قطره زلال
امر به معروف در عصر ما

محمدرضا اكبرى

- ۱ -


-دعاى مطالعه-

اَللَّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ وَاَكْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ. اَللَّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ وَانْشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ (1)

خداوندا مرا از تاريكى‏هاى وهم و خيال درآور و به روشنى فهم گرامى دار. خداوندا درهاى رحمتت را بر ما بگشا و گنجينه‏هاى علومت را بر ما بازگردان. به رحمت خودت اى مهربان‏ترين مهربانان.

مقدمه مؤلف

"امر به معروف" انتشار خوبى‏ها و افشاندن بذر نيكى‏ها در كشتزار جان آدمى است تا با به ثمر رسيدن هر بذر، گلى از درون او شكفته شود و در نتيجه جامعه گلزارى از ارزش‏ها، نيكى‏ها و فضيلت‏ها گردد.

"امر به معروف" افزايش فضاى سبز خانه دل‏ها و كويرزدائى معنوى جامعه و جان كسانى است كه از نيكى‏ها فاصله گرفته‏اند.

"امر به معروف" كليد خوبى‏هاست و ماهيت نيكى و نيك‏آورى دارد و نهى از منكر چراغ تابنده‏اى است كه ماهيت نيكى و ضد پليدى دارد.

"نهى از منكر" بارش قطرات زلال باران بر سرزمين جان گنهكار است كه شعله‏هاى معصيت را خاموش مى‏سازد و به گسترش تيرگى‏هاى قلبش پايان مى‏بخشد. و چنين ويژگى‏هايى است كه اين دو فريضه نورانى را بر ساير فرائض امتيازى بزرگ بخشيده است.

اميرالمؤمنين (ع) فرمود:

امر به معروف بهترين اعمال مردم است. (2)

اما اين آثار ارزشى جز در پرتو عمل به اين دو اصل تابنده نقش نمى‏بندد. اين دو گنجينه الهى با همه ذخاير گرانقدر خود همواره در زير طبقات سهل‏انگارى‏ها، فراموشى‏ها و غفلت‏ها مدفون شده‏اند و حتى ابعاد مختلف آنها به سررشته سنجش‏هاى عالمانه برنتابيده است. چه اين‏كه مدت‏ها رساله‏هاى عمليه از احكام محدود اين فريضه آگاهى بخش تهى مانده بود. و مهم‏تر آن‏كه عمل به اين دو فريضه بزرگ نه به اندازه نماز و روزه كه به اندازه برخى از مستحبات رسميت نيافته است.

به نظر مى‏رسد علل عمده اين مسائل ناآگاهى به جايگاه، آثار، شيوه‏هاى عملى موفق، رموز موفقيت، نمونه‏ها، الگوها و انواع معروف و منكر به ويژه درعصر ما مى‏باشد.

كتاب حاضر كه به يمن الطاف الهى و عنايات اهل‏بيت : تأليف گرديده است مجموعه‏اى است كه ضمن تحليلى نو و جامع پيرامون اين دو اصل عملى، موارد ياد شده را با كارشناسى و توجه كامل به كاربردى بودن آنها كه غالباً به تجربه رسيده‏اند مورد بحث قرار داده است. و اميد مى‏رود مورد قبول ذات اقدس حق قرار گيرد.

فصل اوّل

جايگاه امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف گل سر سبد حركت‏هاى اجتماعى انسان است.

امر و نهى از ديدگاه عقل

امر به خوبى‏ها و نهى از بدى‏ها دو اصل پذيرفته شده همه ملل و اقوام در طول تاريخ زندگى انسان بوده است، زيرا اين دو اصل در بردارنده منافع انسان‏ها و منطبق با عقل و فطرت‏اند. البته خوبى‏ها و بدى‏ها در نزد اقوام گوناگون متفاوت است و معيار ارزش‏ها و ضد ارزش‏ها در نزد ملل معتقد به اديان الهى به ويژه اسلام با كسانى كه از چنين عقايدى محرومند تفاوت‏هاى چشمگيرى دارد، اما اين اصل مشترك بين‏المللى است كه اگر عملى را خوب يا بد بدانند امرونهى آن را يك ارزش به حساب مى‏آورند. زيرا عقل "امر به خوبى‏ها" و "نهى از بدى‏ها" را عملى نيكو تلقى مى‏كند و اگر اديان الهى دستورى بر اين فريضه ارزشمند نداشتند عقل به ضرورت انجام آن حكم مى‏كرد. چون با توجه به منافع فراوانى كه در امر به نيكى‏ها و نهى از بدى‏ها براى جامعه و فرد خطاكار و حتى نسل‏هاى آينده وجود دارد انجام آن را ضرورى و ترك آن را قبيح و زيانبار مى‏داند.

از سويى جلب منفعت و دفع ضرر از احكام ضرورى و بديهى عقل است. بنابراين امر به معروف و نهى از منكر از اصول پذيرفته شده همه عقلا است و تمام انسان‏هاى متفكر و عاقل آن را جزء ضرورت‏هاى حيات بشرى مى‏دانند. و البته هرگاه مسئله‏اى در اين درجه از ضرورت قرار گيرد اديان الهى بر آن مهر تأييد مى‏نهند و از همين رواست كه اين دو عنصر حكم مشترك همه اديان الهى است كه به برخى از شواهد قرآنى و روايى آن اشاره مى‏كنيم.

