زيد بن ثابت 6.ابوالدرداء 7. سالم مولى ابى حذيفه 8. معاذ بن جبل 9. ابو زيد 10. تميم الدارى.

11. زيد بن ثابت كه در عهد عثمان سرپرست هيئت تدوين و جمع و كتابت نهايى قرآن و تشكيل مصحف امام (مصاحف عثمانى) شد، هم كاتب وحى بود، هم حافظ قرآن، و هم در عهد ابوبكر و به‏فرمان او بر مبناى وحى مكتوب ولى پراكنده بازمانده از حضرت رسول(ص)، مصحفى كامل فراهم كرده بود كه نزد عمر و سپس دختر او حفصه امانت بود، و در عهد عثمان آن‏را مبناى كار قرار دادند.

12. قرآن كريم داراى سى جزء است [= سى پاره‏]، كه هر جزء با جزء ديگر از نظر طول برابر است. احتمال دارد كه حضرت رسول(ص)(3) يا جانشينان ايشان اين تقسيم را، براى آن‏كه قراءت روزانه قرآن آسان باشد، انجام داده‏اند. در مصحف رسمى امروز جهان اسلام، يعنى در مصحف مدينه، به كتابت عثمان طه، هر جزء درست در بيست صفحه پانزده سطرى كتابت شده است.

13. هر جزء از اجزاى سى‏گانه قرآن، چهار يا دو حزب و كل قرآن 120 يا شصت حزب است. شايد اين تقسيم‏بندى نيز براى تسهيل قراءت قرآن در مجالس فاتحه بوده باشد.(4)

14. هر پنج آيه را خمس [= خ‏] و هر ده آيه را عُشر [= ع‏] تقسيم كرده‏اند و اين عمل را «تخميس» و «تعشير» مى‏نامند. و به‏اين تقسيم‏بندى‏ها در حاشيه قرآن‏ها اشاره شده است.

15. تقسيم درونى و تفصيلى ديگر قرآن، به ركوعات است. ركوعات برخلاف ساير تقسيم‏بندى‏هاى قرآن طول و اندازه مساوى و معين ندارد، بلكه قرآن‏شناسان خبره هر بخش متشكل از چند آيه را كه، هم موضوع و هم معنا و قابل قراءت در نماز بعد از سوره حمد بوده است، و نمازگزار پس از خواندن آن به‏ركوع مى‏رود، ركوع/ركوعات ناميده‏اند. عدد ركوعات قرآن طبق مشهور 540 فقره است.

16. تعداد آيات قرآن بر طبق اصح روايات 6236 فقره است.

17. تعداد كلمات قرآن 77807 فقره است.

18. كلمه جلاله (اللَّه) در قرآن كريم 2699 بار به‏كار رفته است.

19. سبع طُوَل يا طِوال، عبارت است از: هفت سوره از بقره تا توبه،(5) منهاى سوره انفال.

20. مفصّلات عبارت از 66 سوره كوچك قرآن است، بعد از سوره حجرات؛ يعنى از سوره «ق» آغاز مى‏شود(6) تا پايان قرآن، به‏اضافه سوره حمد كه در اول قرآن قراردارد. (شناخت سوره‏هاى قرآن، ص 47)

21. حامدات پنج سوره است كه با الحمدللَّه آغاز مى‏شود كه از اين قرارند: 1.سوره فاتحه. 2. سوره انعام. 3. كهف. 4. سبأ. 5. فاطر.

22. مسبّحات عبارتنداز : اِسراء، حديد، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلى.

23. زهراوان يا زهراوين به دو سوره قرآن اطلاق مى‏گردد: بقره و آل‏عمران.

24. معوّذتين(كه به فتح واو تلفظ مى‏شود و به كسر آن درست است) نام دو سوره آخر قرآن، يعنى فلق (قل اعوذ بربّ الفلق) و ناس (قل اعوذ بربّ الناس) است كه چون حضرت رسول(ص) با خواندن آنها نوادگانش حسن و حسين(ع) را تعويذ مى‏كرد (به‏پناه خداوند مى‏سپرد) به‏اين نام‏ها خوانده شده‏اند.

25. حروف مقطّعه يا فواتح سور، به حروفى مانند الم [الف، لام، ميم‏]، طسم [طا،سين ، ميم‏]، كهيعص [كاف، هاء، ياء، عين، صاد] گفته مى‏شود كه گسسته از همند و متشكل از 29 حرف يا مجموعه حروف هستند كه در آغاز 28 سوره قرآن - كه همگى مكى هستند جز بقره و آل عمران - آمده است.

26. بعضى از محققان شيعه گفته‏اند از حروف مقطّعه، اگر حروف مكرر را رهاكنيم، عبارت «صراط على حقّ نمسكه» (راه على حق است آن‏را درپيش مى‏گيريم) بيرون مى‏آيد. و بعضى از محققان اهل سنت، شايد در پاسخ آن گفته‏اند از جمع آنها عبارت «صحّ طريقك مع السنة» (راه تو با اهل سنت درست است) برمى‏آيد.

