راه روشن ، جلد چهارم
ترجمه كتاب المحجة البيضاء فى تهذيب الا حياء

ملامحسن فيض كاشانى رحمه اللّه عليه
ترجمه : محمّدرضا عطائى

- پى‏نوشت‏ها -
- ۲ -


200- من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ‍ 228.
201- من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ‍ 228.
202- من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ‍ 228.
203- من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ‍ 228.
204- من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ‍ 228.
205- من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ‍ 228.
206- من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ‍ 228.
207- من لا يحضره الفقيه ، باب حسن القيام على الدوات ، ص ‍ 229.
208- من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ‍ 228.
209- من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ‍ 228.
210- من لا يحضره الفقيه ، باب حق الدابة على صاحبها، ص ‍ 228.
211- من لا يحضره الفقيه ، باب ما يحب من العدل على الجمل ، ص 330.
212- من لا يحضره الفقيه ، باب ما يحب من العدل على الجمل ، ص 330.
213- من لا يحضره الفقيه ، باب ما يحب من العدل على الجمل ، ص 330.
214- من لا يحضره الفقيه ، باب ما يجب من العدل على الجمل ، ص 330.
215- من لا يحضره الفقيه ، باب ما يحب من العدل على الجمل ، ص 330.
216- من لا يحضره الفقيه ، باب ما يحب من العدل على الجمل ، ص 330.
217- من لا يحضره الفقيه ، باب ما يحب من العدل على الجمل ، ص 330.
218- من لا يحضره الفقيه ، باب ماجاء فى الا بل ، ص 229.
219- مكارم ، باب الخيل من كتاب السفر، ص 303.
220- مكارم ، باب الخيل من كتاب السفر، ص 303.
221- اين حديث را طبرانى در الاوسط و بيهقى در السنن و خرائطى در مكارم الاخلاق نقل كرده اند - به طورى كه در المغنى آمده است - طرق حديث در همه آنها ضعيف است . و عقيلى در كتاب الضعفاء - به طورى كه در الجامع الصغير باب الشمائل آمده - آن را نقل كرده است .
222- اين حديث را خرائطى در المكارم الاخلاق - به طورى كه در المغنى آمده - به سند ضعيف نقل كرده است .
223- سنگى است كه نرم كرده و به چشم مى كشند، دانشمندان شيمى به آن آنتيمو آن مى گويند - م .
224- اين حديث را ابن ماجه به شماره 3495 و 3496 بدون ذكر مضجع (هنگام خواب ) از حديث جابر نقل كرده و خرائطى در مكارم از حديث صهيب - به طورى كه در المغنى آمده - به سند ضعيف نقل كرده است .
225- اين حديث را ابن ماجه به شماره 3495 و 3496 بدون ذكر مضجع (هنگام خواب ) از حديث جابر نقل كرده و خرائطى در مكارم از حديث صهيب - به طورى كه در المغنى آمده - به سند ضعيف نقل كرده است .
226- من لا يحضره الفقيه ، باب حمل الا لات و السلاح فى السفر، ص 227.
227- من لا يحضره الفقيه ، باب حمل العصا فى السفر، ص ‍ 223.
228- من لا يحضره الفقيه ، باب حمل العصا فى السفر، ص ‍ 223.
229- من لا يحضره الفقيه ، باب حمل العصا فى السفر، ص ‍ 223.
230- من لا يحضره الفقيه ، باب حمل العصا فى السفر، ص ‍ 223.
231- مكارم الاخلاق ، ص 281.
232- ثواب الاعمال ، ص 280.
233- ثواب الاعمال ، ص 280.
234- من لايحضره الفقيه ، باب آداب المسافر،
ص 231.
235- اين حديث را بخارى در ج 3، ص 8 كتاب خود از حديث ابن عمر، و ابن سنى در كتاب فى عمل اليوم و الليلة ، ص 142 آورده است .
236- مكارم الاخلاق ، باب الدعاء عند الرجوع من السفر، ص ‍ 298.