قرآن كريم از قول لقمان حكيم مى‏فرمايد:

اى فرزندم، نماز بگزار و امر به معروف و نهى از منكر نما. (3)

امام سجاد (ع) فرمود:

موسى بن عمران (ع) عرض كرد پروردگارا! چه كسى از اهل توست كه او را در سايه عرش خود قرار مى‏دهى وقتى كه سايه‏اى جز سايه تو نباشد؟ خداوند وحى فرمود: كسانى كه براى حلال شدن حرام من غضب مى‏كنند آن‏گونه كه پلنگ به هنگام مجروح شدن غضب مى‏كند. (4)

حضرت مسيح (ع) فرمود: كسى كه قدرت داشته باشد ظلم را تغيير دهد و تغيير ندهد مثل انجام دهنده آن است. (5)

امر به معروف و نهى از منكر در اسلام

اسلام داراى اصولى اعتقادى و عملى است كه مهمترين اصل اعتقادى آن توحيد و مهمترين اصل عملى آن "امر به معروف و نهى از منكر" است. زيرا با عمل به چنين فريضه‏اى است كه ساير احكام الهى احيا و اجرا مى‏گردد و زشتى‏ها از چهره جامعه و زندگى مسلمانان زدوده مى‏شود و حضور ضرورى صالحان در جامعه تثبيت مى‏گردد.

اميرمؤمنان (ع) فرمود:

پايدارى دين به امر به معروف و نهى از منكر و اقامه حدود است. (6)

و در حديث ديگرى فرمود: تمام اعمال خير و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون قطره‏اى در برابر درياى پهناورند. (7)

تشبيه امر به معروف و ساير اعمال خير به دريا و قطره كه سمبل و نمونه بزرگى و كوچكى هستند عظمت بيشتر اين فريضه الهى را آشكار مى‏كند. و جالب توجه است كه جهاد در راه خدا نيز همانند قطره‏اى در برابر درياى پهناور "امر به نيكى‏ها و نهى از زشتى‏هاست". هر امر به معروفى كار خير است امّا هر كار خيرى امر و نهى دينى نيست و از اين رو طرح جايگزينى اشاعه معروف و دعوت به خير و تأسيس نهادهاى علمى و اجتماعى دينى به جاى امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر يك خطاى بزرگ است. هر كدام از اين امور جاى خود دارد. هيچ كار خيرى امر و نهى دينى نمى‏شود و جايگاه و آثار آن راندارد.

فلسفه امر و نهى دينى

فلسفه امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر هدايت و صيانت شخص و جامعه از بدى‏ها، گرايش به نيكى‏ها و در نتيجه پايدارى و حاكميت دين و ارزش‏هاى انسانى بر جامعه اسلامى است.

اميرالمؤمنين (ع) فرموده است:

خداوند امر به معروف را براى اصلاح عموم و نهى از منكر را براى بازداشتن بى‏خردان واجب فرمود. (8)

بهترين شيوه اصلاح جامعه

با توجه به گستره ابعاد زندگى بشر و سرپيچى‏هاى او از احكام شرع و عقل در تمامى صحنه‏هاى زندگى هيچ سازمان و دستگاه گسترده‏اى با صرف بالاترين هزينه‏ها قادر به اصلاح جامعه و كنترل افراد آن نخواهد بود. به همين علت خداوند با تكليف قرار دادن امر و نهى به مثابه مترقى‏ترين حكم اجتماعى كه موفقيت و كارايى آن پيوسته به اثبات رسيده است، اصلاح جامعه را ممكن و آسان كرده است، به گونه‏اى كه اصلاح مردم به دست خود آنها در همه جا و حتى در خصوصى‏ترين محيطهاى زندگى صورت مى‏پذيرد و كمترين هزينه‏اى را هم براى بيت‏المال در بر ندارد.

اسلام با واجب كردن امر و نهى و ولايت محدودى كه در جلوگيرى از گناه براى مؤمنين نسبت به گنهكاران قرار داده است در عمل نوعى تشكيلات وسيع، بدون هزينه و سازنده‏اى را در همه جاى جامعه اسلامى بوجود آورده است و با پاداش و تهديدى كه بر انجام و ترك آن مقرر فرموده است تحقق اين وظيفه را تضمين نموده است.

قرآن كريم مى‏فرمايد:

وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ اُمَّةٌ يَدْعُونَ اِلَى الْخَيْرِ وَ يأمُرُونَ بِالْمَعْروفِ و يَنْهَونَ عَنِ‏المُنْكَرِ و اُولئكَ هُمُ الْمُفْلِحُون. (9)

بايد گروهى از شما مسلمانان خلق را به خير و صلاح دعوت كنند، امر به نيكى نمايند و از كار بد نهى كنند اينان رستگارانند.