27. كوتاه‏ترين آيه قرآن از ميان حروف مُقطّعه، «طه» (كه به‏صورت طاها تلفظ مى‏شود) در آغاز سوره طه، سوره بيستم است، هم‏چنين «يس» (كه به‏صورت ياسين تلفظ مى‏شود) در آغاز سوره يس، سوره سى‏وششم قرآن. بايد توجه داشت كه «ق»[=قاف‏] در آغاز سوره «ق»، و «ن» [= نون‏] در آغاز سوره قلم، داراى عدد مستقل نيستند؛(7) يعنى آيه واحدى شمرده نشده‏اند. از حروف مقطعه يا فواتح سُوَر (آغازگر سوره‏ها) گذشته كوتاه‏ترين آيه قرآن مجيد «مدهامّتان» است (سوره الرحمن، آيه 64) كه معناى آن «دو برگ يا باغ سبز سيه تاب» است. و بلندترين آيه، آيه تداين [= دَين = مداينه‏] (مربوط به لزوم كتابت سند براى وام) است (سوره بقره، آيه 282) كه در مصحف مدينه، به كتابت عثمان طه درست يك صفحه پانزده‏سطرى را در برگرفته است (ص 48). هم‏چنين بلندترين سوره قرآن، سوره بقره است (در مصحف به كتابت عثمان طه 48 صفحه است) و كوتاه‏ترين سوره، سوره كوثر است كه طول آن فقط يك سطر و نيم است.

28. مئون / مئين سوره‏هايى هستند كه بيش از صد آيه دارند و عبارتند از سوره يونس تا سوره شعراء، منهاى سوره‏هاى ابراهيم، رعد، حجر، مريم، نور، فرقان كه كمتر از صد آيه دارند. به‏اضافه سوره صافّات، جمعاً يازده سوره و نام آنها از اين قرار است: يونس، هود، يوسف، نحل، اِسراء، كهف، طه، انبياء، مؤمنون، شعراء، صافّات. (شناخت سوره‏هاى قرآن، ص 46)

29. مثانى در اصطلاح علوم قرآنى، عبارت است از: تمام سوره‏هايى كه بعد از سوره شعراء تا سوره حجرات قرار دارند و تعداد آيات آنها از صد كمتر است. اين سوره‏ها از سوره 27 (نمل) آغاز و تا سوره‏49 (حجرات) ادامه پيدا مى‏كند، به‏استثناى سوره صافّات كه 182 آيه دارد، و به‏اضافه هشت سوره ديگر كه تعداد آيات آنها از صد كمتر است؛ يعنى انفال، رعد، ابراهيم، حجر، مريم، حج، نور، فرقان. (شناخت سوره‏هاى قرآن، ص‏47-46)

30. دو آيه در قرآن هست كه تمامى حروف الفبا در آنها به‏كار رفته است، اين دو آيه عبارتند از آيه 154 سوره آل‏عمران كه آغاز آن چنين است: «ثمّ أنزل عليكم من بعد الغمّ أَمَنةً نعاساً يغشى طائفة منكم...» و ديگر آيه 29 (=آيه آخر) سوره فتح كه آغاز آن چنين است: «محمّد رسول‏اللَّه و الذين معه أشدّاء على الكفار رحماءُ بينهم...».

31. دو آيه در قرآن كريم هست كه صنعت قلب مستوى يا عكس كامل دارد. يعنى از هر دو سو يكسان خوانده مى‏شود: 1) «كلٌّ فى فلك» (يس، 40) 2) و «ربّك فكّبر» (مدثر، 3).

32. وسط قرآن مجيد، يعنى آن‏جا كه درست به‏نصف تقسيم مى‏گردد در كلمه «وليتلطّف» (سوره كهف، 19) است.

33. چهار عبارت قرآنى هست كه در هر يك از آنها چهار تشديد متوالى وجود دارد:

1. نسيّاً رَّبُّ السّماوات (مريم، 64 و 65)؛

2. فى بحرٍ لُّجّىٍّ يَّغْشاه موج (نور، 40)؛

3. قولاً مّن رَّبٍّ رَّحيم (يس، 58)؛

4. ولقد زّيّنّا السَّماءَ (ملك، 5).

34. مفصل‏ترين ترجيع‏بند قرآن در سوره الرحمن است كه 31 بار آيه «فباىّ آلاء ربّكما تكذبان» (پس كدامين نعمت پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟) تكرار شده است. «ربّكما» يعنى پروردگار شما دو تن، انس و جن. رسم است كه هنگام خواندن اين آيه بايد گفت: «لا بشي‏ءٍ من آلائك ربنا نُكذّب» يا «ولا بشي‏ءٍ من نعمك ربّنا نكذّب، فلك الحمد» (پروردگارا، به هيچ چيز از نعمت‏هاى تو انكار نداريم، پس سپاس تو را).

35. دو ترجيع‏بند ديگر در قرآن مجيد در سوره قمر است كه آيه «فكيف كان عذابى و نُذُر» (بنگر تا عذاب و هشدار من چگونه بود؟) سه بار تكرار مى‏شود. هم‏چنين آيه «ولقد يسّرنا القرآن للذكر فهل من مُدَّكر» (و به‏راستى قرآن را قابل پندگيرى گردانديم، پس آيا پندپذيرى هست؟) چهار بار در همين سوره عيناً تكرار مى‏شود.

36. يك ترجيع‏بند ديگر در سوره مرسلات است كه آيه «ويل يومئذٍ للمكذّبين» (در چنين روزى واى بر منكران) ده مرتبه دراين سوره تكرار شده است.