237- اين حديث را بيهقى در سنن ، ج 5 ص 261 از كعب بن مالك نقل كرده ، و مى گويد: بخارى آن را در صحيح خود از ابوعاصم و مسلم از ابوموسى به نقل از ابوعاصم ، روايت كرده است .
238- اين حديث را ابن سنى دركتاب عمل اليوم و الليلة ، ص 142 نقل كرده است .
239- اين حديث را دارقطنى از عايشه - به طورى كه در المغنى آمده - به سند ضعيفى نقل كرده است .
240- من لا يحضره الفقيه ، باب النوادر، ص 232.
241- من لا يحضره الفقيه ، باب النوادر، ص 232.
242- من لا يحضره الفقيه ، باب النوادر، ص 232.
243- من لا يحضره الفقيه ، باب ما يجب على المسافر فى الطريق ، ص ‍ 224.
244- كتاب كافى ، ج 2، ص 670.
245- كتاب كافى ، ج 2، ص 670.
246- من لا يحضره الفقيه ، ص 12، شماره 10 و 11.
247- من لا يحضره الفقيه ، ص 12، شماره 10 و 11.
248- من لا يحضره الفقيه ، ص 12، شماره 12.
249- من لا يحضره الفقيه ، ص 12، شماره 12.
250- نساء / 101: و هنگامى كه سفر كنيد گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد.
251- بقره / 158: بنابراين كسانى كه حج خانه خدا و يا عمره انجام دهند مانعى ندارد بر آن دو طواف كنند (و سعى صفا و مروه انجام دهند، هرگز اعمال بى رويه مشركان كه بتنهايى بر اين دو كوه نصب كرده بودند از موقعيت اين دو مكان مقدس نمى كاهد.)
252- من لا يحضره الفقيه ، باب صلاة السفر، ص 116.
253- التهذيب ، 1، ص 316، و كافى ، ج 3، ص 438 و من لا يحضره الفقيه ، ص 120.
254- و من لا يحضره الفقيه ، ص 120.
255- من لا يحضره الفقيه ، ص 118، شماره 20.
256- كافى ، ج 3، ص 440، شماره 5.
257- التهذيب ، ج 1، ص 320.
258- كافى ، ج 3، ص 440، شماره 7.
259- التهذيب ، ج 1، ص 320.
260- التهذيب ، ج 1، ص 319.
261- التهذيب ، ج 1، ص 319.
262- التهذيب ، ج 1، ص 320.
263- التهذيب ، باب صلاة المضطر ص 340، و استبصار، ج 1، ص 243.
264- التهذيب ، ج 1، ص 320.
265- التهذيب ، ج 1، ص 340، و استبصار، ج 1، ص 243.
266- كافى ، ج 3، ص 459، من لا يحضره الفقيه ، ص 123 و التهذيب ، ج 1، ص 304.
267- من لا يحضره الفقيه ، ص 121، شماره 2.
268- التهذيب ، ج 1، ص 336.
269- التهذيب ، ج 1، ص 337، و كافى ، ج 3، ص 441.
270- تهذيب ، ج 1، ص 147.
271- بقره / 150: و هر جا بوديد روى خود را به سوى آن كنيد.
272- اما امروز با وجود قبله نمايى كه مرحوم حسينعلى رزم آرا اختراع كرده است هيچ نيازى به استفاده از آن قواعد تقريبى نيست ، و براستى كه آن مرحوم با اختراع ارزشمند خود مشكل تعيين قبله را حل كرده و تمام دانشمندان بزرگ و پيشوايان شيعه و سنى از اين عمل ستايش كرده و فوق العاده وى را ستوده اند، خداوند او را از طرف ما و همه مسلمانان بهترين پاداشى را كه به نيكوكاران مرحمت مى كند، عنايت فرمايد! قبله نماى رزم آرا امروز در سراسر دنيا مشهور است . - م .
273- من لا يحضره الفقيه ، باب 159، ص 299.
274- من لا يحضره الفقيه ، ص 302.
275- من لا يحضره الفقيه ، باب زيارت ، ص 304، شماره 163.
276- من لا يحضره الفقيه ، ص 306.