طبيعت امر به معروف و نهى از منكر

كسى كه به معصيتى آلوده مى‏شود به انجام آن تمايل دارد و اگر واجبى را ترك مى‏كند انجام آن را غالباً دشوار مى‏بيند. از سويى نهى كننده از عمل زشت مى‏خواهد بر خلاف تمايل گنهكار او را به ترك عمل وادارد. از اين رو نوعى درگيرى بين تمايل پاك نهى كننده و تمايل زشت گنهكار بوجود مى‏آيد كه انجام نهى از منكر را براى هر دو دشوار مى‏سازد و چه بسا سبب درگيرى و بروز اختلاف و نزاع گردد، به‏ويژه اگر گنهكار خود را در زندگى آزاد فرض نمايد و امر و نهى ديگرى را كه با نوعى ولايت بر او اعمال مى‏شود با آزادى هواى نفس خود مخالف ارزيابى كند، در حالى كه نهى كننده وظيفه دينى و عقلى خود را انجام مى‏دهد. و اين طبع نهى از منكر است كه بر نفس گنهكار تلخ و تند مى‏آيد. به تعبير روشن‏تر تندى از فلفل است نه فلفل‏فروش، و تندى فلفل را به حساب فروشنده آن گذاردن خطاست اگر چه گاهى تندى هر دو به هم مى‏آميزد.

اين تندى در امر به معروف كمتر احساس مى‏شود، زيرا در امر به معروف غالباً درگيرى نفسانى وجود ندارد و لذا آرامش حفظ مى‏شود و محبوبيت‏ها دوام مى‏يابد. اين طبع نهى از منكر است كه سبب درگيرى مى‏شود. مشكلات تذكرات اجتماعى كه منجر به مسائل مختلفى در سطح جامعه و دستگاه‏هاى اجرايى و قضايى مى‏گردد اغلب در پى نهى از منكر است و براى همين است كه مردمان راحت‏طلب و برخى از دستگاه‏ها و رسانه‏هاى مصلحت‏انديش تنها به "امر به معروف" مى‏پردازند و از نهى از منكر و هرگونه تذكرى كه با درگيرى نفسانى گنهكار همراه باشد پرهيز دارند. كسانى كه در سخنان، حركت‏ها و برنامه‏ريزى‏هاى خود تنها به امربه‏معروف همت مى‏گمارند نيمى از موفقيت‏هاى اصلاحگرانه خويش را از دست مى‏دهند و از انجام نيمى از وظايف دينى خود در پاك‏سازى افكار، اخلاق و اعمال مردم باز مى‏مانند.

البته اين گرفتارى نفسانى هر انسانى است كه وقتى با حق اصطكاك مى‏يابد آن را تلخ احساس مى‏كند. نهى‏ازمنكر حق است، پيام خداست و چه پيامى از پيام خداى مهربان شيرين‏تر و گواراتر! اما همين پيام براى مخاطب آن تلخ احساس مى‏شود و حتى پيام‏رسان آن كه مأمور حق است به آن گونه كه شايسته است مورد توجه قرار نمى‏گيرد. البته بندگان خوب خدا كه خطايى كرده‏اند از پيام‏رسان و پيام حق استقبال مى‏كنند آن‏چنان كه از بهترين دوست خود استقبال مى‏كنند بلكه از وى تشكر و در حق او دعا مى‏كنند.

امتياز -نهى‏ازمنكر- بر -امربه‏معروف-

عواملى سبب امتياز نهى‏ازمنكر بر امربه‏معروف گرديده است.

* غالباً زشتى انجام محرّمات از قبح ترك واجبات بيشتر است، زيرا انجام معصيت يك مخالفت ايجابى است و ترك واجب مخالفت سلبى است و مخالفت در مورد اول نمود بيشترى از مخالفت در مورد دوم را به همراه دارد و از اين رو ترك مخالفت اهميت بيشترى بر انجام موافقت دارد و به تعبير ديگر تخريب بتخانه از ساختن مسجد بهتر است. انسان‏ها نيز اين‏گونه هستند كه اگر نهى آنها ناديده گرفته شود معمولاً نگرانى بيشترى اظهار مى‏كنند تا اين‏كه به امر آنها عمل نشود. در سير و سلوك معنوى نيز اولين و اساسى‏ترين قدم ترك محرمات الهى است.

* نهى‏ازمنكر به مراتب از امربه‏معروف دشوارتر است و بنابر روايت، بهترين اعمال، سخت‏ترين آنهاست.

اصولاً اعطاى به مردم آسان‏تر از گرفتن از آنهاست. در امربه‏معروف انسان عمل نيكى را هديه مى‏كند و گنهكار اين را درك مى‏كند اما در نهى‏ازمنكر گرفتن چيزى مطرح است كه چه بسا گنهكار به آن خو كرده باشد و گرفتن چيزى كه جزء عادت وى شده است موجب ناخرسندى او مى‏گردد.

امربه‏معروف و نهى‏ازمنكر دو فريضه جداگانه‏اند زيرا امر به خوبى‏ها جنبه مثبت و ايجابى دارد و نهى از زشتى‏ها جنبه منفى و سلبى دارد و از همين روست كه استقبال گنهكار در امر به معروف بيشتر است و يا بى‏رغبتى او نسبت به آن كمتر از نهى منكر است. چه نيكوست كه در صورت امكان، نهى‏ازمنكر در قالب امربه‏معروف بيان شود مثلاً به جاى اين‏كه گفته شود بى‏حجابى نكن، به حجاب توصيه شود. زيرا مردم به امور مثبت گرايش بيشترى ابراز مى‏كنند و از همين رو اگر به كسى كه براى نيل به مقصدى به نيمه راه رسيده است گفته شود نصف راه را طى كرده‏اى بيشتر خوشايند اوست تا گفته شود نصف راه باقى مانده است.