37. آيات سجده اعم از واجب و مستحب پانزده آيه است، كه از آن ميان چهار آيه سجده واجب دارد كه بايد به‏هنگام خواندن يا شنيدن آنها سجده كرد و سوره‏هايى را كه اين چهار آيه در آن هست «عزايم» نامند و اين چهار سوره عبارتند از: سجده، فصّلت، نجم، علق.

38. وان يكاد: آغاز آيه ماقبل آخر از سوره قلم است و تمام آن (با آيه بعدى) چنين است: «و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصارهم لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنه لمجنون و ما هو إلّا ذكر للعالمين» (و بسيار نزديك بود كه كافران چون قرآن را شنيدند، تو را با ديدگانشان آسيب برسانند [چشم‏زخم بزنند] و گفتند او ديوانه است. و حال آن‏كه آن جز پندى براى جهانيان نيست) (سوره قلم، آيات 51 و 52). مفسران در شرح اين آيه گفته‏اند كه عده‏اى از كافران، چشم‏زنان حرفه‏اى و قهّار و شورچشم و گزندرسان طايفه بنى‏اسد را، كه به‏چشم‏زنى و آسيب‏رساندن با چشم به‏انسان و حيوان معروف بودند، آوردند كه حضرت رسول(ص) را چشم بزنند و از پاى درآورند، ولى حفظ الهى او را در امان داشت و اين آيه در اشاره به‏آن نازل شد و حسن بصرى و ديگران گفته‏اند كه خواندن و به‏همراه‏داشتن اين آيه در دفع چشم زخم مؤثر است. همين است كه از آيه وَ اِنْ يكاد، حرز و تعويذى به‏صورت گردن‏بند هم ساخته مى‏شود و به‏گردن اطفال مى‏اندازند. حافظ گويد:

حضور محفل انس است و دوستان جمعند
وان‏يكاد بخوانيد و در فراز كنيد

(يعنى در را ببنديد كه نامحرمان وارد محفل انس ما نشوند).

39. در قرآن كريم از 25 تن از انبياى عظام الهى نام برده شده است و شرح مفصل يا كوتاه دعوت آنان قوم خود را به توحيد و نيكوكارى آمده است. اين پيامبران عبارتند از: 1. آدم(ع) 2. ابراهيم(ع) 3. ادريس(ع) 4. اسحاق(ع) 5. اسرائيل [=يعقوب‏](ع) 6. اسماعيل(ع) 7. الياس(ع) 8. اليسع(ع) 9. ايوب(ع) 10. داود(ع) 11.ذوالكفل(ع) 12. زكريا(ع) 13. سليمان(ع) 14. شعيب(ع) 15. صالح(ع) 16.عيسى(ع) 17. لوط(ع) 18. محمد(ص) 19. موسى(ع) 20. نوح(ع) 21. هارون(ع) 22. هود(ع) 23. يحيى(ع) 24. يوسف(ع) 25. يونس(ع).

40. اعلام قرآن، يعنى شناخت و معرفى صاحبان نام‏هاى خاص در قرآن كريم كه اين نام‏هاى خاص 1) گاه شامل رجال است؛ مانند ذوالقرنين يا شعيب يا ابراهيم. 2)گاه‏شامل نساء است؛ مانند مريم و زنان بعضى انبيا يا زليخا كه تحت عنوان امرأةالعزيز همسر عزيز مصر از او نام برده شده است. 3)گاه شامل اماكن جغرافيايى است؛ نظير مصر، مدين، مكه و مدينه. 4)گاه شامل غزوات است؛ مانند بدر، احد (از احد بالصراحه نام برده نشده است) يا حنين. 5) گاه شامل اقوام است؛ مانند عرب، عاد، يأجوج و مأجوج. 6) گاه شامل نام فرشتگان است؛ مانند جبرئيل، ميكائيل، ملك‏الموت، مالك دوزخ، هاروت و ماروت. 7)گاه شامل آلهه كفر و بتان است؛ مانند عزّى، لات، منات، ود، سواع، يعوق. 8) گاه شامل ائمةالكفر است؛ مانند فرعون، سامرى، قارون. 9)گاه شامل موجودات غيبى اخروى است؛ مانند بهشت، جهنم، سلسبيل، كوثر. 10)گاه شامل كتب آسمانى است: زبور، تورات، انجيل و قرآن.

41. آيا قرآن غثّ و سمين دارد؟ اين مسأله از قديم معركه آراى قرآن‏پژوهان و قرآن‏شناسان مسلمان بوده است. از قدما كسى كه با صراحت تمام به اين سؤال جواب مثبت داده امام محمد غزالى است، كه طبق اعتقاد خود به غث و سمين داشتن قرآن‏كريم، كتابى به سليقه خود از آيات برتر قرآنى برگزيده است كه جواهرالقرآن نام‏دارد و جمعاً نزديك 1400 آيه (كمتر از يك‏چهارم كل آيات قرآن) برگزيده است. در اين زمينه قابل توجه است كه يك قطعه دوبيتى فارسى كه گوينده‏اش مجهول است از قدما به‏دست ما رسيده است. در قدمت اين قطعه دوبيتى همين بس كه ابن‏عربشاه (احمدبن محمد، 791 - 854 ق.) نويسنده كتاب عجائب‏المقدور فى اخبار تيمور (به‏عربى) اين دو بيت فارسى را به دو بيت عربى، كه هموزن و همقافيه آن است، ترجمه كرده است كه هردو، هم دو بيت فارسى و هم دو بيت عربى را نقل مى‏كنيم:

در بيان و در فصاحت كى بود يكسان سخن
گرچه گوينده بود چون جاحظ و چون اصمعى
 
در كلام ايزد بيچون كه وحى مُنزلست
كى بود تبت يدا مانند يا أرض ابلعى
 
ما استوى فى موقف الإفصاح منطيق ولو
قد سحبا سحب سحبان واصمى‏ أصمعى
 
فافتكر فيما ترى فى منزل أعيى الورى
هل ترى تبت تحاذى قيل يا أرض ابلعي

(زندگى شگفت‏آور تيمور، ترجمه محمدعلى نجاتى، ص 337)

42. قاريان هفت‏گانه يا قرّاء سبعه، كه در واقع ائمه قراءت و قراءت‏شناس و مُقرى (داناى علم قراءت و قراءت‏پژوه) هستند، عبارتند از: 1. عبداللَّه‏بن عامر دمشقى (م‏21- 118ق.) 2. عبداللَّه‏بن كثير مكى (45 - 120ق.) 3. عاصم بن ابى‏النجود (128-76ق.) 4. زَبّان‏بن علاء = ابوعمرو بصرى (68 - 154ق.) 5. حمزةبن حبيب كوفى (80 - 156ق.) 6. نافع‏بن عبداللَّه مدنى (70 - 169ق.) 7. على‏بن حمزه كسائى (189-119ق.).

43. متشابهات طبق تصريح قرآن كريم (آل عمران، 7) در قرآن كريم وجود دارد، يعنى آيه‏ها و عباراتى از قرآن كه آنها را نمى‏توان و نمى‏بايد به‏معناى ظاهرى گرفت. مانند اين‏كه «عرش الهى بر آب بود». در برابر متشابهات، محكمات است كه بخش اعظم قرآن را تشكيل مى‏دهد و معناى آنها از ظاهرشان برمى‏آيد؛ مانند «الوالدات يرضعن أولادهن حولين كاملين» (بقره، 233) (مادران بايد فرزندانشان را دو سال كامل شير دهند). متشابهات در قرآن كريم در حدود دويست آيه در ميان 6236 آيه است. تأويل متشابهات جايز و بلكه لازم است و آن وظيفه و در حد توان راسخان درعلم وايمان است. و برعكس، تأويل محكمات غيرلازم و ممنوع است.

44. آيا تأويل قرآن را فقط خداوند مى‏داند؟ اين بحث معركه آراى مفسران و قرآن‏پژوهان اهل سنت و شيعه است و مرجع قرآنى آن آيه هفتم از سوره آل‏عمران است كه پس از بيان اين‏كه قرآن هم محكمات دارد كه اساس كتاب را تشكيل مى‏دهد و هم متشابهات، و بيان اين كه كژدلان در پى تأويل بر وفق هوى‏ و هوس‏هاى خود هستند مى‏فرمايد كه: «و ما يعلم تأويله الّا اللَّه والراسخون فى العلم» كه اين عبارت قرآنى هم از نظر نحوى و هم بلاغى قابليت دو قراءت دارد: الف) قراءت وقف پس از اللَّه، كه قراءت اكثر اهل سنت است مگر معدودى از بزرگان آنان، مانند زمخشرى، قاضى عبدالجبار همدانى، ابوالسعود عمادى، آلوسى، قاضى بيضاوى و حتى نحويان بزرگى چون نحّاس، عكبرى و محمود صافى، ب) قراءت عطف، يعنى عطف الراسخون فى العلم به‏اللَّه كه قراءت اكثريت قريب به اتفاق شيعه اماميه است و عده‏اى از بزرگان اهل سنت كه نام بعضى از آنان را هم‏اكنون ياد كرديم. آرى چون در اين آيه الراسخون فى العلم در مقام مدحند، و ندانستن تأويل قرآن مدح نيست، و چون اگر كسى جز خداوند داناى تأويل متشابهات قرآن نباشد، العياذ باللَّه قرآن شبيه به‏معما و در نهايت ناقض غرض صاحب قرآن خواهد شد، و نمى‏توان گفت كه حتى حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) تأويل قرآن را نمى‏دانند، لذا در پاسخ به اين سؤال كه در صدر اين فقره آورديم مى‏گوييم كه آرى راسخان در علم كه در درجه اول عبارت از حضرات معصومين(ع) هستند (كه فرموده‏اند: نحن الراسخون فى العلم، فنحن نعلم تأويله/ ما راسخان در علميم، لذا تأويل قرآن را مى‏دانيم) و سپس ائمه علم وادب و قرآن‏شناسان و قرآن‏پژوهان دانشور، داناى تأويل متشابهات و تواناى تأويل متشابهاتند.