277- آل عمران / 104: بايد از ميان شما جمعى دعوت به نيكى كنند و امر به معروف و نهى از منكر نمايند و آنها رستگارانند.
278- آل عمران / 113 و 114: آنها همه يكسان نيستند، از اهل كتاب جمعيتى هستند كه قيام (به حق و ايمان ) مى كنند و پيوسته در اوقات شب آيات خدا را مى خوانند در حالى كه سجده مى كنند به خدا و روز ديگر ايمان مى آورند، امر به معروف و نهى از منكر مى كنند و در انجام كارهاى نيك بر يكديگر سبقت مى گيرند و آنها از صالحانند.
279- توبه / 71: مردان و زنان با ايمان ولى (يار و ياور) يكديگرند، امر به معروف و نهى از منكر مى كنند و نماز را برپا مى دارند.
280- مائده / 78 و 79: آنها كه از بنى اسرائيل كافر شدند، بر زبان داوود و عيسى بن مريم لعن شدند، اين به سبب آن بود كه گناه و تجاوز مى كردند، آنها از اعمال زشتى كه انجام مى دادند يكديگر را نهى نمى كردند چه بدكارى انجام مى دادند.
281- آل عمران / 110: شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شديد، زيرا امر به معروف و نهى از منكر مى كنيد.
282- اعراف / 165: اما هنگامى كه تذكراتى را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، نهى كنندگان از بدى را رهايى بخشيديم و آنها را كه ستم كردند به عذاب شديدى به سبب نافرمانيشان گرفتار ساختيم .
283- حج / 41: ياران خدا كسانى هستند كه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم نماز را برپا مى دارند و زكات را ادا مى كنند و امر به معروف و نهى از منكر مى نمايند.
284- مائده / 2: در راه نيكى و پرهيزگارى با هم تعاون كنيد و (هرگز) در راه گناه و تعدى ، همكارى ننماييد.
285- مائده / 63: چرا دانشمندان نصارا و علماى يهود آنها را از سخنان گناه آميز و خوردن مال حرام نهى نمى كنند؟ چه زشت است عملى كه انجام مى دهند.
286- هود / 116: چرا در قرون (و اقوام ) قبل از شما دانشمندان صاحب قدرتى نبودند كه از فساد در زمين جلوگيرى كنند، مگر اندكى از آنها كه نجاتشان داديم .
287- نساء / 135: اى كسانى كه ايمان آورده ايد كاملا قيام به عدالت كنيد، براى خدا گواهى دهيد، اگر چه (اين گواهى ) به زيان خود شما يا پدر و مادر يا نزديكان شما بوده باشد.
288- نساء / 114: در بسيارى از سخنان در گوشى (و جلسات محرمانه ) آنها خير و سودى نيست مگر كسى كه (به اين وسيله ) امر به كمك به ديگران يا كار نيك يا اصلاح در ميان مردم كند، و هر كس براى خشنودى پروردگار چنين كند، پاداش بزرگى به او خواهيم داد.
289- حجرات / 9: هرگاه دو گروه از مؤمنان باهم به نزاع و جنگ پردازند، در ميان آنها صلح برقرار سازيد.
290- حجرات / 9: و اگر يكى از آنها بر ديگران تجاوز كند با طايفه ظلم پيكار كنيد تا به فرمان خدا باز گردد.
291- اين حديث را ابوداوود، در ج 2، ص 436 كتاب خود و ابن ماجه و ابن حيان - به طورى كه در الجامع الصغير آمده - به سنن حسن آورده اند.
292- مائده / 105: هنگامى كه شما هدايت يافتيد گمراهى كسانى كه گمراه شده اند به شما زيانى نمى رساند.
293- اين حديث را ابن ماجه به شماره 4014، كتاب الفتن نقل كرده است .
294- اين حديث را عبد بن حميد و سعيد بن منصور - به طورى كه در درالمنثور، ج 2، ص 339 آمده - از وى نقل كرده است .
295- اين حديث را طبرانى در الاوسط و بزّاز از ابوهريره - به طورى كه در مجمع الزوائد، ج 7، ص 266 آمده است - نقل كرده اند.