هم‏چنين امربه‏معروف در درون خود مبارزه جدى با گنهكار ندارد اما در نهى‏ازمنكر اين مبارزه نهفته است. زيرا غالب گناهان به‏خاطر هواى نفس است كه به انجام آنها تعلق گرفته است. اما ترك بسيارى از واجبات از هواى نفس سرچشمه نمى‏گيرد و لذا در نهى‏ازمنكر بر خلاف ميل يا عادت گنهكار عمل يا خوى اخلاقى او مورد مخالفت قرار مى‏گيرد و "نهى كننده از گناه" مى‏كوشد آن را از وجود گنهكار زايل كند و اين زحمت بيشترى را متوجه گنهكار و نهى كننده مى‏نمايد.

علاوه نهى‏ازمنكر در برخى موارد نوعى عمل جراحى است كه در روح گنهكار صورت مى‏گيرد تا صفت ناپسند و علاقه نامباركى از وجود او زايل شود اما امربه‏معروف چنين ماهيتى ندارد و براى همين است كه نهى‏ازمنكر شناخت بيشترى را در زمينه‏هاى روانى و اجتماعى مى‏طلبد. نهى كننده بايد علاوه بر مداواى گنهكار جراح معنوى خوبى باشد تا بتواند در روح گنهكار عمل كند و اين تلاش و زحمت بيشترى را بر گنهكار و نهى كننده تحميل مى‏كند و در نتيجه از فضيلت بالاترى برخوردار است.

نكته

نهى از منكر چراغ تابنده‏اى است كه راه را از بى‏راهه جدا مى‏سازد و دست گمشده را در دست مولايش مى‏گذارد.

فصل دوّم : آشنايى با معروف و منكر

امر به معروف مهمترين اصل عملى اسلام است.

معروف داراى معانى مختلفى از جمله نيكى و طاعت خداست. و منكر نيز داراى معانى متعددى از جمله زشتى و پليدى است، و در اصطلاح هر يك از دستورهاى دينى از واجب و مستحب را معروف و انجام هر يك از محرمات و مكروهات را منكر گويند.

شناخت مصداق‏ها

شناخت مصداق‏هاى معروف و منكر به‏ويژه واجب و مستحب يا حرام و مكروه بودن آنها انسان را از اصرار و برخوردهاى غير ضرورى در امر به مستحبات و نهى از مكروهات و هم‏چنين از كم‏رنگ برخورد كردن با ترك واجبات و انجام محرمات حفظ مى‏كند. در اين‏جا موارد مهم به‏ويژه معروف‏ها و منكرات عصر حاضر را به صورت موضوعى مورد اشاره قرار مى‏دهيم.

معروف‏هاى اعتقادى

شناخت خداوند و ايمان به او و صفاتش كه از جمله آنها: توحيد، عدل، علم، صدق، رحمت، قدرت، و غضب الهى است و اعتقاد به اين‏كه عبادت او واجب و محبت و قرب و شوق و يقين و رضا و تسليم و توكل بر او از بهترين عبادات است. او تنها مؤثر در امور است كه اراده‏اش بر همه چيز غالب و مقدراتش بر همه چيز حاكم و همه وجود ملك او و بازگشت همه به سوى اوست ...

ايمان به وحى الهى به‏ويژه قرآن كريم و عدم تحريف آن، و اين‏كه قرآن از ضعف و تضاد و تناقض و هر اشكال ديگر منزه و كامل‏ترين و آخرين كتاب الهى و معجزه نبى‏اكرم (ص) و هدايت كننده انسان به سعادت و كمال است. وعده‏هاى آن حق و پيروان آن سعادتمند و مخالفين آن گمراهند...

ايمان به پيامبران به‏ويژه پيامبر اكرم (ص) و عصمت آنها از هر خطا در افكار، اخلاق، گفتار و كردار و اين‏كه آنها بهترين فرد اهل زمان خود بودند و پيامبر اكرم (ص) سرور و بهترين آنها و خاتم پيامبران است و بعد از او پيامبرى نخواهد آمد. و ايمان به حقانيت او و آنچه از جانب خداوند به صورت قرآن و احاديث بيان فرمود. و ايمان به جامعيت دين او و اين‏كه اسلام تا پايان عمر بشر توان اداره او را در تمام ابعاد زندگى دارد و همواره معيار حق و تنها دين مورد قبول خداوند تا روز قيامت است و جز به پيروى از دين مقدسش كه اسلام است كمال و سعادت ميسر نخواهد بود...