45. قرآن كريم به انواع شكل‏ها و شيوه‏ها كتابت و چاپ شده است. از مهم‏ترين خوشنويسان قرآن در عصر قديم، ابن‏مقله (واضع خط ثلث) و ابن بَوّاب و ياقوت مستعصمى، و در اعصار جديدتر از همه مشهورتر احمد نيريزى است كه يكى از مصاحف كتابت او درعصر جديد تحت عنوان«قرآن مستضعفين» (پس از زدودن نام قبلى آن كه به پهلوى دوم مربوط بوده است) به‏طبع رسيده است. در جهان اسلام يكى از بهترين خوشنويسان معاصر، حامدالآمدى خطاط هنرمند ترك است، و ديگر عثمان‏طه خطاط هنرمند سورى و هم‏چنين قرآن به ابعاد مختلف كتابت و چاپ شده از جمله كل قرآن در يك صفحه (حتى كوچك‏تر از يك صفحه روزنامه اطلاعات) به‏طبع رسيده است كه طبعاً بسيار ريز است و فقط با ذره‏بين قابل خواندن است. هم‏چنين با كاغذ بسيار نازك در ابعاد يك در دوسانتى‏مترى هم چاپ شده است. و يكى از كتابت‏هاى آن در قطع بزرگ كتابت بايسنقُر ميرزا (802 - 838ق.) شاهزاده هنرمند تيمورى، به خطى است كه غير خبرگان آن را ثلث مى‏خوانند اما در واقع خط محقّق است، و در ابعادى تقريباً يك متر در نيم متر كتابت شده بوده و شايد هنرى‏ترين خوشنويسى قرآن بوده است و گويا مدت‏ها در دروازه‏قرآن شيراز محفوظ بوده است، سپس به‏جاى روزگار، مردم نامسؤول و بى‏فرهنگ روزگار، آن را صفحه-صفحه كرده‏اند و طوفان حادثه، يعنى همين تاراج‏گرى و طمّاعى، هر برگ آن را به ديارى افكنده است و امروز اغلب برگ‏هاى آن در موزه‏هاى معروف جهان محفوظ است.

46. نخستين چاپ قرآن به‏وسيله پاگانينى در ونيز در فاصله سال‏هاى 1503 تا 1523م. انجام گرفته است. طبع‏هاى مهم ديگر قرآن كريم عبارتند از: طبع ابراهام هينكلمان در 1694م. (هامبورگ)؛ طبع فلوگل (1834م.، لايپزيك)؛ طبع سن‏پترزبورگ كه اولين طبع براى مسلمانان است در 1787م.؛ طبع تبريز در 1242ق. يا 1244ق. نخستين تصحيح و طبع علمى قرآن كريم در جهان اسلام مصحف قاهره است، در سال 1343ق. / 1923م.، تحت اشراف استادان الازهر، و با حمايت ملك‏فؤاد اول. اين مصحف بر معتبرترين كتب رسم‏الخط خاص قرآن و قراءات خاص قرآن استوار است و با روايت معيارين حفص از عاصم تدوين شده است. مصحف مدينه كه امروزه مصحف عالمگير و رسمى جهان اسلام شمرده مى‏شود، برهمان تصحيح و طبع مصحف قاهره استوار است و به خط عثمان طه خطاط هنرمند سورى است.

47. ترجمه فارسى، يعنى قديم‏ترين ترجمه قرآن در عهد رسول‏اللَّه(ص) انجام گرفته است؛ زيرا در نامه‏هاى ايشان به پادشاهان آن روزگاران، مانند نجاشى و مقوقس و خسروپرويز، آيات قرآنى هم بود، و طبعاً ترجمه نامه‏ها و آيات به اطلاع آنان مى‏رسيد، و حضرت(ص) اين معنا را مى‏دانستند و انكارى نمى‏فرمودند. ديگر اين‏كه عده‏اى از ايرانيان از سلمان خواسته بودند كه سوره حمد (و بعضى آيات قرآنى) را براى آنان به فارسى ترجمه كند و او چنين كارى انجام داده بود از جمله بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم را به «به‏نام يزدان بخشاينده» ترجمه كرده بود، و حضرت رسول(ص) از اين مسأله باخبر بودند و انكارى نفرموده بودند. در قرون بعد نيز ايرانيان نخستين قومى از مسلمانان بودند كه قرآن را به‏زبان مادرى و رسمى خود ترجمه كردند. تا قبل از كشف و تصحيح قرآن قدس به‏همت آقاى دكتر على رواقى، ترجمه تفسير طبرى كه ترجمه آيات قرآنى را نيز همراه دارد و در سال 345ق. صورت گرفته بود، كهن‏ترين ترجمه فارسى قرآن شمرده مى‏شد. ولى ترجمه قرآن قدس از آن هم كهن‏تر و متعلق به سال‏هاى بين 250 تا 350 هجرى قمرى است.

48. ترجمه تركى قرآن، نسخه‏اى از ترجمه تركى قرآن با تاريخ 734ق. در موزه‏هاى هنرى تركى - اسلامى استانبول نگهدارى مى‏شود، كه قديم‏ترين ترجمه موجود تركى قرآن است.

49. ترجمه اردو، نخستين ترجمه قرآن كريم به زبان اردو، ترجمه مولاناشاه رفيع‏الدين دهلوى است (1190 ق.)؛ اما از آن پس اردوزبانان در ترجمه و تفسير قرآن كريم در فاصله چهار قرن، سنگ تمام گذاشته‏اند و كتابشناسى ترجمه‏ها و تفسيرهاى قرآن كريم به زبان اردو كه منتشر شده است، بيش از يك‏هزار اثر را دربر دارد.