296- اين حديث را اصفهانى در حديثى از ابن عمر - به طورى كه در الترغيب ، ج 3، ص 231 آمده - نقل كرده است .
297- عراقى گويد: اين حديث را ابومنصور ديلمى در مسند الفردوس با اكتفاى به سطر اول از حديث جابر با اسناد ضعيف نقل كرده ولى سطر ديگر را على بن معبد در كتاب الطاعة و المعصية از روايت يحيى بن عطا به طور مرسل نقل كرده است كه من اين شخص را نمى شناسم . مى گويم : در كافى ، ج 5، ص 59 نظير همين آمده است .
298- اين حديث را ابن ماجه در سنن به شماره 4017، از قول ابوسعيد خدرى نقل كرده است .
299- اين حديث را مسلم در ج 7، ص 3 از قول ابوسعيد خدرى نقل كرده است .
300- اين حديث را ابن سنى در كتاب عمل اليوم و الليله ، ص 3 نقل كرده و ابوداوود و ابن ماجه از قول عدى بن عدى نظير آن را نقل كرده است .
301- اين حديث را احمد در مسند خود، ج 3، ص 192 از قول عدى بن عميره نقل كرده و ابوداوود در سنن ، ج 2، ص 438 از حديث عدى بن عدى نظير آن را آورده است .
302- عراقى گويد: اين حديث را ابن ابى الدنيا با اسناد ضعيف ، بدين عبارت : ((چگونه خواهيد بود آن وقتى كه امر به منكر كنيد و نهى از معروف )) و ابويعلى از قول ابوهريره در حالى كه به سه سؤ ال و جواب اول اكتفا كرده بدون دو سؤ ال بعدى نقل كرده اند و اسناد آن ضعيف است و از كتاب كافى نيز نظير آن خواهد آمد.
303- اين حديث را طبرانى و بيهقى با سندى حسن - به طورى كه در الترغيب ، ج 3، ص 304 آمده - نقل كرده اند.
304- اين حديث را بيهقى در الشعب از قول ابن عباس با همان سند حديث قبلى نقل كرده است . المغنى .
305- نظير اين حديث را مسلم در صحيح ، ج 1، ص 51 نقل كرده است .
306- اين حديث را طبرانى در الكبير و الاوسط نقل كرده است ، در سلسله سند آن يحيى بن يعلى اسلمى وجود دارد و او ضعيف است ، همچنين - به طورى كه در مجمع الزوائد، ج 7، ص 268 آمده است - بزّاز نيز آن را روايت كرده است .
307- شورا / 42.
308- كافى ، ج 5، ص 56.
309- كافى ، ج 5، ص 56.
310- كافى ، ج 5، ص 56.
311- كافى ، ج 5، ص 56.
312- كافى ، ج 5، ص 57، به شماره 5.
313- در متن كلمه جفوة به معناى خشونت و تندى آمده است اما در ماءخذ اصلى (ج 5 كافى ) غفيرة آمده است كه صحيح تر است و معناى جمله چنين مى شود: در برادر مسلمانى مال و اولاد فراوانى ديديد، باعث حسد شما نسبت به او نشود.
314- كافى ، ج 5، ص 57، شماره 6.
315- كافى ، ج 5، ص 58، شماره 8.
316- كافى ، ج 5، ص 58، شماره 9.
317- كافى ، ج 5، ص 58.
318- كافى ، ج 5، ص 59.
319- كافى ، ج 5، ص 59.
320- كافى ، ج 5، ص 59.
321- كافى ، ج 5، ص 59.
322- كافى ، ج 5، ص 59.
323- التهذيب ، ج 2، ص 56.
324- التهذيب ، ج 2، ص 56.
325- بخش آثار از همين كتاب ؛ احياء العلوم .
326- اين حديث را آمدى در غررالحكم نقل كرد، همان طورى كه در مستدرك ، ج 2، ص 361 آمده است .