ايمان به حقانيت و عصمت اميرمؤمنان على (ع) و فاطمه زهرا (س) و يازده فرزند آنها كه آخرين آنها حضرت مهدى (ع) است و هم اكنون زنده است و زمانى ظهور خواهد كرد و زمين را پر از عدل و داد مى‏كند. و ايمان به اين‏كه اين دوازده امام : جانشينان به‏حق او بوده‏اند و برترين موجودات عالم پس از رسول خدا (ص) هستند. و اعتقاد به امامت آنها و اين‏كه تنها مذهب صحيح، مذهب آنهاست كه به مذهب تشيع شناخته شده است، و پيروى از اين مذهب تنها راه سعادت و ادامه اسلام پيامبر (ص) است. و ايمان به اين‏كه زيارت آنها عبادت و توهين و بدگوئى به آنها ضلالت و پذيرش آنها شرط قبولى اعمال است. و آنچه فرموده‏اند حق و اصل دين خدا بوده و مفسر واقعى دين و قرآن و معيار حق بعد از رسول خدا (ص) هستند. زيارتگاه‏هاى آنها مقدس و محترم و خاك كربلا از احترام ويژه‏اى برخوردار است و توهين به آن از جمله گناهان است. و ايمان به اين‏كه بايد در شادى آنها شاد و در غم آنها غمگين بود و گريه بر مصائب آنها به‏ويژه حسين‏بن‏على (ع) از افضل عبادات است. و آنها بهترين شفاعت كنندگان درگاه الهى و واسطه بين خلق و خالق و محبوب‏ترين بندگان خدا در عالم وجودند...

ايمان به فرشتگان الهى و اين‏كه آنها مطيع خداوند بوده، به دستور او عمل مى‏كنند و از گروه‏هاى مختلفى تشكيل شده‏اند و به وظايف متعددى از قبيل عبادت، تدبير امور، انزال وحى، نظارت بر اعمال و نوشتن كارهاى خوب و بد، كمك‏رسانى، عذاب و مرگ آدميان و ديگر امور در عوالم مختلف وجود مى‏پردازند...

ايمان به روز قيامت، حساب، ميزان، شفاعت، جهنم، و بهشت و نقمت‏هاى جهنم و نعمت‏هاى بهشت و حضور جاودانى مؤمنين در بهشت و عذاب ظالمان و گنهكاران در جهنم و هميشگى بودن عذاب كفار و اين‏كه مالك و پادشاه روز جزا تنها خداوند متعال است.

منكرات اعتقادى

كفر، شرك، نفاق، شك در خداوند، قيامت و حقانيت پيامبر اسلام، بت‏پرستى، ماديگرايى، وهابيگرى، بهائيت، ايمان نداشتن به حقانيت، ولايت، عصمت و امامت دوازده امام شيعه : ، غلو درباره ائمه : نظير برتر دانستن آنها از پيامبر اسلام (ص) ، اعتقاد به جبر، پايبندى به خرافات نظير چهارشنبه‏سورى و آتش‏پرستى، گرايش فكرى به كفار و غربى‏ها در هر يك از مظاهر زندگى، بدعت در دين، اعتقاد به برترى كفار بر مؤمنين، اولويت دادن هر چيزى نظير علم و تخصص و مردم بر دين و تعهد دينى، اصالت دادن به دنيا، بى‏اهميت دانستن آخرت، عصبيت‏هاى جاهلانه، مساوى دانستن افراد با تقوا و بى‏تقوا و عالم دينى و غيردينى، اعتقاد به كارآئى نداشتن اسلام در اداره زندگى فردى و اجتماعى انسان در ابعاد مختلف حكومتى، اقتصادى، اخلاقى، سياسى، نظامى و غير آنها، اعتقاد به جدائى دين از سياست، بى‏اعتقادى به ولايت فقيه، اعتقاد نداشتن به زنده بودن حضرت مهدى (ع) ، ترديد در ظهور، قدرت، طول عمر، و تحولات ويژه و مطلوبى كه در زمان ظهور او به وقوع مى‏پيوندد...

معروف و منكرهاى اخلاقى و اجتماعى

معروف‏هاى واجب اخلاقى

رازدارى، عيب‏پوشى، نجابت، عفت، غيرت، عدالت، حق‏گرايى، ارزش‏گرايى، ضابطه‏گرايى، آخرت‏گرايى، عفت كلام، خداترسى، ظلم ستيزى، كفرستيزى، مبارزه با گناه، رعايت قانون و حقوق مردم، بى‏توجهى به سخنان افراد سخن چين و غيبت كننده، چشم بستن از زنان خودنما و بى‏حياى جامعه و فيلم‏ها و عكس‏هاى مبتذل و عورت ديگران، احترام به مقدسات مذهبى: قرآن، روايات، احكام خدا، مساجد، كعبه معظمه، زيارتگاه‏هاى ائمه و امام‏زاده‏ها و علماى دين، اميدوارى به خدا، جواب دادن به سلام ديگران، خودسازى، رعايت پاكى و پرهيز از نجاست در موارد لازم، حسن ظن به خداوند و توكل و پناهندگى به او، توبه و پشيمانى از گناه، پوشاندن گناه، جهاد با نفس در برابر محرمات، كنترل هواهاى حرام نفسانى، پرهيز از مال حرام،...