50. ترجمه لاتين، نخستين ترجمه لاتينى قرآن را رابرت كتونى (روبرتوس كتننسس) در سال 1143م. انجام داد كه قرن‏ها بعد با اجازه مارتين لوتر اجازه چاپ پيداكرد.

51. ترجمه انگليسى قرآن، قرآن كريم به انگليسى بيش از هر زبان اروپايى ديگر ترجمه شده است و امروزه بيش از چهل ترجمه كامل و يك‏صدوبيست ترجمه برگزيده از قرآن كريم به انگليسى وجود دارد. نخستين ترجمه كامل انگليسى به قلم الكساندر راس است كه از روى ترجمه فرانسوى در سال 1648م. به عمل آمده است. از غير مسلمانان ترجمه آرتور آربرى ترجمه‏اى ممتاز است. و از مسلمانان ترجمه‏هاى پيكتال و عبداللَّه يوسف‏على.

52. ترجمه فرانسوى قرآن. بهترين ترجمه‏هاى فرانسوى قرآن ترجمه كازيميرسكى، و ترجمه بلاشر است.

53. ترجمه آلمانى قرآن. بهترين ترجمه‏هاى آلمانى قرآن ترجمه اولمان، ترجمه هنينگ، و اخيراً ترجمه همراه با توضيحات و واژه‏نما (كونكوردانس) اثر رودى پارِت است.

54. ترجمه روسى قرآن. بهترين ترجمه‏هاى روسى قرآن يكى ترجمه كراچفسكى است، و ديگرى كه در سال جارى (1374ش.) انتشار يافته است ترجمه پرفسور عثمانوف.

55. اولين مفسر قرآن حضرت رسول(ص) هستند و نمونه‏اى از تفسيرهاى ايشان، با ترتيب سوره به‏سوره در كتاب اتقان سيوطى نقل شده است. نيز بسيارى از احاديث از ايشان نقل شده است كه روشنگر آيات قرآنى است و احاديث تفسيرى نام دارد.

56. پس از رسول‏اللَّه(ص) بزرگ‏ترين قرآن‏شناس و مفسر جامعه اسلامى درصدر اسلام، حضرت على‏بن ابى‏طالب(ع) است كه سوگند ياد فرموده است كه اگر بخواهم تفسير سوره حمد را درحدى كه هفتاد بار شتر باشد، بيان مى‏دارم. هم‏چنين ايشان از حافظان قرآن و كاتبان وحى بوده است و مصحف خود را در فاصله‏اى كمتر از يك هفته پس از وفات رسول‏اللَّه(ص) جمع كرد. ولى چون داراى توضيحات و اضافات تفسيرى بود و فى‏المثل نام منافقان را كه در قرآن با اشاره و بدون نام آمده است، بالصراحه معلوم مى‏كرد و نظاير اين، آن جمع و تدوين را كه برحسب نزول بود از ايشان نپذيرفتند. حضرت ابتدا آزرده شدند؛ ولى سپس با ديدن روشمندى و اتقان شيوه كار گروه زيدبن ثابت در عهد عثمان و كمال دقت و مراقبتى كه در تدوين مصحف امام (مصاحف عثمانى) به كار رفته بود آن‏را پذيرفتند و مصحف خود را ظاهر نساختند و فرمودند: اگر همان مسؤوليتى كه به‏عثمان داده شد به من داده مى‏شد من نيز در جمع و تدوين قرآن همان كار را مى‏كردم.

57. پس از حضرت رسول و حضرت على(ع) بزرگ‏ترين قرآن‏شناس جامعه صدر اسلامى ابن عباس (عبداللَّه‏بن عباس) صحابى گرانقدر و شاگرد حضرت على(ع) بوده است كه اقوال تفسيرى او كه در دل تفسير طبرى آمده بوده است، به‏صورت مستقل جمع شده و به كوشش فيروزآبادى صاحب قاموس تحت عنوان تنوير المقباس فى تفسير ابن‏عباس مدون گرديده و در عصر جديد انتشار يافته است.

58. پس از ابن‏عباس شاگرد بزرگش مجاهد، مفسرى‏بزرگ است و گويند سى‏بار قرآن‏كريم را به‏درس و تفسير نزد ابن‏عباس دوره كرده بود و به روايتى شاگرد حضرت على(ع) هم بوده است. در سال‏هاى اخير تفسير او در دو مجلد به‏طبع رسيده است.

59. مهم‏ترين تفسير قديم جهان اسلام تفسير طبرى مورخ و محدث بزرگ ايرانى‏است (متوفى 310ق.) كه به جامع‏البيان معروف است و در سى مجلد به‏طبع رسيده است. اين تفسير قديم‏ترين و مهم‏ترين تفسير نقلى يا مأثور جهان اسلام هم شمرده مى‏شود.

60. قديم‏ترين تفسيرهاى شيعه يكى تفسير على بن ابراهيم قمى است كه در دو مجلد به طبع رسيده است؛ و ديگر تفسير فرات كوفى كه آن نيز طبع منقحى دارد. قمى و كوفى از رجال اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجرى‏اند.