327- آل عمران / 104: بايد از ميان شما جمعى دعوت به نيكى كنند و امر به معروف و نهى از منكر انجام دهند و آنها رستگارانند.
328- اعراف / 159: و از قوم موسى گروهى به سوى حق هدايت مى كنند و حاكم به حق و عدالتند.
329- نحل / 121: همانا ابراهيم (به تنهايى ) يك امت بود، مطيع فرمان خدا.
330- كافى ، ج 5، ص 60 - 59.
331- كافى ، ج 5، ص 60 - 59.
332- من لا يحضره الفقيه ، باب انكار المنكر بالقلب ، ص 60.
333- من لا يحضره الفقيه ، باب انكار المنكر بالقلب ، ص 60.
334- من لا يحضره الفقيه ، باب انكار المنكر بالقلب ، ص 64.
335- منافقون / 8: در حالى كه عزت مخصوص خدا و رسول او مؤمنان است .
336- كافى ، ج 5، ص 64.
337- اين حديث را شيخ در تهذيب ، ج 2، ص 57 از اميرالمؤمنين (عليه السلام) نقل كرده است .
338- كافى ، ج 5 باب انكار المنكر بالقلب ص 60.
339- جعفريات با اسناد از جعفر بن محمّد (عليه السلام) به نقل از پدران بزرگوارش از اميرالمؤمنين از پيامبر (صلى اللّه عليه و اله )، به طورى كه در مستدرك ، ج 2، ص 361 آمده است و ابوداوود در ج 2، ص 438 آن را نقل كرده است .
340- بقره / 44: آيا مردم را به نيكى دعوت مى كنيد، اما خودتان را فراموش ‍ مى كنيد.
341- مائده / 105: اى كسانى كه ايمان آورده ايد مراقب خود باشيد هنگامى كه شما هدايت يافتيد گمراهى كسانى كه گمراه شده اند، به شما زيانى نمى رساند.
342- مصباح الشريعه ، باب 64.
343- التهذيب ، ج 2، ص 46.
344- بقره / 195: خود را به دست خود به هلاكت نيفكنيد.
345- به اين كه اين داستان از اصل درست است يا نادرست ، كارى نداريم ولى به شهادت تاريخ در دستگاه بنى اميه و بنى مروان ، جز در مدت خلافت عمر بن عبدالعزيز اثرى از عدالت و توجه به شكايت مظلوم نبوده است . بنابراين ، اين بخش از داستان احتمالا به همان زمان محدود از خلافت عمر بن عبدالعزيز نظر دارد، ضمنا تمام اين داستان بجز اين قسمت و اختلاف جزيى ديگر در مجموعه ورام ، ج 2، ص 579 - 577 ترجمه اين جانب آمده است ، ولى قسمت پايانى داستان كه دوباره منصور كسى را به دنبال او فرستاد و او نيامد، و دعايى را براى نجات فرستاده منصور از ظلم وى به او آموخت و بعد منصور گفت : او ممكن است خضر (عليه السلام) باشد، كلا در مجموعه ورّام نيامده است . بايد توجه داشت كه تسلط شيطان بر امثال منصور افزونتر از آن بود كه نصايح اوزاعى و يا ديگران در او اثر كند؛ زيرا او از هيچ جنايتى فروگذار نكرد، بخصوص در قتل مظلومان از آل رسول (صلى اللّه عليه و اله ) كه روى تاريخ را سياه كپرد. - م .
346- اين حديث را احمد در مسند خود ج 2، ص 403 از قول ابن مسعود و ابن حبان نيز از وى روايت كرده است .
347- اين حديث را ترمذى و حاكم در ج 1، ص 532 كتاب خود با همان عبارت نقل كرده است .
348- مؤمن / 60: مرا بخوانيد تا (دعاى ) شما را اجابت كنم .
349- اين حديث را ابن سعد در طبقات 7 ج 1 (بخش 2) صفحه 89 و ابن شيبه ، عبدبن حميد، مسلم ابن منذر، حاكم و ابن مردويه چنانكه در الدرالمنثور، ج 6، ص 250 آمده نقل كرده اند.