معروف‏هاى مستحب اخلاقى

صبر، عفو، تواضع، قناعت، رياضت، انصاف، سكوت، سخاوت، حلم، كرامت و بزرگوارى، محاسبه نفس، رقت قلب، احترام به بندگان خدا و پرهيزكاران، صاحبان ارزش‏ها، معلمين و سالخوردگان مؤمن، كم‏گويى، گزيده‏گويى و نيك‏گويى، الفت، صلح‏جويى و اصلاح بين ديگران، خوش خلقى و خوش‏رويى، خيرخواهى و مردم‏گرايى، گريه از خوف و شوق و عظمت خداوند، گريه بر مصائب پيامبر و اهل‏بيت او:، احترام و توجه به سادات، تشكر از كمك‏هاى ديگران، زيارت اهل قبور، عاقبت‏نگرى، توجه و توسل به پيامبر و اهل‏بيت او، ستايش لازم از خوبى‏هاى ديگران، اخلاص در مواردى كه نيت آن واجب نيست همانند امر به معروف، تطهير مسجد از نجاست و ...، سلام به ديگران، دست دادن به هنگام ملاقات، معانقه و دست در گردن يكديگر قرار دادن دو مؤمن، ملاقات با مؤمنين، مهمان‏نوازى، اعتراف به تقصير در نزد پروردگار، تعجيل در كار خير، بى‏نيازى از مردم، شاد كردن مؤمنين به‏ويژه با رفع مشكلات آنها، پوزش‏طلبى خطاكار، برآوردن حاجات مؤمنين، بغض به دنيا، نگاه به آيات قرآن و چهره عالم دينى، نگاه به پدر و مادر از روى مهربانى، خدمت به همسر، سر به زيرى هنگام سخن گفتن با زنان نامحرم، جا باز كردن براى دوستان در مجالس، سيروسياحت به منظور عبرت‏گيرى، تفكر سازنده، مدارا و حسن معاشرت، تعاون و همكارى، گره‏گشايى از مشكلات مردم، نظم و انضباط اجتماعى، عيادت بيماران، تشييع جنازه مؤمنين، اطعام افراد با ايمان به‏ويژه در ماه مبارك رمضان، مشورت با افراد صلاحيتدار، كمك به كسانى كه به خاطر نقص عضو قادر به انجام امور خود نيستند، يتيم‏نوازى، نصيحت به ديگران، شكر نعمت، زياد كردن دوستان، محبت به دوستان به اندازه تقواى آنها، نگاه محبت‏آميز به چهره برادر مؤمن در راه خدا، اعلام محبت به برادر مؤمن، ادامه دوستى و برادرى دينى، حضور در نزد عالم دينى و تواضع در برابر او، تواضع معلم در برابر محصل و به‏عكس، ترك بيش از مقدار نياز دنيا، اكرام مؤمن، ملامت نفس و تأديب آن، طى كردن مزد كارگر و پرداختن آن قبل از خشك شدن عرق او، روى گردانى از عيوب مردم به عيوب خود، گريه بر گناه خود، توبه از ترك مستحبات و انجام مكروهات، نصيحت به مسلمين، با وضو به‏دنبال رفع نيازها رفتن، دست كشيدن بر سر يتيم، ساكت كردن گريه يتيم،...