61. قديم‏ترين تفسير فارسى شيعه اماميه، تفسير ابوالفتوح رازى (متوفاى نيمه‏اول قرن ششم هجرى) است كه رَوض‏الجِنان و رَوح‏الجَنان نام دارد. اين تفسير دربيست جلد است و پيش‏ترها به كوشش علامه‏قزوينى،مرحوم قمشه‏اى، مرحوم‏شعرانى واخيراً به كوشش دكتر محمدجعفر ياحقى ودكتر مهدى ناصح به‏طبع رسيده است.

62. قديم‏ترين تفسيرعرفانى فارسى تفسيركشف‏الاسرار و عُدّةالابرار اثر رشيدالدين ابوالفضل ميبدى (م‏520 ق.) است كه مبتنى بر امالى تفسيرى خواجه عبداللَّه انصارى است.

63. مهم ترين تفسير بروفق مشرب يا مذهب اعتزال تفسير كشاف زمخشرى (م‏538ق.) است.

64. مهم ترين تفسير كلامى جهان اسلام، بروفق مذهب اشعرى،تفسير كبير امام فخر رازى (م‏606ق.) است در بيش از سى مجلد.

65. جامع‏ترين تفسير قديمى شيعه اماميه مجمع البيان در ده مجلد اثر ابوعلى امين‏الاسلام فضل بن حسن طَبْرِسى (م‏548ق.) به عربى است كه به فارسى هم ترجمه شده است.

66. مهم‏ترين تفسيرشيعه در قرن چهاردهم هجرى تفسير الميزان، اثر شادروان علامه طباطبائى(م‏1361ش.) است در بيست جلد به‏عربى كه به‏فارسى هم ترجمه‏شده است.

67. جديدترين ومهم‏ترين تفسير جهان اسلام (اهل سنت)،التفسير المنير نوشته استاد وهبة زُحيلى است، به عربى (32جلد در شانزده مجلد، طبع 1411ق./ 1991م.). دكتر زُحيلى فقه‏شناس و استاد فقه دراغلب دانشگاه‏هاى سوريه وجهان اسلام است.گفتنى است كه اين كتاب در چند سال پيش برنده جايزه كتاب سال جهانى جمهورى اسلامى ايران شد.

68. «اعجاز عددى قرآن كريم» يكى از رشته‏هاى قرآن‏پژوهى جديد است كه مقصود آن نشان‏دادن نظم اعجازگونه رياضى قرآن كريم است. نخستين كسى كه اين مسأله را پيش كشيد و حيرت و اعجاب جهانيان را برانگيخت،دكتر رشاد خليفه مصرى‏الاصل و استاد كامپيوتر در دانشگاه‏هاى امريكا بود كه فرضيه عدد نوزده را پيش كشيد كه بسم‏اللَّه‏الرحمن الرحيم، نوزده حرف است و كلمه «اسم» نوزده‏بار در قرآن آمده است، و كلمه جلاله (اللَّه) 2698 بار كه مضربى از نوزده است؛ يعنى 19 142؛ و «الرحمن» 57بار (3 19)، و «الرحيم» 114بار (19 6) در قرآن به‏كار رفته است. اما نظريه او از دو جهت غوغا به‏بار آورد: يكى آن‏كه عدد نوزده در قرآن شماره نگهبانان جهنم هم هست (عليها تسعة عشر). اين اشكالى به‏بار نمى‏آورد، ولى عدد نوزده عدد مقدس بابيان و بهاييان است؛ يعنى «حروف حى» يا اصحاب نزديك باب است، لذا مسلمانان از اين نظريه برآشفتند و آشوب‏هاى بعد در نهايت به‏ترور يا قتل رشاد خليفه انجاميد. اشكال ديگر نظريه او اين بود كه تا حدودى «حساب سازى» در آن مشاهده شد. ازجمله يكى از بزرگ‏ترين قرآن‏پژوهان ايران، آقاى دكتر محمود روحانى، كه صاحب يكى از دقيق‏ترين فرهنگ‏ها و فهرست‏هاى آمارى قرآن است (به‏نام فرهنگ آمارى كلمات قرآن كريم/ المعجم الاحصائى لألفاظ القرآن الكريم، 3 مجلد، طبع مشهد، مؤسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوى)، بررسى جديد و دقيقى درباره آمار كلمه جلاله (اللَّه) در قرآن انجام داده و از نظريه دكتر رشاد خليفه هم باخبر بوده است و با قاطعيت تمام آمار اين كلمه را 2699 نشان مى‏دهد كه با آمار رشاد خليفه يك عدد اختلاف، و با المعجم المفهرس معروف محمد فؤاد عبدالباقى دو عدد اختلاف دارد.

69. امّا راهى را كه رشاد خليفه باز كرده بود ديگران از جمله عبدالرزاق نوفل از قرآن‏پژوهان اهل سنت، و ابوزهراء النجدى از قرآن‏پژوهان شيعه ادامه دادند و به تناسب‏هاى رياضى قابل توجهى رسيدند. كتاب عبدالرزاق نوفل اعجاز عددى در قرآن‏كريم نام دارد و به قلم قرآن‏پژوه و قرآن‏شناس دانشور معاصر، آقاى مصطفى حسينى طباطبائى به فارسى ترجمه شده است. ذيلاً تعدادى از آمار و ارقام شگفت‏آور عبدالرزاق نوفل نقل مى‏شود:

- واژه دنيا در قرآن كريم 115 بار به‏كار رفته است، و واژه آخرت هم همين تعداد.