350- اعراف / 199: با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير و به نيكيها دعوت نما و از جاهلان رو بگردان .
351- نحل / 90: خداوند به عدل و احسان ... فرمان مى دهد.
352- نحل / 127: صبر كن و صبر تو فقط براى خدا و به توفيق خدا باشد.
353- لقمان / 17: و در برابر مصايبى كه به تو مى رسد با استقامت و شكيبا باش كه اين از كارهاى مهم و اساسى است .
354- شورى / 43: كسانى كه شكيبايى و عفو كنند، براستى اين از كارهاى پر ارزش است .
355- مائده / 13: از آنها درگذر و صرف نظر كن كه خداوند نيكوكاران را دوست مى دارد.
356- نور / 22: آنها بايد عفو كنند و صرف نظر نمايند، آيا دوست نمى داريد خداوند شما را ببخشد؟
357- فصلت / 34: بدى را با نيكى دفع كن ، تا دشمنان سرسخت تو همچون دوستان صميمى و گرم شوند.
358- آل عمران / 134: خشم خود را فرو مى برند و از خطاى مردم مى گذرند.
359- حجرات / 12: اى كسانى كه ايمان آورده ايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمانها گناه است ، و هرگز (در كار ديگران ) تجسس نكنيد و هيچ يك از شما ديگرى را غيبت نكنيد.
360- آل عمران / 128: هيچ گونه اختيارى (درباره سرنوشت كافران يا مؤمنان فرارى از جنگ ) براى تو نيست ... اما خبر را بخارى در ج 5، ص ‍ 127، ابن ابى شيبه ، احمد، عبدبن حميد، مسلم ، ترمذى ، نسائى ، ابن جرير، ابن منذر، ابن ابى حاتم ، و نخّاس در ناسخ خود و بيهقى در الدلائل از قول انس - به طورى كه در درالمنثور ج 2، ص ‍ 70 آمده - نقل كرده اند.
361- اين حديث را بزّاز در مسند خود - به طورى كه در مجمع الزوائد، ج 9، ص 15 آمده - با سند معتبرى نقل كرده است .
362- قلم / 4: و تو اخلاق عظيم و برجسته اى دارى .
363- اين حديث را حاكم در ج 1، و طبرانى در الاوسط - به طورى كه در مجمع الزوائد، ج 8، ص 188 آمده - نقل كرده اند.
364- در كتاب معتبرى اين حديث و حديث بعدى را نيافتم .
365- نحل / 90: خداوند فرمان به عدل و احسان و بخشش به نزديكان مى دهد و...
366- اين حديث را ابونعيم در حليه و بيهقى در الزهد نقل كرده است . المغنى .
367- اين حديث را ابوالشيخ در كتاب اخلاق رسول اللّه (صلى اللّه عليه و اله ) آورده است . المغنى .
368- اين حديث را مسلم ، ج 2، ص 72 از قول انس نقل كرده و بخارى نيز نظير آن را آورده است .
369- اين حديث را ترمذى در الشمائل از قول حسن بن على بن ابى طالب (عليه السلام) ضمن حديث طولانى راجع به اوصاف پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) نقل كرده است .
370- مسلم و بخارى اين حديث را از قول على بن ابى طالب (عليه السلام) نقل كرده اند و در حديث عايشه آمده : پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) جز با زنى كه مالك بود تماس نگرفت . 371- اين حديث را طبرانى در الاوسط نقل كرده است .
372- اين حديث را ابوداوود، در ج 2، ص 152 ضمن حديث طولانى از قول بلال نقل كرده است .
373- اين حديث را بخارى به روش خود در كتاب النّفقات از صحيح خويش ج 7، ص 181 از قول عمر نقل كرده و مسلم نيز نظير آن را آورده است .
374- اين حديث را ترمذى و ابن ماجه از قول ابن عباس نقل كرده اند.
375- اين حديث را احمد در مسند عايشه و صدوق در خصال ج 1، ص ‍ 130 و بخارى در ج 7، ص 85 و ج 8 ص 121 نقل كرده است .