منكرهاى حرام اخلاقى

تكبر، دورغ، تهمت، استهزاى ديگران، اظهار حسادت، سوءظن، خشونت بى‏مورد، بى‏حرمتى به ديگران، فحشا، مكرو نيرنگ، سرگرمى به لهو و لعب، غضب بى‏مورد، اسب سوارى و چرخ و موتور سوارى تحريك‏آميز زنان، ايجاد مزاحمت و بيهوده‏گويى به ناموس ديگران، استعمال بوى خوش توسط زنان كه به قصد يا سبب تحريك نامحرم باشد. عيبجويى، سرزنش مؤمن، كوچك شمردن گناه، بوق زدن‏هاى آزار دهنده، ضايع ساختن حقوق و نوبت ديگران، بى‏توجهى به مقررات راهنمايى و رانندگى، بدزبانى، بى‏توجهى به نداى مظلوم، شوخى تحريك‏آميز با نامحرم، دوستى با نامحرم، نامه‏ها و تلفن‏هاى دوستانه دو نامحرم با يكديگر، ريش تراشى به هر وسيله كه باشد، استماع صوت زن نامحرم از روى لذت، نگاه به بدن يا موى سر زنان نامحرم، نگاه به دست و صورت زنان به قصد لذت، نگاه لذت بخش زن به بدن زن ديگر، نگاه لذت بخش زن به دست و صورت مرد نامحرم، نگاه زن به بدن مرد نامحرم، نگاه مرد به بدن مرد ديگر با قصد لذت، نگاه به عورت ديگران، عكس‏بردارى مرد از زن كه نگاه او به صورت تزيين شده يا ساير بدن او بيفتد و يا دست به بدن او برساند، نگاه هتك‏آميز به پدر يا مادر و مؤمنين، دگرآزارى، شيطنت و فريبكارى، سحر و شعبده‏بازى، احترام به اغنيا به خاطر اموال آنها، پخش موسيقى‏هاى حرام يا آزاردهنده از مجالس، عروسى‏ها و فروشگاه‏ها، چوب‏بازى مرسوم در جشن‏ها و عروسى‏ها، رقصيدن در جمع ديگران، آوازه‏خوانى (كشيدن و (10) گرداندن صدا در گلو به صورت طرب‏انگيز و مناسب مجالس لهو و لعب) يأس از رحمت الهى، احساس امنيت از مكرو انتقام الهى، قتل، خودكشى، عاق والدين، لواط، زنا، بى‏حجابى و خودنمايى زنان در نزد نامحرم، ظاهر كردن آرايش و زينت‏هاى زنانه در نزد نامحرم، پوشيدن جوراب نازك، لباس‏هاى تنگ يا نازك يا جاذبه‏دار و تحريك‏آميز در نزد نامحرم، عريان كردن بخشى از موهاى سر در برابر نامحرم، نازك سخن گفتن زنان و منحرف كردن اخلاق مردها به ويژه جوانان، استفاده مرد از دستبند، انگشتر، گلوبند و حلقه طلا در حال عبادت و غير عبادت، پوشيدن لباس‏هاى تحريك‏آميز در نزد زنان نامحرم، شبيه شدن زن به مرد و مرد به زن در تشكّل صورت و سخن گفتن يا لباس پوشيدن يا راه رفتن يا آرايش كردن و نظير آن، استفاده از علايم مربوط به اقشار مبتذل و منحرف اخلاقى، آرايش زن براى غير شوهر، گواهى دروغ، قسم دورغ، كتمان شهادت، خُلف وعده، پيمان شكنى، خيانت به امانت، ترساندن ديگران، پاگذاردن بر كفش‏هاى ديگران كه به آن رضايت ندارند، هتك مؤمن فقير به علت فقر او، بى‏احترامى به مقدسات مذهبى نظير قرآن و ديگر كتاب‏هاى الهى، پيامبران و ائمه :، هتك حرمت علما، صالحين، معلمين، والدين، سادات، هتك كعبه معظمه، مشاهد و قبور ائمه، امام‏زادگان و علما و افراد صالح، هتك تربت كربلا، گفتن و شنيدن غيبت، سخن‏چينى، تمسخر و خنديدن به مردم، همسايه آزارى، ظلم و زورگويى، مكر و نيرنگ، دشمنى با مؤمن، قيادت (رساندن مرد و زن نامحرم به يكديگر براى انجام فحشا)، دياثت (بى‏تفاوتى مرد به فحشاى همسرش)، استمناء، كفران نعمت، فتنه انگيزى، ستايش ظالم و كمك به ستمگران، طعن و لعن بر مؤمنين، رسوا نمودن مؤمن، لباس ابريشمى پوشيدن مردان، نظر در نامه ديگران بدون رضايت آنها، نگاه در منزل ديگران بدون رضايت آنها، مس كردن بدن نامحرم، مدح و ذم كسانى كه سزاوار مدح و ذم نيستند، حضور در مجالس معصيت، وسواسى‏گرى، بى‏غيرتى، نفرين بر مؤمن، سركشى از فرمان خدا و رسول و ائمه و ولى‏فقيه جامع شرايط و هر كس كه دستور او واجب است، بازى با آلات قمار اگرچه برد و باخت نشود، نوازندگى و شنيدن موسيقى‏هاى طرب‏انگيز، هيپنوتيزم، دست دادن با نامحرم، دورويى، فرياد زدن (11) بر سر مؤمن، همنشينى با بدان، بستن راه ديگران، ايجاد صداهاى آزاردهنده همسايگان نظير صداى سگ‏ها و وسايل صوتى، و يا بازى‏هاى مختلف، غلبه دادن شهوت بر عقل، رد بى‏مورد آشتى با برادر مؤمن، قهر بى‏مورد با برادران دينى، مخاصمه با برادران دينى، اصرار بر گناه، استفاده مرد از زينت‏هاى زنانه، مدح ظالم و حبّ بقاى او، سوءظن به خدا، طلب رياست براى كسى كه نتواند اجراى عدالت كند، محبت به دنياى حرام، تظاهر به گناه، محبت به گناه،...

منكرات مكروه اخلاقى

محبت به دنيا، راحت‏طلبى، رياست‏طلبى، شهرت‏طلبى، خودبينى، عجله و شتابزدگى، خودستايى، خنده بدون تعجب و شگفتى، خنده زياد، قهقهه، خنده در بين قبرها، بيهوده‏گرايى، آرزومندى بيهوده، فخر، سبكسرى، پرحرفى، پرخوابى، بى‏مبالاتى در نشست و برخاست با زنان نامحرم به‏ويژه زنان جوان يا بى‏تفاوتى كه ظواهر شرع را رعايت نمى‏كنند، افراط و تفريط در تشويق ديگران، خودنمايى در بحث با ديگران، تملق و چاپلوسى، اختلاط زن و مرد در محيطهاى اجتماعى، مكالمه غيرضرورى با نامحرم، خلوت با نامحرم، جزع و بى‏تابى، سرگوشى صحبت كردن در نزد ديگران، سوت بلند زدن، سلام به نمازگزار در (12) حال نماز، سلام مرد به زنان و دعوت آنها به غذا خوردن به‏ويژه اگر جوان باشند، خود بزرگ بينى، تند راه رفتن، بر زين (اسب، چرخ و (13) موتور) نشستن زنان در صورتى كه تحريك آميز نباشد، درخواست از مردم به‏ويژه در شب، تنها خوابيدن، كسالت در انجام امور دنيا و آخرت،...