- شياطين 68 مرتبه، ملائكه هم همين تعداد.

- حيات 71 بار، موت هم همين تعداد.

- علم و معرفت ومشتقات آنها 811 بار، ايمان و مشتقات آن‏هم همين تعداد.

- ابليس يازده بار، و استعاذه از او هم به‏همين تعداد.

- كلمه يوم به‏معناى روز(به‏صورت مفرد) 365بار به‏تعداد روزهاى‏سال (شمسى) در قرآن به‏كار رفته است. و به‏صورت تثنيه و جمع سى بار، به‏تعداد روزهاى ماه.

- كلمه شهر به‏معناى ماه، 12 مرتبه در قرآن ديده مى‏شود به‏تعداد ماه‏هاى سال.

70. اما كتاب دكتر ابوزهراء النجدى قرآن‏پژوه شيعه من الاعجاز البلاغى و العددى للقرآن الكريم نام دارد و چنان‏كه از نامش برمى‏آيد به‏عربى است و هنوز به‏فارسى ترجمه نشده است و از نظر شگفتى‏هاى رياضى به‏پاى كار رشاد خليفه و عبدالرزاق نوفل نمى‏رسد. ذيلاً چند تناسب و ظرافت عددى قرآنى را كه او پيدا كرده و در كتاب پيش گفته آورده است، نقل مى‏كنيم:

- ساعت/ الساعة در قرآن كريم 24 بار به‏كار رفته است به تعداد ساعات شبانه‏روز.

- سماوات السبع يا سبع سماوات، هفت بار به‏كار رفته است.

- «سجد» و مشتقات آن 34مرتبه به‏كار رفته است كه برابر مجموع سجده‏هاى هفده ركعت نماز شبانه‏روزى است، از قرار هر ركعتى دو سجده، جمعاً 34 سجده.

- لفظ صلاة و قيام و اقيموا و مشتقات آن 51 بار به‏كار رفته است كه برابر با هفده‏ركعت نماز واجب و 34 ركعت نماز مستحب شبانه‏روزى است.

- مشتقات وصى/ توصيه به‏تعداد اوصياى الهى دوازده بار به‏كار رفته است.

- لفظ شيعه و مشتقاتش دوازده بار در قرآن به‏كار رفته است.

- مشتقات فرقه، 72 بار به‏كار رفته است و اين به‏تعداد 72 فرقه اسلامى است.

در پايان اين نكته گفته شود كه اين‏گونه پژوهش‏ها جنبه تفننى دارد، و ارزش طراز اول علمى ندارد.

پرسش

1. تقسيم سوره‏ها به «ركوعات» يعنى چه و بر چه اساسى صورت گرفته است؟

2. به پنج دسته‏بندى در مورد اعلام قرآن اشاره نماييد.

3. زهراوَين، قرينتين، حامدات و مسبّحات به چه سوره‏هايى اطلاق مى‏شود؟

4. بهترين ترجمه انگليسى، فرانسوى و آلمانى قرآن را نام ببريد.

5. سوره‏هاى داراى ترجيع‏بند قرآن را با ذكر آيات تكرارى آنها بنويسيد.

6. قديم‏ترين تفسير عربى و فارسى شيعه را نام ببريد.

7. از ميان تفاسيرشيعى و سنّى دوره‏اخير،مهم‏ترين آنها را در حال‏حاضر بيان كنيد.

8. يك نمونه از تفاسير نقلى، عرفانى و كلامى را ذكر كنيد.

9. پس از پيامبر اكرم(ص) بزرگ‏ترين قرآن شناسان چه كسانى بوده‏اند؟

10. درمورد اعجاز عددى قرآن چه مى‏دانيد؟ توضيح دهيد.

پژوهش

سه نكته ديگر قرآنى را ارائه نماييد.

پى‏نوشتها:‌


1 . با توجه به نوعى مرزبندى اصطلاحى به‏وجود آمده از سوى قرآن‏شناسان معاصر، اين اصطلاح امروزه براى علم تفسير، تجويد، آيات الاحكام، قصص قرآن و ترجمه قرآن به‏كار نمى‏رود. ر.ك:فصل اول از بخش اول كتاب.

2 . از آن‏جا كه تدوين مصاحف عثمانى در مدينه، مركز خلافت اسلامى صورت گرفت، ارسال يك نسخه به مدينه مفهومى ندارد، بلكه نسخه اصلى درمدينه نگهدارى مى‏شده است.

3 . در اين كه اين تقسيم از سوى پيامبر صورت گرفته باشد شاهدى در دست نيست.

4 . احتمال ديگر سهولت در حفظ قرآن است.

5 . سوره توبه را جزو سبع طُوَل نشمرده‏اند، بلكه در مورد هفتمين سوره، بعضى يونس و برخى كهف را مطرح كرده‏اند. (ر.ك: الاتقان، ج‏1، ص‏199)

6 . نظر غالب در مورد آغاز سوره‏هاى مفصّلات، سوره الرحمن است. (التمهيد، ج‏1، ص‏251) بعضى ديگر آغاز مفصّلات را سوره حجرات مى‏دانند. (مناهل العرفان، ج‏1، ص‏352)

7 . و نيز «ص» [= صاد]در آغاز سوره «ص».