376- اين حديث را ترمذى در ج 8، ص 31 و احمد از قول عايشه نقل كرده است .
377- بخارى ، در ج 6، ص 225 و مسلم در ج 7، ص 77 مطلبى شامل اين مضمون آورده اند.
378- ترمذى در الشمائل ص 23 و ابن ماجه و حاكم اين حديث را از انس نقل كرده اند.
379- اين حديث را بخارى در ج 3، ص 192 و 195 صحيح خود آورده است .
380- اين حديث را حاكم نقل كرده و قبلا گذشت .
381- اين حديث را ترمذى چنين نقل كرده : دنيا و مال دنيا او را خشمگين نمى كرد و در برابر تجاوز به حق چيزى جلو خشم او را نمى گرفت .
382- مسلم اين حديث را در ج 5، ص 201 از قول عايشه نقل كرده است .
383- اين حديث را مسلم در ج 5، ص 98 از حديث سهل بن ابى حثمه نقل كرده است .
384- اين حديث را مسلم در ج 5، ص 98 از حديث سهل بن ابى حثمه نقل كرده است .
385- اين حديث را بخارى در ج 5، ص 138 ضمن داستان كندن خندق نقل كرده و طبرانى در حديث طولانى - به طورى كه در مجمع الزوائد ج 6، ص 131 آمده - با سند معتبرى نقل كرده است .
386- درباره تمام اين مطالب به المواهب اللدنية قسطلانى ، ج 1، ص 308 فصل ما تدعو ضرورته اليه (صلى اللّه عليه و اله ) مراجعه كنيد.
387- به سند اين حديث برخورد نكردم ، عراقى گويد: چنين عملى را بين اعمال پيامبر سراغ ندارم قول معروف نوشته ابن ماجه است از قول جابر كه ما در زمان رسول خدا كمتر پيش مى آيد كه طعامى داشته باشيم و اگر هم داشتيم ، جز دست و ساعد خود چيزى براى گستردن نداشتيم .
388- در امالى صدوق ، ص 192 نظير اين حديث آمده است .
389- اين حديث در آداب خوردن ص 7 گذشت ، با اين عبارت : لودعيت الى كراع لا جبت .
390- اين حديث را ترمذى در ج 4، ص 235 و ابن ماجه به شماره 4178 نقل كرده اند.
391- به كتاب المواهب اللدنية ، ج 1، ص 302 مراجعه كنيد، حاكم در ج 3، ص 313 از عايشه نقل كرده مى گويد: پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) نگهبان داشت تا اين كه آيه اللّه عصمك من الناس نازل شد، پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) سر از گنبد در آورد و فرمود: مردم ، برويد خداوند نگهدار من است .
392- در كتاب شمائل ترمذى ص 23 و همچنين در كتاب الشمائل ابوالحسن بن ضحاك نظير اين مطلب آمده است .
393- در صحيح بخارى ، ج 4، ص 231 و سنن ابى داوود آمده است : ((پيامبر صلى اللّه عليه و اله حديث را براى وعده معاد مى فرمود نه براى عدد و رقم )) سند اين حديث صحيح است . و در حديث هند بن ابى هاله آمده است :
پيامبر فصلى سخنان كوتاه و پر معنى فرمود بى كم و زياد. المعانى صدوق ص 81 و الشمائيل ترمذى ص 15.
394- حديثى با اين عبارت ترمذى در الشمائل ص 16 از قول عبداللّه بن جزء آورده : من كسى را متبسم تر از رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) نديدم .
395- احمد در مسند عايشه به اين مضمون مطلبى را نقل كرده است .
396- به الشمائل ترمذى ص 6 و صحيح مسلم ج 6 ص 145 مراجعه كنيد.
397- اين حديث را مسلم در ج 6 ص 151 آورده است .
398- اين حديث را ترمذى در الشمائل ص 7 و مسلم در ج 6 ص ‍ 152 صحيح خود نقل كرده اند.
399- اين حديث را بخارى در ج 6 ص 49 و ج 4 ص 67، صحيح خود آورده است .