معروف و منكرهاى عبادى

معروف‏هاى واجب عبادى

نمازهاى پنجگانه شبانه‏روزى، نماز جمعه، نماز آيات، نماز ميّت، اداى نمازهاى قضا شده پدر بر پسر بزرگتر، و ديگر نمازهاى واجب، روزه ماه مبارك رمضان، حج واجب، اداى نذرهاى عبادى، سجده واجب قرآن كه با شنيدن يا خواندن آيات سجده در سوره‏هاى علق، نجم، سجده و فصلت واجب مى‏شود.

معروف‏هاى مستحب عبادى

نمازهاى مستحبى از جمله سى و چهار ركعت نافله شبانه‏روزى و به‏ويژه نماز شب و ديگر نمازهاى مستحبى كه در كتاب‏هاى دعا نوشته شده است، خواندن نماز در مسجد و حرم رسول خدا و ائمه به‏ويژه اميرالمؤمنين (ع) ، پوشيدن عبا، لباس سفيد و پاكيزه‏ترين لباس‏ها و استعمال بوى خوش و انگشتر عقيق در نماز، گفتن اذان قبل از نمازهاى واجب پنجگانه، گفتن اذان در گوش راست بچه و اقامه در گوش چپ او در روز تولد يا قبل از چيدن بند ناف او، روزه‏هاى مستحبى به‏ويژه روزه‏هاى ماه رجب و شعبان و روزه‏هاى ديگر كه در رساله‏ها نوشته شده است، حج مستحبى، صلوات بر پيامبر و اهل‏بيت او به‏ويژه بعد از گفتن، نوشتن و شنيدن نام آن حضرت، قرائت قرآن، دعا و نيايش، ذكر خدا، شب زنده‏دارى به‏ويژه در شب‏هاى قدر، زيارت انبيا، ائمه، امامزاده‏ها، علما، عرفا و صالحين.

اعتكاف، انجام عباداتى كه مى‏توان به نيابت از پيامبر و اهل‏بيت او انجام داد، تعقيب نمازهاى واجب شبانه‏روزى به‏ويژه تسبيح فاطمه زهرا 3 ، سجده شكر به‏ويژه بعد از نماز، خواندن زيارت ائمه : در ايام ولادت و شهادت به‏ويژه زيارت عاشورا و جامعه كبيره، نماز زيارت، نماز اول وقت، خواندن نمازهاى پنجگانه به جماعت، خواندن دعاهاى روز، زيارت خاص پيامبر و ائمه : در روزهاى هفته به‏ويژه روز جمعه كه به حضرت مهدى (ع) اختصاص دارد، بسم‏الله در اول هر كار، وضو يإ؛للَّه‏للَّه‏كك تيمم به هنگام خواب، خواندن دعاهاى خاص اعمال مثل دعاهاى هنگام خوابيدن و بيدار شدن، با وضو بودن، ذكر خدا در بازار، خواندن سوره توحيد به هنگام ورود به منزل، خواندن سوره‏هاى توحيد، ناس، فلق، كافرون، آيةالكرسى به هنگام خروج از منزل، زياد به مسجد رفتن و به مسجدى كه نمازگزار ندارد حاضر شدن، با پاى راست داخل مسجد رفتن و با پاى چپ خارج شدن، زودتر از همه به مسجد رفتن و ديرتر از همه خارج شدن، روشن كردن چراغ مسجد، استعمال بوى خوش و پوشيدن لباس پاكيزه به هنگام ورود به مسجد.

ترك هم غذايى و همسايگى و مشورت و زن گرفتن از كسى كه اهل مسجد نيست، انجام غسل‏هاى مستحبى نظير غسل روز جمعه، شب اول ماه رمضان، شب‏هاى قدر، روز عيد فطر، قربان و غدير، شب عيد فطر، روز هشتم و نهم و بيست و چهارم ذيحجه، ماه رجب و شعبان، روز نيمه شعبان، هفدهم ربيع‏الاول و غسل كسى كه در حال مستى خوابيده است و نيز زنى كه براى غير شوهرش بوى خوش (مثل عطر و ادكلان و ...) استعمال كرده است. (14)

منكرهاى حرام عبادى

سهل‏انگارى در عبادات واجب به‏ويژه نماز، ريا در عبادت، پرستش غير خدا نظير پرستش آتش، مقام، پول، زن و هواى نفس، حضور نيافتن در نماز جماعت از روى بى‏اعتنايى، ترك حج و روزه و امثال آن بدون عذر موجه، انجام عبادات مستحبى زنان كه سبب تضييع حق همسر آنها مى‏شود، روزه عيد فطر و قربان، در حال جنابت يا حيض نماز خواندن و در مسجد توقف كردن يا چيزى گذاردن يا جائى از بدن را به خط قرآن، اسم خدا و اسامى پيامبران و ائمه : رساندن، خواندن سوره‏هاى واجب حتى يك حرف آن كه عبارتند از سوره‏هاى علق، نجم، سجده، و فصلت.